ریگای ئاشتی

همه ي نوشته هايم تقديم به :کرد و کردستانی

له‌یلا زانا چاوپێكه‌وتنی‌ گۆڤارێكی‌ ئه‌مریكی‌ ره‌تده‌كاته ‌وه



سایتی‌ چاودێر:
خاتوو له‌یلا زانا كه‌سایه‌تی‌ و سیاسه‌تمه‌داری‌ ناسراوی‌ كورد له‌ توركیا ته‌ئكیدی‌ كرده‌وه‌ كاتی‌ ئه‌وه‌ هاتوه‌ كێشه‌ی‌ كورد له‌ توركیا چاره‌سه‌ر بكرێت..




گۆڤاری‌ ( زه‌ تایم ) ی‌ ئه‌مریكی بڵاوی‌ كرده‌وه‌ ، خاتوو له‌یلا زانا وتی‌ : ئێمه‌ زۆر بۆ راگه‌یاندنه‌كان قسه‌مان كرد ، ئێستا كاتی‌ ئه‌وه‌ هاتوه‌ كار بكه‌ین و شتێك بكه‌ین بۆ گه‌لی‌ خۆمان .
هه‌فته‌ی‌ رابردوو له‌ پارله‌مانی‌ ئه‌وروپا كۆنفرانسێك سه‌باره‌ت به‌ كێشه‌ی‌ كورد له‌ توركیا به‌رێوه‌چوو ، له‌و كۆنفرانسه‌دا خاتوو له‌یلا زانا ئاماده‌ بوو و وتارێكی‌ پێشكه‌ش كرد .
گۆڤاری‌ زه‌ تایم رایگه‌یاندوه‌ ، داوایان له‌ له‌یلا زانا كردوه‌ چاوپێكه‌وتنێكی‌ له‌گه‌ڵ ئه‌نجام بده‌ن به‌ڵام زانا ئه‌وه‌ی‌ ره‌ت كردۆته‌وه‌ و وتویه‌تی‌ قسه‌م زۆر بۆ میدیاكان كردوه‌ ، ئێستا كاتی‌ ئه‌وه‌یه‌ شتێك بۆ گه‌له‌كه‌مان بكه‌ین و دواتر قسه‌ بۆ رۆژنامه‌
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم بهمن 1387ساعت 23:24  توسط رحیم بصیری  | 

دولت می گوید 27 نشریه محلی در کردستان چاپ و منتشر می‌شود

Image یک مقام دولت احمدی نژاد در کردستان آمار جالبی از انتشار نشریات در کردستان اعلام کرده و گفت : در حال حاضر 27 نشریه محلی در استان چاپ و منتشر می شود. این خبر به مناسبت جشن های پیروزی انقلاب در سیروان نشریه استانداری کردستان چاپ شده است.دیگر آمارهای را در پی بخوانید:
قبل از انقلاب آثاری از تولید فیلم نیمه سینمایی حرفه ای به چشم نمی خورد در حالی كه در طول 30 سال خدمت نظام اسلامی بیش از 108 فیلم نیمه سینمایی حرفه ای در استان تولید شده است.
وی راه اندازی10 آموزشگاه آزاد هنری، 57 انجمن فرهنگی هنری، هفت موسسه فرهنگی هنری، 198 فروشگاه عرصه محصولات فرهنگی، 17 انتشاراتی،60 كانون آگهی و تبلیغات،10 چاپ سیلك، 9 خبرگزاری،92 كانون فرهنگی هنری مساجد،19 موسسه قرآنی و هفت خانه نور را از جمله اقدامات30 ساله نظام جمهوری اسلامی عنوان كرد و گفت: كارنامه رژیم پهلوی در هر یك از موارد مذكور صفر و سیاه است.
تعداد سالن های نمایش و موسیقی قبل از انقلاب را یك سالن با ظرفیت 180 نفر ذكر كرد و گفت: به بركت نظام جمهوری اسلامی در این30 سال12 سالن با ظرفیت دو هزار و840 نفر ساخته شده است.
وی با اشاره به انتشار تنها سه نشریه محلی، قبل از پیروزی انقلاب در استان افزود‌: در حال حاضر 27 نشریه محلی در استان چاپ و منتشر می شود.
وی تعداد كتابفروشی های فعال قبل از سال 57 را پنج كتابفروشی ذكر كرد و گفت: هم اكنون بیش از 93 كتابفروشی در سطح استان فعال هستند.
وی با اشاره به افزایش 54 نمایندگی روزنامه های سراسری و 59 دكه مطبوعاتی در دوران انقلاب اسلامی در استان افزود:‌ از سال 57 تاكنون برای چاپ یك هزار و 860 جلد كتاب مجوز صادر شده در حالی كه قبل از انقلاب تنها یك مجوز چاپ كتاب صادر نشده است.
احمدی ساخت سه سینما را از دیگر دستاوردهای انقلاب اسلامی در استان برشمرد و گفت: در این مدت 28 واحد كتابخانه عمومی به مجموع كتابخانه های استان اضافه شده است.
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم بهمن 1387ساعت 23:32  توسط رحیم بصیری  | 

اخرین گزارش رسمی دولت -کشف 112 کیلو طلا در محور سقز- پیرانشهر محرز شد


Image دولت درگزارشی که از اکتشافات طلا ودیگر فلزهای گرانبها درایران منتشر کرد خبرداد در محور سقز- پیرانشهر در 5 محدوده وجود یکصد و دوازده کیلو طلا قطعی شده است.
به گزارش کوردنیوز ، روابط‌ عمومى‌ سازمان زمین ‌شناسى و اکتشافات ‌معدنى کشور به نقل از « بهروز برنا» مدیر امور اکتشاف این سازمان اعلام کرد:در حال حاضر اکتشافات در 5 محدوده واقع در کردستان به پایان رسیده و وجود یکصد و دوازده کیلو طلا، 719 نقره و حدود صد هزار تن کانسنگ مس در منطقه خراپه واقع در محور سقز- پیرانشهر محرز شده است.

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت 13:14  توسط رحیم بصیری  | 

دو خبر ورزشی از شهرمان

حسن فرداد نایب قهرمان آسیا شد

سایت آروکمپ: حسن فرداد دونده خوش سابقه سقزی توانست مدال نقره مسابقات قهرمانی پیاده روی رده بزرگسالان آسیا را کسب کند.

حسن فرداد

حسن فرداد

به گزارش آروکمپ در این مسابقات که هفته آخر دیماه در کشور تایلند و با حضور دوندگانی از ۳۰ کشور آسیایی و استرالیا برگزار شد آقای حسن فرداد توانست با پشت سر گذاشتن حریفان خود و با اختلاف ۵ ثانیه با نفر اول به خط پایان برسد و مقام دوم این مسابقات را کسب کند.
لازم به ذکر است آقای حسن فرداد که قهرمان پیاده روی بزرگسالان ایران است تاکنون توانسته است به چندین مقام ارزشمند آسیایی دست یابد.


پیروزی در جام وهبی امره کشتی فرنگی کشور را از شوک المپیک خارج کرد

سایت فدراسیون کشتی جمهوری اسلامی ایران:سردار پاشایی پس از نایب قهرمانی تیم منتخب کشتی فرنگی کشورمان در جام وهبی امره ترکیه گفت: کسب این عنوان باعث شد تا مجموعه‌ی کشتی فرنگی کشور از شوک نتایج المپیک پکن خارج شود.

مربی تیم کشتی فرنگی امام رضا (ع) قائم‌شهر، در گفت و گو با روابط عمومی فدراسیون کشتی در این رابطه اظهار کرد: کسب این عنوان را به مجموعه‌ی کادر فنی تیم ملی کشتی فرنگی تبریک می‌گویم. نتایجی که کسب شد در طول دوره‌هایی که تیم‌های ایران در این جام بین‌المللی معتبر شرکت می‌کردند بی‌سابقه بوده است. به شخصه معتقدم که موفقیت کشتی‌گیران ما نشان داد که مربیان تیم ملی مسیر درستی را برای رسیدن به موفقیت انتخاب کرده‌اند. در واقع این پیروزی‌ها باعث شد تا مجموعه‌ی کشتی فرنگی از شوکی که بعد از المپیک پکن دچار آن شده بود خارج شود.

وی افزود: داشتن شرایط خوب روحی و روانی یکی از پله‌های موفقیت است که خوشبختانه مربیان نشان دادند به خوبی مجموعه‌ی تیم ملی را از این مرحله عبور داده‌اند.

پاشایی، با بیان اینکه این پیروزی به تمامی کشتی‌ فرنگی کشور تعلق دارد و نباید ان را با تفکرات شخصی تحلیل و ارزیابی کرد، اظهار داشت: محمد بنا و سایر مربیان تیم ملی نمایندگان تمامی مربیان کشتی فرنگی کشور هستند که در تیم ملی خدمت می‌کنند. امروز اگر کسی با یک مربی تیم ملی مشکل شخصی دارد نباید این نتایج را کم رنگ کند و یا به سادگی از کنار آن عبور نماید. این پیروزی خواسته‌ی قلبی تمامی مربیان و کشتی‌گیران فرنگی‌ کشور است و همگی از کسب این نتیجه بسیار خوشحالند.

این مربی کشتی فرنگی در ادامه خاطرنشان کرد: اگر در بین همه‌ی مربیان و فرنگی‌کاران همدلی وجود داشته باشد نتیجه‌ی آن چیزی است که امروز شاهد آن هستیم. برخی از همین فرنگی‌کاران که به مسابقات جام وهبی امره اعزام شدند، اگر در یک شرایط خوب روحی و روانی قرار بگیرند مطمئنا در المپیک لندن جزء مدال‌بگیران تیم ملی هستند به هرحال برای این مجموعه آرزوی موفقیت می‌کنم.

وی در پایان با اشاره به آخرین وضعیت تیم کشتی فرنگی امام رضا (ع) قائم‌شهر نیز گفت: با تعاملی که با مربیان تیم ملی خواهیم داشت. سعی داریم تا بدون مشکل لیگ را در کمترین زمان به اتمام برسانیم که البته برنامه‌ی کامل آن را کمیته‌ی لیگ تدوین کرده است. تیم خوبی جمع کرده‌ایم و امیدوارم فینالیست این دوره از لیگ باشیم.

در مسابقات جام بین‌المللی کشتی فرنگی وهبی امره در استانبول ترکیه ، کشتی گیران کشورمان موفق به کسب دو مدال طلا ، یک نقره و دو برنز شدند


+ نوشته شده در  جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت 13:5  توسط رحیم بصیری  | 

چه گوارا



http://www.media.sedayemardom.net/images/che_1.jpg         چه گوارا
عکس بالا رو که میشناسید؟؟؟ کسی هست که نشناسه ایشون رو؟؟؟ بله چه گوارا رو کم کسی هست که نشناسه و طبق نظر سنجیهایی که به عمل اومده هفتاد و شش درصد جوانان دنیا چه گوارا رو میشناسن!!! ولی چند در صد از این مردمی که عاشق ظاهر چه گوارا هستن ایدئولوژی چه و یارانش رو میشناسن؟؟؟ چند درصد از مردم میدونن که چه اهل کدوم کشور بوده؟؟؟ چند درصد از جوانانی که دنباله رو چه گوارا شدن میدونن که به چه دلیل چه گوارا تفنگ به دست شد؟؟؟ متاسفانه خیلی از جوانانی که دنباله رو ایشون هستند باور کنید خوب ایشون رو نمیشناسن و بیشتر به خاطر عکس جذاب چه و افه آرمانگرایانه چه گوارایی ادای اون رو درمیارن و متاسفانه بسیاری از گروهکهای اول انقلاب از عکس ایشون سوء استفاده کردن و جوانهای زیادی رو به نابودی کشاندند. تو کشور ما برعکس نقاط دیگه دنیا عکس چه گوارا مردم رو میترسوند به ویژه در اوایل انقلاب ایران چون منافقین و جنبشهای چپ گرا (کومونیستی) خیلی خودشون رو طرفدار ایشون میدونستن و عکسش رو به عنوان سمبل خودشون به در و دیوارها میزدند. عکس چه گوارا به عنوان نماد و سمبل سوسیالیسم و کومونیسم همیشه بر سر در و دیوارهای کشورهای سوسیالیستی سابق و گروهای طرفدار آنها بود. متاسفانه خیلی از جوانان دنیا که تازگیها تو کشور ما هم زیاد شدن بدون اینکه بدونن ایشون کی بودن و مرام زندگی سیاسیشون چی بوده خودشون رو طرفدار ایشون مینامن که در دانشگاه ها بیشتر از جاهای دیگه هستند٬ در این محبوبیت ظاهر جذاب و دلنشین چه گوارا هم نقش کمی نداره و همنیطور آزادی خواهی او ولی تمام اینها دلیل نمیشه که بدون دونستن و شناخت این مرد طرفداریش رو کرد. حالا چه گوارا اصلاْ کی بوده؟؟؟
 
هشتاد  سال پيش در روز 14 ژوئن سال 1928 ميلادي ارنستو رافائل دولا سرنا در شهر روزاريو آرژانتين متولد شد.او سنين نوجواني را در شهر كوردوبا سپري كرد سپس در دانشگاه بوينس آيرس در رشته پزشكي فارغ التحصيل شد. در سال 1951 ميلادي ، ارنستو پس از اخذ مدرك پزشكي دست به سفري در كشورهاي آمريكاي لاتين زد كه چندين ماه به طول انجاميد و در اين سفر با فقر و فلاكتي كه در منطقه حكم فرما بود ، آشنا شد. ارنستو چه گوارا در سال 1955 ميلادي در شهر مكزيكو با فيدل كاسترو ملاقات كرد. او فیدل رادر مبارزاتش علیه باتیستا دیکتاتور کوبا یاری کرد و تا موفقیت کامل همراه او ماند٬ ارنستو در کوبا به چه معروف شد زیرا کلمه چه CHE در زبان لغوی آرژانتین به معنای خط فاصله است و دیگر کشورهای آمریکای لاتین آرژانتینیها را به این دلیل چه خطاب میکنند. بعد از تسلط فیدل کاسترو بر کوبا چه گوارا با کاسترو اختلافاتی پیدا کرد زیرا چه طرفدار مکتب مائوئیسم در کمونیسم بود ولی کاسترو با نزدیکی به شوروی که از نظر مائو به کمونیست خیانت کرده بود از هدفهایشان دور شده بود به همین دلیل چه گوارا قصد رفتن از کوبا را کرد. چه گوارا به بوليوي رفت و عليه ديكتاتوري وقت بوليوي دست به يك جنگ چريكي زد. اما در اثر يك توطئه سازمان سيا در سال 1967 ميلادي توسط نيروهاي ارتش بوليوي اسير شد و به دستور سازمان سيا پس از تحمل شكنجه هاي فراوان كه حتي گفته مي شود دست چپ او را قطع كردند (زيرا عكس هايي كه از جسد او تهيه شده از زاويه اي گرفته شده اند كه دست چپ او غيرقابل مشاهده است) در روز 9 اكتبر سال 1967 ميلادي به قتل رسيد و از آن تاریخ به بعد چه گوارا به سمبل و نماد کومونیسم و سوسیالیسم تبدیل شد زیرا هم مرد مبارزی بود و هم چهره خوبی داشت که برای اهداف آرمانگرایانه چپگراها بسیار مناسب مینمود.
 
من با تمام احترامی که برای دوستداران این مرد قائلم باید خدمتتون عرض کنم که چه گوارا طرفدار جنبشی بود( کمونیسم) که جان بیش از صد میلیون انسان بیگناه را در سر تا سر عالم گرفت٬ کومونیستها وقتی به کشوری پا میذاشتن شروع به قتل عام مردم معترض میکردن و بعد از تثبیت قدرت ظلمهای زیادی در حق مردم اون سرزمین روا میداشتند٬ شاید چه گوارا مرد شجاع و مبارزی بوده که برای همه ما قابل احترامه ولی متاسفانه به نظر من راهی رو که برای مبارزه انتخاب کرده بود راهی درستی نبوده٬ امیدوارم جوانان علاقه مند به سیاست قبل از تحت تاثیر قرار گرفتن به وسیله عکس چه گوارا و یا سرودهای انقلابی پرشور و یا شعارهای آرمانگرایانه زیبا در ماهیت آن گروه سیاسی دقت کنند تا خدای ناکرده مانند عده زیادی از جوانان اوایل انقلاب به دام سوء استفاده گران نیافتند.
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت 23:19  توسط رحیم بصیری  | 

وێنه‌ی حو ته

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت 22:59  توسط رحیم بصیری  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت 22:43  توسط رحیم بصیری  | 

بهمن قبادي کارگردان نام آوازه کرد بافیلم سینمایی «ملانصرالدين»می آیید


Image شرکت آمریکایی «دريم ‌وركز» از بهمن قبادي کارگردان نام آوازه کرد برای ساخت فیلم سینمایی «ملانصرالدين» دعوت كرده تا كارگرداني اين فيلمنامه را به‌عهده بگيرد. فيلمنامه این فیلم توسط نويسندگان آمريكايي نوشته شده و كمپاني دريم‌ وركز كه تهيه‌كنندگي آن را به عهده دارد در حال مذاكره با بهمن قبادي است تا كارگرداني اين فيلمنامه را به ‌عهده بگيرد.
ایسنا می نویسد که در صورت موافقت قبادي، اين فيلم درعراق، تركيه، ارمنستان و ايران فيلمبرداري خواهد شد اما او فعلا خواستار تغييراتي در قصه است.
در خلاصه داستان اين فيلم ‌نامه آمده است: «دوخواهر و برادر 14‌و15 ساله، درتعدادي از كشورهاي خاورميانه به‌دنبال پدر خود، كه همان ملانصرا‌لدين معروف است ، مي‌گردد. در مسير داستان، زندگي ملانصرالدين كه 3 زن دارد، به همراه مشكلات وي، آثارش و رابطه‌اش با همسرانش مرور مي‌شود.»
از سوی ديگر «مژ فيلم» اعلام کرد؛ بهمن قبادي پس از دوسال كه در انتظار به سرانجام رسيدن فيلمنامه «در جست‌وجوي حسن» براي كارگرداني آن بود، از اين پروژه‌ انصراف داد.مژفیلم شرکت سینمایی قبادی است.
قبادي طي دو ملاقات با جيمز آيووري و كمپاني فيلمسازي‌اش Merchant Ivory در فرانسه و آمريكا، قصد كارگرداني آن را داشت. نسخه نخست فيلمنامه توسط كامبوزيا پرتوي نوشته شد كه طي سفري همراه با قبادي به فرانسه رفته بودند، و نسخه دوم توسط نويسندگان خارجي ، ترنس وارد Terence Werd و مهتا منصور Mahta Mansour شكل گرفت اما عدم رضايت قبادي از نسخه نهايي و مسير پيشرفت توليد، موجب شد تا وي رسما انصراف خود را از اين پروژه به تهيه‌كنندگان آن اعلام كند.
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت 22:41  توسط رحیم بصیری  | 

ساواک کدام روحانی و روحانیان کرد را اعدام کرد

Image به 47 سال پیش بازمی گردیم. به ده « علی آباد» سقز می رویم.آنجا که روحانی مبارزی دربرابر «بی عدالتی» دولت وستم مالکان وخان ها ایستاد وجانش رابرای آزادی وبرابری انسانهای دور وبرش گذاشت. روایت شده است آنگاه که ستمکاران راهی برای مقابله با او نیافتند اورا به اتهام داشتن« عقاید کمونیستی»!راهی ساواک دستگاه امنیتی وقت کردند وچنان او شکنجه کردند که دربهار سال41 درزندان ساواک سقز جاودانه شد.
پایگاه خبری حیات درگزارشی که به عنوان « مقاومت در زندان رژیم شاهنشاهی» منتشر کرده نوشت:« ملامحمد رشید علومی در سال 1340 به اتهام عقاید کمونیستی و مخالفت با خان ها و مالکان زندانی شد، دژخیمان ساواک در حبس او را شکنجه و آزار کردند لیکن این آزارها نتوانست ملارشید را از گفتن حق بازدارد، تا اینکه در بیستم اردیبهشت سال 1341 از بسیاری شکنجه ها در محبس ساواک شهر سقز به شهادت رسید. عمال ساواک همچنان شایعه سازی و تهمت و حربه خویش را ادامه دادند و این بار شایع کردند ملامحمد رشید خودکشی کرده است و برای آنکه بر ابهام ماجرا بیفزایند و زودباوران را بفریبند جسد شهید را بدون حضور مردم در علی آباد آیچی دفن کردند. اما یاد و اندیشه و شجاعت ملامحمد رشید علومی همچنان در خاطر آزادگان و دین داران باقی ماند.»
محمد رشید علومی کیست؟
ملامحمد رشید علومی نخستین شهید کردستان است. ایشان در سال 1300 شمسی در یکی از روستاهای سقز به نام گوره قلعه به دنیا آمد.
گوره قلعه در 33 کیلومتری شهرستان سقز است، پدرش صوفی علی، مردی زحمت کش بود که به سختی معاش خانواده اش را تامین می کرد، محمد رشید هفت ساله بود که مادرش را از دست داد.
پدر محمد رشیده او را در روستا گوره قلعه نزد حسام الدین ماجدی و ملاحسین ماجدی فرستاد تا مقدمات علوم دینی را از آنان فرابگیرد، محمد رشید بعد از درک محضر دو استادش در گوره قلعه به شهر سقز رفت و در آنجا در حلقه درس ملامحمدامین در مسجد ملاابراهیم حاضر می شد. همچنین در کلاس درس ملاعبدالقادر سعیدی در مسجد حاج کریم شرکت می کرد وی برای فراگیری علوم متعدد نظیر صرف، نحو، منطق، بلاغت، تفسیر، فقه، ادب فارسی و عربی به روستاهای کریم باد، باشماق، قوزلو، سنته، اپچی، هیجانان، حسن سالدران رفت و آمد می کرد تا اینکه برای تکمیل دانش خود به پنجوین عراق رفت و از فیض دانش حاج ملا اسماعیل بهره مند گشت سپس به سلیمانیه عراق رفت و در آنجا موفق شد علوم اصولف کلام، منطق و نجوم را از استاد ملاعبدالله آل خلیفه بیاموزد.
ایشان وقتی به ایران بازگشت در روستای آیچی سقز ازدواج کرد و صاحب سه پسر شد که تنها یکی از آنها در حیات ماند. ملامحمدرشید در ده علی آباد مسکن گزید و به درخواست مردم امامت جماعت آن روستا را برعهده گرفت و به ارشاد مردم پرداخت.
دیگر روحانیان کرد اعدام شده!
وقتی این خبر را با یکی از دوستان مطلعم درمیان نهادم اوگفت:درقبل از انقلاب سه روحانی دیگر شهید شده اند. او گفت: ملا امین «نوین»ی وملا نجم الدین ناصح «سوره تو» و همچنین ملا عبدالله کیله گلان سه روحانی مبارزی بوده اند که قبل از انقلاب توسط رژیم سفاک شاه به شهادت رسیده اند. «نوین» و «سوره تو» ازروستاهای توابع مریوان و کیله گلان از توابع کامیاران است
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت 22:33  توسط رحیم بصیری  | 

استاندار سابق کردستان حاضر نشد درباره مدرک تحصیلی‌اش توضیح دهد

spacer.png, 0 kB


Image محمد رضا رحیمی استاندار سابق کردستان و معاون پارلماني رئيس‌جمهور که صبح امروز احمدي‌نژاد را در ارائه لايحه بودجه به مجلس همراهي کرده بود، در پاسخ به پرسش پياپي خبرنگاران که به ابهام برخي نمايندگان نسبت به مدرک تحصيلي وي اشاره داشت، گفت: «مگر همه مشکل مملکت مدرک تحصيلي من است»؟
رسانه های خبری ایران گزارش کردند، رحيمي در جمع خبرنگاران پارلماني در پاسخ به پرسش ديگر خبرنگاران مبني بر اينکه برخي نمايندگان در نظر دارند به دليل شبهات موجود در مدرک تحصيلي وي، از رئيس جمهور سوال کنند، گفت: «سوال نمايندگان مجلس در اين زمينه غيرقانوني است».
معاون پارلماني رئيس‌جمهور در واکنش به اصرار خبرنگاران در اين زمينه گفت: «ولم کنيد؛ اجازه بدهيد بروم».
آفتاب گزارش می کند وي واکمن‌هاي خبرنگاران را که به سوي او گرفته شده بود، با دست کنار زد که اين مسأله موجب شکسته شدن واکمن يکي از خبرنگاران شد.
مهر هم نوشت:معاون رئیس جمهور در جمع خبرنگاران از طرح موضوع مدرک تحصیلی‌اش انتقاد کرد و آن را نادرست دانست. وی طرح ابهاماتی درباره مدرک تحصیلی خود را نادرست دانست و مطرح کردن سئوال نمایندگان را در این خصوص غیرقانونی قلمداد کرد و حاضر به ادامه گفتگو با خبرنگاران در این زمینه نشد.
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت 23:17  توسط رحیم بصیری  | 

معصومیت از دست رفته



image۳۲.JPG

مجال بازی او وخواهر هفت ساله‌‏اش تنها فاصله بین دو چراغ قرمز است. چراغ که سبز می‌‏شود “احمد” و “زهرا” کنار خیابان بی‌‏خیال هیاهوی خیابان و صدای بوق‌‏ها و ترمزها سرخوشانه دنبال هم می‌‏دوند و صدای خنده کودکانه‌‏شان توجه رهگذران را جلب می‌‏کند. آنان کودکی شان را تنها در این یک دقیقه خلاصه می‌‏کنند و بعد از قرمز شدن چراغ راهنمایی هر کدام لابه لای ماشین‌‏ها زن و مرد کوچکی هستند در فکر کسب و کار و گل‌‏های سرخ و سفید را به رانندگان و مسافران تعارف می‌‏کنند.”

 

گزارش خبرنگار”ایلنا” از پدیده کودکان خیابانی؛

 

آقا یه دسته گل بخر!” “خانم خواهش می کنم!” بعضی‌‏ها با دیدنشان شیشه‌‏های خودرو را بالا می‌‏کشند و بعضی دیگر با لبخندی تنها سرشان را تکان می‌‏دهند. شاید یکی هم باشد که دسته گلی بخرد و چند اسکناس کف دستشان بگذارد. با سبز شدن چراغ باز آنها باز در قابل کودکانه‌‏شان فرو می‌‏روند و صدای خنده‌‏شان فضا را می‌‏کند.

 

چند سالی می‌‏شود از دهدشت به تهران آمده‌‏اند. آنها هر روز صبح با پدرشان که یک چهار راه بالاتر گل می‌‏فروشد از شهر قدس به تهران می‌‏آیند و گل‌‏ها را یکی از همشهری‌‏هایشان صبح زود به آنها می‌‏رساند.

“هر دسته گل را ۵۰۰ تا ۷۰۰ تومان می‌‏خریم و ۱۵۰۰ تومان می‌‏فروشیم.” آنها قول می‌‏گیرند رازشان را برای کسی بازگو نکنم!

 

” اگر بدانند گلها را ۵۰۰ تومان می‌‏خریم دیگر بهمان ۱۵۰۰ تومان نمی‌‏دهند.”

 

فکر می‌‏کنم ترس‌‏ها و شادی‌‏های این کودکان چقدر ساده، کوچک و زیبا است. هیچکدام تا حالا مدرسه نرفته‌‏اند. “ما هیچکداممان مدرسه نمی‌‏رویم. پدرم قول داده سال دیگر که وضعمان خوب شد در مدرسه اسممان را بنویسد تا آن موقع هم کمک می‌‏کنیم زندگیمان بچرخد.”

 

آنها هروز کمی از پولشان را جمع می‌‏کنند تا کیف و دفتر بخرند. زهرا از جیبش چند مداد رنگی قد و نیم قد بیرون می‌‏آورد: “اینها را خودمان خریده‌‏ایم. دفتر نقاشی هم خانه داریم …

 

از زهرا می‌‏پرسم: “دوست داری اینجا گل بفروشی!” احمد انگار دوست ندارد خواهرش با غریبه ها حرف بزند می گوید: آره دوست داره!” و دست خواهرش را می کشد تا در هیاهوی ماشینها گم شوند. زهرا سرش را پایین می‌‏اندازد.

 

برای شهروندان تهرانی تصویر کودکان گل فروش، آدامس فروش و بچه‌‏هایی که کنار ترازوی دیجیتالی روی کتاب و دفترشان خم شده‌‏اند و دارند مشقهایشان را می‌‏نویسند تصویر تازه‌‏ای نیست. سر هر چهارراه یا در راسته هر یک از خیابان‌‏های تهران می‌‏توانی آنها را ببینی. کودکانی که بر اساس دسته بندی‌‏های جامعه شناسی کودکان خیابانی نامیده می‌‏شوند. آنها به جای مدرسه روزشان را پشت چراغ قرمزها و در خیابان‌‏ها می‌‏‌‏گذرانند و پشت چهره‌‏های کودکانه‌‏شان می‌‏توانی تصویر مردان و زنانی را ببینی که نارسیده بالغ شده‌‏اند.

 

خیابان انقلاب- ساعت هفت غروب

 

“محمد مهدی” را خیلی‌‏ها می شناسند. در خیابان انقلاب می‌‏توانی او را پشت بساطش ببینی که در حال نوشتن مشق‌‏ است. او بدون پدر است و با مادرش در مولوی زندگی می‌‏کند. “محمد مهدی” در عین حال پسر خوانده “سمانه - ر” محسوب می شود. مهندس کامپوتر یکی از شرکت‌‏های نرم افزاری که هر روز بعد از ساعت کاری به دیدن “محمدمهدی” می آید برایش اسباب بازی و لوازم التحریر می خرد وحال مادر مریض اش را می پرسد. بجز مادر و محمد مهدی هیچکس از رابطه سمانه و او خبر ندارد و به گفته مادر محمد مهدی “تنها حمایتها و اصرار خانم مهندس باعث شده که او به مدرسه برود هر چند با این وجود خیلی هم نمی تواند به درسهایش برسد.”

 

حالا ماموران شهرداری هم او را می شناسند. بیش از از دو سال است اینجا بساط می کند و به درسش هم می رسد و با هر نمره خوبی از مادرخوانده اش هدیه ای می گیرد. مادرخوانده ای که شاید حقوق اش کفاف زندگی خودش را ندهد اما مقید به حمایت از محمد مهدی است.

 

کودکان خیابانی نظیر محمد مهدی تنها یک استثنا هستند. بر اساس آمارها بیشتر کودکان خیابانی نه از آموزش خوبی بهره برده‌‏اند و نه در امنیت مطلوبی هستند. انها مورد تجاوز قرار می‌‏گیرند. در معرض آسیب‌‏های اجتماعی هستند و بسیاری از آنها به دام فروشندگان مواد مخدر و سواستفاده کنندگان می افتند و این در مورد دختران بیشتر به چشم می آید.

 

کودکان خیابانی به انسان‌‏های کمتر از ۱۸ سالی اطلاق می‌‏شود که به علت کار و یا نبود خانه و کاشانه در خیابان به سر می برند. این تعریف حتی کودکانی را که دارای خانواده هستند اما به علت مشکلات خانوادگی ترجیخ می دهند بیشتر زمان خود را در پارک‌‏ها و خیابانها بگذرانند نیز شامل می شود.

به گزارش خبرنگار”ایلنا” بر اساس آمارهای غیر رسمی اکنون بیش از یک میلیون کودک خیابانی در کشور وجود دارد که روزهای خود را در معرض آسیب‌‏های اجتماعی بسیار می‌‏گذرانند و این زنگ خطر بزرگی است که به اعتقاد “مهدیه احمدی” از کارشناسان امور اجتماعی دیر یا زود می‌‏تواند به بحران منجر شود.

به گفته او بررسی‌‏ها نشان داده کودکان خیابانی به علت شرایط ویژه خود در معرض تجاوز، قتل، تن فروشی، اعتیاد و ایدز قرار دارند و هر یک می‌‏توانند در عین پاکی کودکانه شان بمبی متحرک در جامعه باشند.

 

احمدی می‌‏افزاید: بر اساس نتایج یک تحقیق میدانی بیش از ۲۰ درصد کودکان خیابانی مورد تجاوز جنسی و کلامی قرار می‌‏گیرند که نیمی از این میزان از سوی عابران و رهگذرانی است که از بیماری‌‏های روانی رنج می‌‏برند.

 

این کارشناس نداشتن آموزش‌‏های جنسی را معضلی بزرگ می‌‏داند که کودکان خیابانی را به ورطه ایدز و فحشا می‌‏کشاند تا همواره تهدید بزرگی برا ی جامعه باشند.

 

احمدی جمع آوری ، آموزش و نگهدای از کودکان خیابانی را ضرورتی بزرگ می‌‏داند که از وظایف اصلی دولت بوده و در دراز مدت می‌‏تواند هم به شکوفا شدن استعدادهای آنان کمک کند و هم از میزان آسیب‌‏های اجتماعی در جامعه بکاهد.

 

به گفته مسوولان تا کنون بیش از ۲۰ هزار کودک خیابانی در شهر تهران جمع آموری و سامناندهی شده اند اما آنچه از شواهد امر بر می‌‏آید حکایت از افزایش میزان کودکان خیابانی و ناموفق بودن این طرح دارد.

گسنردگی این پدیدیه اجتماعی که خود متاثر از فقر و مهاجرت‌‏های بی‌‏رویه خانواده‌‏ها به شهرهای برگ است نشان می دهد برای حل این معضل تنها فعالیت یک ارگان خاص کافی نبوده و شهرداری باید در کنار بهزیستی، نیروی انتظامی و دیگر نهادهای مرتبط این کودکان را از سطح شهر جمع آوری کرده و برای آنان شرایط حداقلی زندگی و آموزش را فراهم کند.

 

یونسکو طی سال‌‏های گذشته با اشاره به وجود بیش از ۱۰۰ میلیون کودک خیابانی در جهان از تمام کشورهای دنیا خواسته است امکانات خود را برای حمایت از این افراد و آموزش آنان بسیج کنند زیر این معضل را معضلی جهانی می‌‏داند.

 

بر اساس معاهده بین المللی حقوق کودکان کلیه کشورهای دنیا وظیفه دارند شرایط زندگی و سلامت جسمی و روانی را برای کودکان تضمین کرده و امکانات آموزشی و بهداشتی را در اختیار آنان قرار دهند که در ایران با توجه به تاکیدهای دین اسلام و همچنین امار بالای جمعیت کودک و نوجوان کشور که حدود ۳۰ درصد جمعیت ۷۰ میلونی را تشکیل می دهند این مهم بیشتر احساس می‌‏شود.

 

اگر چه ریشه‌‏یابی علت پیدایش کودکان خیابانی هر فرد را به سوی جامعه و خانواده وی می کشاند اما بادی در نظر داشت این مشکل تنها مشکل خانوادهای بی بضاعت و مهاجر و یا جوامع توسعه نیافته نیست و هر انسان در برابر معصومیت و پاکی کودکانی که لابه لای صدای بوق و ترمز ماشین‌‏ها از دست می‌‏رود، مسوول است.

 

ایلنا

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت 23:44  توسط رحیم بصیری  | 

یادێک له‌ کۆماری کوردستان

 
 پێشه‌وا سنووره‌کانی کوردستانی به‌‌ ده‌سکرد ده‌زانی و له‌هه‌ر جۆره‌ هانادانێکی کورده‌کانی پارچه‌کانی دیکه‌ی کوردستان پێشوازی به‌رینی ده‌کرد. هه‌ر له‌و کاته‌دا به‌ هۆی شه‌ڕی نێوان بارزانییه‌کان و داگیرکاری به‌ریتانیا له‌ عێراق که‌ هاتبوونه‌ کۆماری کوردستان توانیان ‌یارمه‌تی و پاڵپشتی گه‌وره‌ی کۆماری کوردستان بن.



  بیستی ئابی 1941، له‌شکره‌ هاوپه‌یمانه‌کانی سۆڤیه‌تی،ئه‌مریکی و به‌ریتانی گه‌یشتنه‌ ئێران و دیکتاتۆرییه‌ته‌که‌ی ره‌زاشایان له‌ تاران هه‌ڵگێڕایه‌وه‌ بۆ سیسته‌مێکی لاواز و بێده‌سه‌ڵات. باشووری ئێران بووه‌ مڵکی ئه‌مریکا و به‌ریتانیا و باکووریش ده‌سه‌ڵاتی که‌وته‌ده‌ست یه‌کێتی سۆڤیه‌ت. له‌ نه‌بوونی ده‌سه‌ڵاتی حکومه‌تی ناوه‌ندیدا و بوونی هێزی بیانی هه‌ندێک ئازادی و دیموکراسی به‌ر پارته‌ سیاسییه‌کانی وڵاتی ئێران که‌وت که‌ که‌متاکورتێ توانیان ئه‌و هه‌له‌ بقۆزنه‌وه‌.

کۆمه‌ڵه‌ی ژیانه‌وه‌ی کورد که‌ له‌ ساڵی 1941ه‌وه‌ له‌ شاره‌کانی کورستانی ئێران توانیبووی چالاکییه‌کی نهێنی و به‌ته‌واوی شاراوه‌ی هه‌بێت و کاریگه‌ر بوو له‌سه‌ر دژایه‌تیکردنی خه‌ڵکی ناوچه‌کانی کوردستان له‌ به‌رسڤی سته‌می په‌هله‌وییه‌کان و هه‌روه‌ها تۆخبوونه‌وه‌ی هه‌ستی نه‌ته‌وایه‌تی، دیاره‌ سه‌رکرده‌کانی ئه‌و رێکخراوه‌یه‌ش رۆشنبیران و که‌سایه‌تییه‌کانیی باوه‌ڕپێکراوی نه‌ته‌وه‌که‌یان بوون. چونکه‌ خه‌ڵکیی تینوویی ئازادی بوون له‌ ماوه‌یه‌که‌ی که‌مدا کۆمه‌ڵه‌ی ژ.ک له‌ ناو جه‌ماوه‌ری شار و لادێدا په‌سند و پشتگیری لێکرا. پاش دوو ساڵ ئه‌و رێکخراوه‌یه‌ سه‌رکردایه‌تی نوێی بۆ خۆی هه‌ڵبژارد.

یه‌کێکی دیکه‌ له‌و رووداوانه‌ی سه‌رده‌می نه‌بوونی ده‌سه‌ڵاتی حکومه‌تی ناوه‌ندی که‌ کاریگه‌رییه‌کی به‌رچاوی له‌ بزواندنی هه‌ستی نه‌ته‌وایه‌تی خه‌ڵکی کورد هه‌بوو شانۆی دایکی نیشتمان بوو که‌له‌لایه‌ن هه‌ندێک له‌ لاوانی شاری مهاباده‌وه‌ بۆ خه‌ڵکیی نمایشکرا.

کۆمه‌ڵه‌ی ژ .ک هه‌رچه‌ند نهێنی بوو به‌ڵام توانیبووی سه‌رنجی زۆربه‌ی جه‌ماوه‌ر بۆلای خۆی رابکێشێت ئه‌ندامبوونیی شانازییه‌ک بوو و هه‌روه‌ها ئه‌و رێکخراوه‌یه‌ کۆبوونه‌وه‌یه‌ک بوو له‌ که‌سایه‌تییه‌کانی کورد و له‌ گه‌لاوێژی 1945دا حزبی دیموکراتی کوردستانیی به‌ سه‌رۆکایه‌تی قازی محه‌مه‌د که‌سایه‌تی ئایینی و نیشتمان په‌ره‌وه‌ری شاری مهاباد دامه‌زراند و به‌ ئاشکرا ده‌ستیدایه‌ کاری سیاسی و رێکخستنیی به‌رفره‌وان له‌ هه‌موو شاره‌کانی کوردستانی ئێراندا.

 

پرۆگرامی حزبی دیموکراتی کوردستان که‌ له‌ هه‌شت خاڵی بنه‌ڕه‌تیدا خۆی ده‌نواند داوای مافی ئۆتۆنۆمی بۆ کورد له‌ چوارچێوه‌ی ئێران و هه‌روه‌ها بایه‌خدان به‌ گه‌شه‌سه‌ندنی ئابووری و کشتوکاڵ و کۆمه‌ڵایه‌تی و مافه‌کانیی کلتووری نه‌ته‌وه‌ی کوردی ده‌کرد. به‌وه‌ی که‌ پرۆگرامه‌که‌ ره‌نگدانه‌وه‌ی ئامانجه‌کانی گه‌لی کورد بوو، توانی پاڵپشتی و لایه‌نگری گه‌لیش بۆلای خۆی رابکێشێت. له‌پاش ئه‌و بۆشاییه‌ی ده‌سه‌ڵات که‌ له‌ ئێراندا دروستببوو گه‌لی کورد له‌ رۆژهه‌ڵاتی کوردستان به‌و بنه‌ما نه‌ته‌وه‌ییه‌وه‌ که‌ کاری بۆ کردبوو ئه‌و هه‌له‌ی قۆسته‌وه‌ و له‌ رۆژی دووی رێبه‌ندانی 1945دا به‌ ئاماده‌بوونی به‌ڕێزان مه‌لا مسته‌فای بارزانی و حاجی سه‌یید عبدالله‌ گه‌یلانیزاده‌ و حاجی بابا شێخ و مه‌لا حسه‌ین مه‌جدی و زۆربه‌ی مامۆستایانی ئایینی و سه‌رۆکه‌ عه‌شیره‌ته‌کانی کورد و نوێنه‌رانی حزبیی ناوچه‌ جۆراوجۆره‌کانی کوردستان و خه‌ڵکی شار و دێهاته‌کان و ئه‌ندامانی کومیته‌ی ناوه‌ندی حزبی دیموکراتی کوردستان قازی محه‌مه‌د له‌ مه‌یدانی چوارچرای شاری مهاباد کۆماری کوردستانی راگه‌یاند و شه‌پۆلی شادومانی و درووشمه‌کانی بژی کورد و کوردستان به‌رز بۆوه‌ و له‌ کۆماری کوردستاندا بوو که‌ بۆ یه‌که‌مجار ئاڵای کوردستان به‌رزکرایه‌وه‌ و سروودی ئه‌ی ره‌قیب وه‌کو سروودی نه‌ته‌وایه‌تی گه‌لی کورد خوێندرایه‌وه‌.

خه‌ڵکیی به‌ حه‌ز و ئاواته‌کانی خۆیان گه‌یشتبوون و خه‌ونه‌که‌یان بۆ رزگاری گه‌ل و نیشتمان وه‌دیهاتبوو، پیرۆزباییان له‌یه‌ک ده‌کرد و هه‌ر له‌و رێوره‌سمه‌ شایسته‌دا که‌ قازی محه‌مه‌د به‌ جلوبه‌رگی نیزامییه‌وه‌ کۆماری کوردستانی راگه‌یاند و پێشمه‌رگه‌کانی کۆماریش به‌ جلوبه‌رگی کوردی و چه‌ک له‌شان نمایشی سه‌ربازییان نواند، قازی محه‌مه‌د له‌ لایه‌ن هه‌موو ئاماده‌بووانه‌وه‌ به‌ سه‌رۆک کۆمار هه‌ڵبژێردرا.

سه‌رۆک کۆمار پێشه‌وا قازی محه‌مه‌د، له‌ بنه‌ماڵه‌ی به‌ناوبانگی قازییه‌کانی شاری مهاباد بوو کریس کۆچرا سه‌باره‌ت به‌ که‌سایه‌تی به‌ڕێزیان ده‌ڵێت: "قازی محه‌مه‌د روخسارێکی روحانی هه‌بوو، ئه‌ده‌ب دۆست و باوه‌ڕپێکراو، په‌یماندار، نه‌به‌ز و فیداکار بوو. ئه‌م خه‌سڵه‌تانه‌ی له‌گه‌ڵ رووناکبیری و له‌سه‌ره‌خۆیی و هێمنیه‌که‌ی ئاوێته‌بوو".

سه‌رۆک کۆمار پێشه‌وا قازی محه‌مه‌د جگه‌ له‌و پێگه‌ کۆمه‌ڵایه‌تی و له‌و هێزه‌ ئاینییه‌ی له‌ ده‌ستیدا بووه‌، یه‌کێک له‌ رۆشنبیران و پێشکه‌وتنخوازانی کۆمه‌ڵگای کوردستان بووه‌. چه‌ندین زمانی زیندووی جیهان وه‌کو عه‌ره‌بی، ئه‌ڵمانی، فه‌ره‌نسی، ئینگلیزی و رووسی زانیوه‌. هه‌موو ئه‌وانه‌ وایان کردبوو له‌ پاڵ پێگه‌ کۆمه‌ڵایه‌تی و ئایینی و سیاسییه‌که‌یدا پێشه‌وا ببێته‌ که‌سایه‌تییه‌کی کاریزماتییک.

 

پێشه‌وا سنووره‌کانی کوردستانی به‌‌ ده‌سکرد ده‌زانی و له‌هه‌ر جۆره‌ هانادانێکی کورده‌کانی پارچه‌کانی دیکه‌ی کوردستان پێشوازی به‌رینی ده‌کرد. هه‌ر له‌و کاته‌دا به‌ هۆی شه‌ڕی نێوان بارزانییه‌کان و داگیرکاری به‌ریتانیا له‌ عێراق که‌ هاتبوونه‌ کۆماری کوردستان توانیان ‌یارمه‌تی و پاڵپشتی گه‌وره‌ی کۆماری کوردستان بن و مه‌لا مسته‌فای بارزانی له‌گه‌ڵ سێ که‌سی دیکه‌دا له‌لایه‌ن پێشه‌واوه‌ پله‌ی ژه‌نه‌ڕاڵییان درایه‌ و ژه‌نه‌ڕاڵ بارزانی بووه‌ سه‌رۆکی هێزی پێشمه‌رگه‌ی کوردستان و درووشمی پێشه‌وامان قازییه‌ سه‌رۆکمان بارزانییه‌ له‌لایه‌ن خه‌ڵکییه‌وه‌ به‌رزکرایه‌وه‌.

کۆماری کوردستان ئه‌وه‌نده‌ لای خه‌ڵکی ئازیز و خۆشه‌ویست بوو که‌ ته‌نانه‌ت به‌ وته‌ی سه‌رۆکی ئه‌وکاتی شاره‌وانی مهاباد تاکه‌ یه‌ک که‌سیش ئاماده‌ نه‌بوو دژی ئه‌و کۆماره‌ زانیاری بداته‌ رژێمی پاشایه‌تی.

کۆماری کوردستان ده‌ستیدایه‌ ئاوه‌دانکردنه‌وه‌ و گه‌شه‌ی ئابووری و له‌کاتێکدا رووسیا په‌یامی ناردبوو تۆپ و تانک چیتان ده‌وێت پێشه‌وا قازی محه‌مد وڵامی دابۆوه‌ کاغه‌ز و قوتابخانه‌مان ده‌وێت. له‌ درێژایی ته‌مه‌نی کۆماری کوردستاندا که‌ یانزه‌ مانگی خایاند زمانی کوردی بووه‌ زمانی یاسای و خوێندن. چه‌نده‌ها رۆژنامه‌ و گۆڤاری کوردی ده‌ستی کرده‌ په‌خش وه‌کو رۆژنامه‌ی کوردستان و گۆڤاره‌کانی هاواری نیشتمان ،هه‌ڵاڵه‌ و گڕوگاڵی منداڵانی کورد و هتد. قوتابخانه‌ی زمانی کوردی دامه‌زرا و به‌ ده‌یان لاوی لێهاتوو بۆ خوێندن له‌ بواره‌کانی پزیشکی و موهه‌ندیسی و سه‌ربازی و بواره‌کانی دیکه‌ نێردرانه‌ ده‌ره‌وه‌ی وڵات.

دامه‌زرانی چاپخانه‌. دامه‌زرانی هێزی سه‌ربازی و جه‌نگاوه‌ری کورد واته‌ سوپای میللی که‌ دواتر ناوینرا هێزی پێشمه‌رگه‌ به‌ شێوه‌یه‌کی رێک و پێک به‌ مه‌به‌ستی سه‌قامگیری هێمنی و ئاسایشی کوردستان. دابینکردنی ئاسایش له‌ کاتێکدا زۆربه‌ی خه‌ڵکی ناوچه‌که‌ چه‌کدار بوون به‌ڵام هیچ رووداوێکی دڵته‌زێن و جێی داخ له‌لایه‌ن پێشمه‌رگه‌ و خه‌ڵکه‌وه‌ رووینه‌دا. بووژاندنه‌وه‌ی په‌یوه‌ندی بازرگانی له‌ نێوان کوردستان و وڵاتانی ده‌ورووبه‌ری. دامه‌زرانی کومیته‌ی ژنان بۆ کارو باری کۆمه‌ڵایه‌تی و سیاسی. گه‌یاندنی خواسته‌کانی نه‌ته‌وه‌ی کورد بۆ کۆمه‌ڵگا نێوده‌وڵه‌تییه‌کان. "ئارچی باڵد رۆزڤێڵت سه‌باره‌ت به‌و سه‌رده‌مه‌ نووسیویه‌تی: "مرۆڤ له‌و که‌شوهه‌وا دیموکراسی‌ و ئازادییه‌ی‌ که‌ هه‌بوو سه‌ری سووڕده‌ما". کۆماری کوردستان هێنده‌ کاریگه‌ر بوو له‌سه‌ر بزاڤی کوردایه‌تی که‌ بێجگه‌ هێز و که‌سایه‌تییه‌کانی کوردستانی عێراق و کوردستانی تورکیا له‌ کورده‌کانی لوبنانیشه‌وه‌ پشتگیری و په‌یامی ئاراسته‌ کرا.

پێشه‌وا قازی محه‌مه‌د بۆ ئه‌وه‌ی به‌ رژێمی پاشایه‌تی بسه‌لمێنێت که‌ کورد تینووی ده‌سه‌ڵات نیه‌ به‌ڵکو تینووی ئازادی، دیموکراسی و مافی یه‌کسانییه،‌ له‌گه‌ڵ قه‌وامۆسه‌ڵته‌نه‌ سه‌رۆک وه‌زیرانی ئێران له‌ تاران، بۆ یاساییکردنی داواکارییه‌ ره‌واکانی گه‌لی کورد دانوستانی به‌ڕیوه‌برد. مه‌خابن ئیراده‌ی نه‌دانی مافه‌کانی نه‌ته‌وه‌یی و کلتووری کورد هه‌ر له‌ جێی خۆیدا بوو.

کۆماری کوردستان که‌ خاوه‌ن 14 وه‌زیر بوو له‌ ماوه‌ی ده‌سه‌ڵاتیدا له‌گه‌ڵ نه‌ته‌وه‌کانی دراوسێی و به‌تایبه‌ت‌ ئازه‌رییه‌کان په‌یمانی دۆستانه‌ی به‌ست و هه‌روه‌ها له‌ هاوپه‌یمانییه‌کی سه‌رانسه‌ری و به‌ریندا له‌گه‌ڵ حزبی توده‌ و حزبی ئێران و حزبی جه‌نگه‌ڵ و سۆسیالیست و حزبی میلله‌ت و فرقه‌ی دیموکراتی ئازه‌ربایجاندا کۆده‌نگی خۆیان بۆ پێویستی ئازادی و دیموکراسی بۆ ئێران دووپات کرده‌وه‌.

 

له‌ نیسانی 1976دا هێزه‌کانی یه‌کێتی سۆڤیه‌ت پاش مامه‌ڵه‌کردن و سه‌ندنی هه‌ندێک ئیمتیازی ئابووری له‌گه‌ڵ رژێمی پاشایه‌تی ئێرانیان چۆڵکرد و شاندێک له‌لایه‌ن حکومه‌تی ئازه‌ربایجان و چه‌ند نوێنه‌ری کۆماری کوردستانیش بۆ دانوستان له‌گه‌ڵ "موزه‌فه‌ر فیروز" جێگری سه‌رۆک وه‌زیران وتووێژیان کرد به‌ڵام ئاکامێکی ئه‌رێنی لێنه‌که‌وته‌وه‌.

کاتێک محه‌مه‌دره‌زا شا دڵنیا بوو له‌ چوونی هێزه‌کانی رووس و پشتیوانی هێزه‌کانی به‌ریتانیا و ئه‌مه‌ریکا ئه‌رته‌شی بۆ داگیرکردنی کوردستان و ئازه‌ربایجان نارد. حکومه‌تی ئازه‌ربایجان سه‌رکرده‌که‌یان واته‌ جه‌عفه‌ر پیشه‌وه‌ری که‌ نه‌یانتوانیبوو به‌ گوێره‌ی پێویست پشتگیری خه‌ڵکه‌که‌یان بۆلای خۆیان رابکێشن پێش هاتنی ئه‌رته‌شی ئێران خۆیان ته‌سلیمی رووسه‌کان کرد و ئه‌رته‌شی پاشایه‌تی گه‌یشته‌ شاری ته‌ورێز و شار و گوندی خه‌ڵتانی خوێن کرد به‌ڵام له‌ به‌ره‌ی شه‌ڕی کوردستان ئه‌رته‌شی ئێران به‌ له‌سه‌ره‌ خۆیی به‌ره‌و سنووره‌کانی ناوچه‌کانی کوردستان پێشڕه‌وی ده‌کرد چونکه‌ پێشتر دووجار تامی تاڵی شکستیان خواردبوو هه‌روه‌ها و له‌به‌ره‌ی شه‌ڕی سه‌قزدا هێزی پێشمه‌رگه‌ی کوردستان به‌ سه‌رۆکایه‌تی ژه‌نه‌راڵ مسته‌فا بارزانی به‌رگرییه‌کی بێووچان و سه‌رکه‌وتووانه‌ی به‌رامبه‌ر ئه‌رته‌ش کرد له‌هه‌مانکاتدا کۆبوونه‌وه‌یه‌کی تایبه‌ت له‌ مزگه‌وتی عه‌باس ئاغای مهاباد به‌ سه‌رپه‌ره‌شتی سه‌رۆک کۆمار پێشه‌وا قازی محه‌مه‌د و ئاماده‌بوونی به‌شێکی به‌رچاو له‌ خه‌ڵک، سه‌رۆکانی هێزی پێشمه‌رگه‌، چه‌ند سه‌رۆک عه‌شیره‌ به‌ڕێوه‌چوو له‌ ئاکامدا بڕیاری ئه‌وه‌درا که ‌به‌رامبه‌ر ئه‌رته‌ش شه‌ڕ بوه‌ستێنن. هه‌رچه‌نده‌ که‌م نه‌بوون ئه‌و که‌سانه‌ی که‌ دژی ئه‌و بڕیاره‌ بوون و به‌نابه‌دڵی له‌ مزگه‌وت چوونه‌ ده‌ره‌وه‌ به‌ڵام ئه‌وه‌ بڕیارێک به‌ کۆی ده‌نگه‌وه‌ بوو.

 

له‌ شه‌وی 17ی کانوونی دووه‌می 1946 دا ژه‌نه‌راڵ مسته‌فا بارزانی و هێزه‌کانی له‌ به‌ره‌ی شه‌ڕی سه‌قز گه‌ڕانه‌وه‌ و له‌ رێی بۆکانه‌وه‌ گه‌یشتنه‌ ناو شاری مهاباد. به‌ڕێزیان که‌له‌سه‌ر داوای پێشه‌وا گه‌ڕابۆوه‌ بۆ باسکردن ده‌رباره‌ی باروودۆخه‌که‌ و ماڵئاوایی چوو بۆ لای پێشه‌وا و گوتی: "قوربان من هه‌موو کات جه‌نابت به‌ سه‌رۆک کۆماری کوردستان ده‌زانم و له‌سه‌رسه‌رمانی و له‌هه‌ر کوێیه‌ک بیت ئێمه‌ له‌ خزمه‌تتداین. مانه‌وه‌ی ئێوه‌ له‌ شاری مهاباد به‌ قازانجی خۆتان و نه‌ته‌وه‌ی کورد نیه‌. به‌م ده‌وڵه‌ته‌ ناکرێت متمانه‌ بکه‌یت". پێشه‌واش له‌ وڵامدا گوتی: "به‌ڕێز مه‌لا مسته‌فا ئه‌من ده‌زانم که‌ ده‌وڵه‌تی ئێران له‌ هاتنه‌ ناو کوردستاندا له‌ هیچ کرده‌وه‌یه‌کی توند و تیژی خۆنابوێرێت و رقی خۆی به‌سه‌ر خه‌ڵکدا ده‌ڕژێنێت و ئه‌منیش ئێعدام ده‌کات به‌ڵام راستییه‌که‌ی ئه‌وه‌یه‌ به‌ ئێعدامی من ئیدی خه‌ڵکی کوردستان ئازار نادات و ئه‌منیش په‌یمانم له‌گه‌ڵ خه‌ڵکه‌که‌م به‌ستووه‌ له‌هیچ کات و زه‌مانێکدا به‌ته‌نهایان نه‌هێڵم. ئه‌وه‌ش ئاڵای کوردستان که‌ به‌ ئه‌مانه‌ته‌وه‌ ده‌یده‌مه‌ ده‌ستت. ئۆمێده‌وارم هه‌رگیز نه‌هێڵیت ئه‌م ئاڵایه‌ بکه‌وێته‌ سه‌ر عه‌رزیی". هه‌مووان ده‌گریان و ئه‌وانه‌ی له‌وێ بوون ده‌ستی سه‌رۆک کۆماری کوردستانییان ماچ کرد و ماڵائاواییان لێ خواست.

کۆماری کوردستان به‌ سه‌رۆکایه‌تی قازی محه‌مه‌د پاش یانزه‌ مانگ کۆتای به‌ ته‌مه‌نه‌ پڕ سه‌روه‌رییه‌که‌ی هێنا به‌ڵام بووه‌ سه‌ره‌تایه‌ک بۆ مێژووی کورد که‌ سڵ نه‌کاته‌وه‌ له‌ داوا و مافه‌ ره‌واکانیی و هه‌رگیز له‌ گیانفیدایی له‌ پێناو کورد و کوردستاندا درێغی نه‌کات و سه‌لماندی سنووره‌ ده‌سکرده‌کان ناتوانێت کورد له‌ یه‌کتر جودا بکاته‌وه‌ و کورد نه‌ته‌وه‌یه‌که‌ و کوردستان دابه‌شکراوه‌ و ئه‌رکی نه‌ته‌وایه‌تی هه‌ر تاکێکی کورده‌ پشتگیری پێشڤه‌چوونی ئه‌زموونی کورد بکات له‌هه‌ر پارچه‌یه‌ک که‌ رووناکی تێدا به‌دی بکرێت.  


  

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت 23:35  توسط رحیم بصیری  | 

خلبان "طارق رمضان العزاوي"به انگليس پناهنده شده است.

 بالاخره اعلام شد خلبان بمباران کننده وتنها افسر بعثي شاهد فاجعه بمباران حلبچه در سال 1988، به انگليس پناهنده شده است. سرتيپ خلبان "طارق رمضان العزاوي" که در فاجعه بمباران شيميايي حلبچه حاضر بود پس از فرار از زنداني در شهر سليمانيه ، به انگليس رفت و پناهنده سياسي شد.

واحد مرکزی خبر که ترجمه خبر روزنامه الصباح الجديد را منتشرکرده، نوشت؛ پيشتر، و همزمان با آغاز محاکمه سران رژيم صدام به اتهام بمباران حلبچه ، مسوولان امنيتي سليمانيه در کردستان عراق از فرار اين افسر عالي رژيم صدام که شاهد معتبر اين فاجعه بوده است ، خبر دادند.
با فرار "طارق رمضان" دادگاه رسيدگي به جنايات رژيم صدام درباره حلبچه با مشکلي جديد مواجه شد.
مسوولان دفاع از حقوق آسيب ديدگان بمباران شيميايي حلبچه در کردستان در تظاهرات مختلفي ، محاکمه عاملان اصلي فرار اين خلبان بعثي را خواستار شدند.
دادگاه رسيدگي به بمباران حلبچه نيز اعلام کرد: به رغم پناهنده شدن اين خلبان در انگليس، از پليس بين الملل درخواست خواهد کرد تا وي را دستگير کند و به عراق بازگرداند.
ئاوینه: رمضان به دستور طالبانی فراری شد!
ئاوینه چاپ سلیمانیه درجریان واکنش های گروههای سیاسی به فرار خلبان بمباران کننده حلبچه مدعی شد که طالبانی درجریان دیدار با طایفه رمضان بدون آنکه بداند که او عامل بمباران حلبچه بوده دستور آزادی اورا صادر کرده وبعدا"دریافته او خلبان بمباران کننده حلبچه بوده ولی دیگر او از کشور خارج وزندگی پنهانی خود را آغازیده بود.
طالبانی این اتهام رارد کرده واتحادیه میهنی می گوید که رمضان درزندان سلیمانیه دربند بود ولی وقتی که برای درمان به بیمارستانی درسلیمانیه برده شد اوتوانست ازفرصت استفاده کند وبگریزد.
خانواده های شیمیایی شدگان وگروههای سیاسی خواستار روشن شدن این موضوع ومحاکمه ومجازات عاملان فراری دادن ویا فراری شدن طارق رمضان خلبان بمباران کننده وتنها افسر بعثي شاهد فاجعه بمباران حلبچه هستند.
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت 23:31  توسط رحیم بصیری  | 

عضو سقزی القاعده همچنان دربند آمریکاست

spacer.png, 0 kB

Image منابع رسانه ای می گویند که اطلاعات جدید منتشر شده درباره زندانیان گوانتانامو نشان می دهد که یک جوان 29 ساله سقزی در میان زندانیان این زندان دربند است. محمد انور سقزی مشهور به انورکردی نام این زندانی سقزی زندان گوانتانامو اعلام شده است.
به گزارش کوردنیوز ، سامانه کرد زبان « ناوه‌ندی هه‌واڵنێری سه‌قز» نوشت:محمد انور سقزی 29 ساله است وبراساس آنچه که دربرگه بازجویی هایش درج است او از سوی یک روحانی رادیکال با القاعده آشنا شده واز سوی او توصیه شده که به القاعده بپیوندد.
زندانی کرد گوانتانامو که از سوی القاعده محمد کردی لقب گرفته،سال 2001 میلادی سقز را به مقصد افغانستان ترک ودرمقرهای آموزشی القاعده در«قندهار» آموزش دیده است.
او درجریان حمله آمریکا ومتحدانش به افغانستان از سوی نیروهای افغانی موسوم به اتحاد شمال دستگیر و تحویل نیروهای آمریکایی شده است.
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت 23:25  توسط رحیم بصیری  | 

• نیمه ماه






استاد مامو (مُرشد) که کردی اصیل و غیرتمند است، قصد دارد به گونه ای شایسته و ماندگار همبستگی خود را با کردهای عراق ابراز کند؛ پس تصمیم می گیرد با اهدای موسیقی خود سهم خود را در شکوفایی فرهنگ کرد ادا کند. استاد مامو که از شوق آزادی کرد های عراق پس از صدام سر از پا نمی شناسد، در واپسین روز های زندگی آرزویی جز این ندارد که برای هم تباران خود در آن سوی مرز های ایران کنسرتی اجرا کند که «فریاد آزادی خلق» باشد. این آرزو وجود استاد مامو را فرا می گیرد و او پس از تلاش و تقلای فراوان موفق می شود هم از مقامات ایران اجازه سفر به عراق را بگیرد و هم از کرد های عراق اجازه برگزاری کنسرت را در یکی از شهر های بزرگ آن دیار. استاد مامو ده پسر دارد که هر یک از آنها نوازنده سازی سنتی است. استاد مامو که هم حیثیت و اعتبار بسیار دارد و هم نفوذ کلامی قوی، فرزندان خود را قانع می کند که با او به این سفر پرمخاطره بروند. مامو و فرزندانش در اتوبوس کاکو جای می گیرند و از کردستان ایران به سوی مرز عراق راه می افتند. با آغاز مسافرت گروه نوازندگان در دل طبیعت سرشار و پرتنوع کردستان، شالوده یک «فیلم جاده ای» کمابیش پرماجرا قوام می گیرد که با شور و شادی و امید شروع می شود، اما در هر قدم به یأس و اندوه و شکست نزدیک تر می شود. استاد مامو که می داند کنسرت او بدون صدای زن جلوه و رونقی نخواهد داشت، به سراغ خواننده ای قدیمی به نام هشو می رود که «صدای آسمانی» او زبانزد همگان است. (با بازی هدیه تهرانی که به رغم گریم همچنان جوان و گیراست!) خانم خواننده در روستایی کمابیش «رؤیایی» مسکن دارد که انبوهی از زنان زیبارو با حرکات دلفریب و جامه های رنگین آن را تسخیر کرده اند.

این فیلم در جشنواره های بسیاری مورد ستایش قرار گرفته است.

سایت بهمن قبادی
www.mijfilm.com/movie.php?m=71〈=1

پیش پرده فیلم:
http://fr.youtube.com/watch?v=VDND0pvu6pQ

زیرنویس فارسی مخصوص دیوکس
http://subscene.com/farsi_persian/Half-Moon-Niwemang/subtitle-169479.aspx

http://rapidshare.com/files/111498476/Bahman.Ghobadi-Half.Moon.part1.rar
http://rapidshare.com/files/111503426/Bahman.Ghobadi-Half.Moon.part2.rar
http://rapidshare.com/files/111508282/Bahman.Ghobadi-Half.Moon.part3.rar
http://rapidshare.com/files/111513043/Bahman.Ghobadi-Half.Moon.part4.rar
http://rapidshare.com/files/111518092/Bahman.Ghobadi-Half.Moon.part5.rar
http://rapidshare.com/files/111523084/Bahman.Ghobadi-Half.Moon.part6.rar

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387ساعت 23:39  توسط رحیم بصیری  | 

وه‌فدی‌ ناتۆ و ئه‌مریكا سه‌ردانی‌ قه‌ندیلیان كردوه‌

«عوسمان ئۆجه‌لان» برای‌ «عه‌بدوڵا ئۆجه‌لان»ی‌ رێبه‌ری‌ په‌كه‌كه‌ ئاشكرای‌ كرد پرۆژه‌یه‌ك له‌لایه‌ن ئه‌مریكا و ناتۆوه‌ ئاماده‌ كراوه‌ بۆ چاره‌سه‌ری‌ كێشه‌ی‌ كورد له‌ كوردستانی توركیا و وتی‌ ئێستا ئۆجه‌لان و سه‌ركردایه‌تی‌ په‌كه‌كه‌ له‌ هه‌ركاتێكی‌ دیكه‌ زیاتر ئاماده‌ن بریار له‌سه‌ر چه‌كدانان بده‌ن.

به پی راپورتی چاودێر، عوسمان ئۆجه‌لان كه‌ له‌ ساڵی‌ 2004 له‌گه‌ڵ چه‌ند به‌رپرسێكی‌ دیكه‌ له‌ په‌كه‌كه‌ جیابونه‌وه‌ وتی‌ من له‌ كار هه‌ڵ نه‌هاتوم، به‌ڵام له‌به‌ر چه‌ند هۆیه‌ك په‌كه‌كه‌م جێهیشتوه‌.
سه‌باره‌ت به‌ كێشه‌ی‌ په‌كه‌كه‌ش وتی‌: ئه‌گه‌ر حكومه‌تی‌ توركیا لێبوردن بۆ په‌كه‌كه‌ ده‌ركات، من وه‌ك خۆم ئاماده‌م بگه‌رێمه‌وه‌ بۆ توركیا و له‌ یه‌كه‌م هه‌نگاو سه‌ردانی‌ عه‌بدوڵا ئۆجه‌لان ده‌كه‌م.
وتیشی‌ ناتۆ به‌ سه‌رۆكایه‌تی‌ ئه‌مریكا هه‌وڵ بۆ چاره‌سه‌ری‌ كێشه‌ی‌ په‌كه‌كه‌ ده‌ده‌ن و له‌ مانگی‌ شوبات دا سه‌ردانی‌ ئێمه‌یان كردوه‌ و سه‌ردانی‌ قه‌ندیلیشیان كردوه‌ .
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387ساعت 23:25  توسط رحیم بصیری  | 

عکس هفته

http://www.ashti.nu/roj/09-01-13.bmp

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387ساعت 0:5  توسط رحیم بصیری  | 

به روش هاوار وبه استنادتبصره ذیل ماده 11 قانون مطبوعات روژهه لات توقیف شد

spacer.png, 0 kB



Imageكوردنيوز :: آژانس خبري مناطق كردنشين دوهفته نامه «روژهه‌لات» که حکم توقیف آن از سوی دیوان عالی کشور نقض و دوباره از 11 آبان 87 در مناطق کردنشین امکان انتشار پیدا کرد بود برای بار دوم به استناد تبصره ذیل ماده 11 قانون مطبوعات لغو امتیاز شد. تصمیم مرگ روژهه‌لات از سوی علیرضا ملکیان دبیر نظارت بر مطبوعات به «عبدالله سهرابی» صاحب امتیاز و مدیر مسئول «روژهه‌لات» ابلاغ شد.

به گزارش کوردنیوز ، ملکلیان درنامه توقیف روژهه‌لات نوشته است که با« تصمیم11دی ماه هیات نظارت بر مطبوعات» به عمر کوتاه روژهه‌لات پایان داده شده است. دردوره جدید تنها 5 شماره از این دوهفته نامه منتشر شد. دکتر محمد علی توفیقی سردبیر این نشریه بود و دکتر جلال جلالی زاده،دکتر صلاح الدین خدیو،دکتر محمدعلی توفیقی وعبدالله سهرابی اعضای شورای سیاستگذاری این نشریه را به عهده داشتند.
ماده 11 قانون مطبوعات می گوید:«رسيدگي به درخواست صدور پروانه و تشخيص صلاحيت متقاضي و مدير مسئول به عهده هيأت نظارت بر مطبوعات است و تبصره ذیل ماده 11 تصریح دارد: در صورتي كه صاحب پروانه يكي از شرأيط مقرر در ماده 9 اين قانون را فاقد شود به تشخيص هيأت نظارت مقرر در ماده 10 و با رعايت تبصره هاي آن پروانه نشريه لغو مي شود.
دکترمحمد علی توفیقی گفت: درحالی عصر روز یکشنبه 22 دی ، نامه توقیف روژهه‌لات به مدیرمسئول ابلاغ شده که شماره جدید این نشریه به دست چاپ سپرده شده بود.
او گفت که متاسف است درحالی که تیتر یک شماره پیشین روژهه‌لات بر گفت وگو و آشتی و مذاکره تاکید می کرد دست های درکارند که فضای منطقه را به زعم خود پیش می برند و به جای گفت وگو به توقیف و حذف بستر گفتمان می پردازند.
شماره جدید روژهه‌لات با گزارشی تحلیلی از عقب ماندگی های اقتصادی ازنگاه اقتصاددانان ومسئولان دولتی و سرمقاله ای از دکترعبدالله ابریشمی با عنوان «دردبیگانگی درایران» و گفتگویی با خانواده ابراهیم لطف الهی تنظیم شده بود،که امکان انتشار نیافت.
«هاوار» دوهفته نامه انتقادی واصلاح طلب مناطق کردنشین ایران ، درآستانه سال 87 به استناد به تبصره ذیل ماده 11 قانون مطبوعات لغو امتیاز شد. هاوار در زمان انتشار 45 شماره منتشر كرد و شماره هایی از این نشریه به علت استقبال مردم ازآن ،بیش از چهار بار تجدید چاپ شد .استقبالی که درتاریخ روزنامه نگاری ایران کم سابقه است. هاوار درجلسه 20/12/1386 هیات نظارت برمطبوعات لغو امتیاز ونامه آن به تاریخ 26/12/1386 به سیدهاشم هدایتی مدیرمسئول ابلاغ شد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387ساعت 0:1  توسط رحیم بصیری  | 

آمار کلمات جستجوشده کردها در سال 2008 از سوی گوگل منتشر شد


گوگل در روزهاي پاياني سال 2008 ميلادي آماري ازجستجوی کاربران خود در مناطق مختلف جهان منتشر کرد که در آن نتایج جالبی از کلماتي که کردها جستجو کرده اند نمایش داده شده است.
این گزارش که توسط سرویس فناوری اطلاعات کوردنیوز براساس استان و کلمات مرتبط با مناطق کردنشین استخراج شده است ، به این شرح است:
استان کرمانشاه
بیشترین کلمه ای که توسط کاربران کرمانشاهي جستجو و با رشد 190 درصدي نسبت به ابتداي سال 2008 ميلادي روبرو شد کلمه "دانشگاه آزاد" بود.
کلمات "دانشگاه " ، " دانلود آهنگ " و " کرمانشاه " به ترتیب با 90 ، 80 و 60 درصد از دیگر جستجوهای برتر کاربران کرمانشاهي بودند.

ايلام
در ایلام کلمه "دانشگاه آزاد" 420 درصد نسبت به ابتداي سال 2008 رشد داشته است.
"دانشگاه ايلام" و "ایلام" با رشد 400 و 80 درصدي کاربران این استان روبرو بوده است.

کردستان ، آذربايجان غربي و خراسان شمالی
متاسفانه اين سه استان در گوگل هيچ آماري را از خود به جاي نگذاشته اند. به نظر مي آيد که IPهاي اين استانها هنوز ناشتاخته است.


جستجوی کلمات
کلمه kurd
بیشترین جستجو برای کلمه kurd در عراق بدست آمد و ایران ، سوئد ، ترکیه و نروژ رتبه های بعدی جستجو این کلمه را داشته اند.

کلمه kurdish عراق ، سوریه ، ایران ، نروژ ، سوئد ، لبنان ، ترکیه ، امارات ، اردن و انگلیس به ترتیب 10 کشوری هستند که کلمه kurdish را بیشتر جستجو کرده اند.

کلمه kurdistan
کردهای عراق این کلمه را نیز بیشتر از دیگر کاربرهای جهان جستجو کرده اند و سوئد ، نروژ ، ایران و ترکیه رتبه های بعدی جستجوی این کلمه را داشته اند.

کلمه "کردستان"
بیشترین جستجو برای کلمه کردستان در ایران بود و انگلیس و آمریکا رتبه های بعدی جستجو این کلمه را داشته اند.
در ایران ، کرمانشاهی ها رتبه نخست جستجو کلمه "کردستان" را کسب کردند و یزد ، تهران و تبریز رتبه های بعدی جستجوی این کلمه را داشتند.

کلمه "کردی"
ایران ، کانادا ، انگلیس و آمریکا به ترتیب بیشترین جستجوی کلمه "کردی" را داشتند.
در میان استاتهای ایران نیز ایلام ، کرمانشاه و تهران بیشتر از دیگر کاربران ایرانی به دنبال این کلمه گشته اند.

کلمه "خبر"
همچنین جستجو کلمه "خبر" در ایلام و کرمانشاه نسبت به سال قبل به ترتیب 84 و 75 درصد رشد داشته است و این دو استان توانستند در ایران رتبه سوم و ششم را کسب کنند.

کلمه "نیوز"
کلمه نیوز(فارسی) در کرمانشاه 100 درصد و ایلام 78 درصد رشد داشتند و در ایران رتبه های اول و دوم جستجو این کلمه را به خود اختصاص دادند.




+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم دی 1387ساعت 23:56  توسط رحیم بصیری  | 

سوژه ی معصوم!



فاجعه انسانی در غزه

کودک فلسطینی

کودک فلسطینی

واقعا جای حرفی برای گفتن نمی ذارن این عکس ها. چطور میشه که یه آدم اینقدر سنگ دل باشه؟

انگار یکی که زورش بیشتره باید دنیا مال اون باشه و هیچکی حرفی نزنه… عجب دنیای کثیفی…

به هیچ عنوان دوست نداشتم کار خودم رو با این حرف ها شروع کنم ولی چه میشه کرد؟! دله دیگه

بقیه عکس ها رو گذاشتم تو ادامه مطلب تا اونایی که از عکس های این فاجعه دلشون طاقت نمیاره ناراحت نشن…

فاجعه انسانی در غزه

فاجعه انسانی در غزه

فاجعه انسانی در غزه

فاجعه انسانی در غزه

فاجعه انسانی در غزه

فاجعه انسانی در غزه

فاجعه انسانی در غزه

فاجعه انسانی در غزه

فاجعه انسانی در غزه

فاجعه انسانی در غزه

فاجعه انسانی در غزه

فاجعه انسانی در غزه

فاجعه انسانی در غزه

فاجعه انسانی در غزه

… کودک شش ماهه ای که ترورسیت بود؛

و این است قصه ظالم و مظلوم…

+ نوشته شده در  جمعه بیستم دی 1387ساعت 1:32  توسط رحیم بصیری  | 

ترجمه‌ي فارسيِ مجموعه‌اي از اشعار شاعر نامدار كُرد «عبدالله‌پَشيو»

به زودي ترجمه‌ي فارسيِ مجموعه‌اي از اشعار شاعر نامدار كُرد «عبدالله‌پَشيو» با ترجمه‌ي آقاي «رضاكريم‌مجاور»(تاپو) بنام «كوله‌بار يك ‌عاشق ‌مادرزاد» توسط انتشارات مرواريد وارد بازار كتاب مي‌شود. اين اشعار با اطلاع و اجازه‌ي دكترعبدالله‌پَشيو به فارسي برگردانده شده است. اميد است كه با خوانش اين كتاب روزنه‌اي ديگر به دنياي ادبيات كُرد بر فارس‌زبانان گشوده شود. آقاي كريم‌مجاور ترجمه‌ي سه مجموعةشعر از استاد «شيركوبي‌كس»، ديگر شاعر بزرگ كُرد (ميهمان‌خزاني، گورستان‌چراغان،  سرودهاي‌سنگي)  را در كارنامه‌ي خود دارد و آثاري از ديگر استادانِ قلمِ ادبياتِ كُرد چون «بختيارعلي ،  شيرزادحسن، لطيف‌هَلمَت و رفيق‌صابر» را نيز به نشر سپرده است.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم دی 1387ساعت 0:19  توسط رحیم بصیری  | 

برای توقف درگيری‌ها در باريكه‌ی غزه اقدام شود

به وجدان‌های بيدار در سراسر جهان

همان گونه که جهانیان اطلاع دارند طی روزهای اخیر در نتیجه حملات متقابل میان نظامیان دولت اسرائیل و گروه‌های حاکم بر منطقه‌ی خودمختار فلسطین و باریکه غزه تعدای از نیروی‌های طرفین کشته و زخمی شده‌اند و در اين ميان شمار زيادی از شهروندان غیرنظامی و بی‌دفاع فلسطینی از جمله چندين كودك نيز به قتل رسیده‌اند. دریافت خبر و نمایش تصاویر جنگ و کشتار در تمامی ابعاد آن به ويژه در رابطه با شهروندان غیرنظامی و بی‌دفاع از هر نژاد، ملیت و مذهبی كه باشند وجدان بشریت را به درد می‌آورد و در این رابطه مسئولیت‌های اخلاقی وجدان حقوقی و عواطف انسانی حکم می‌کند که مدافعان حقوق بشر در مقابل حقوق انسانی مردمان گرفتار آمده در میدان‌های درگیری به ویژه کودکان و شهروندان عادی بی‌تفاوت نباشند.

سازمان حقوق بشر کردستان از وجدان‌های جهانی درخواست می‌کند ضمن ترغیب و تشویق دولت اسرائیل و گروهای مسلح حاکم بر نوار غزه به توقف درگیری‌ها و ترک مخاصمات، در سريع‌ترين زمان ممكن اقداماتی جهت ارائه کمک‌های بشردوستانه، غذا و دارو به مردم و شهروندان نوار غزه كه در میدان‌های جنگ و درگیری گرفتار آمده‌اند به عمل آورند.

سازمان حقوق بشر كردستان

  دی 1387 برابر با  ژانويه 2009

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم دی 1387ساعت 0:2  توسط رحیم بصیری  | 

غزه

به‌  گزارش خبرگزاری های غربی از زمان آغاز حمله‌ هوایی اسراییل به‌ غزه‌ حداقل 66 کودک جان خود را از دست داده‌اند و تعداد فراوانی نیز مجروح شده‌اند. تصویر پایین یکی از این کودکان زخمی است که‌ خبرگزاریها آن را به‌ سراسر جهان مخابره‌ کرده‌ اند.

شعری تقدیم به‌

کودک فلسطینی

 

                

می خواهم امشب شعری بنویسم

 

به‌ مناسبت حضور تو

پیشی بگیرد از تخت خواب محمد و ال اصحابش!

 

با فراوان باکره‌ های شامگاهیشان

می خواهم امشب آنقدر نگاهت کنم!

که‌ زیر نور شمعی که‌ روشن خواهیم کرد

تصویر موسێ و انجیلش ، عیسێ و توراتش ، محمد و قرانش را در ذهن خود به‌ لجنزار باتلاقهای متعفن و بد بوی جهان بسپاریم

امشب جهنم با ماست

و میلیونها انسان بی شمار این جهان از ما گریزانند

 آماده‌ می شویم برای روشن کردن شمعی که‌ از صد خورشید نورافشانتر است.

 

جهان یکسر از عفونت دین و ملیت برتر!

امشب گریزان است

و خدای هیچ

و پیغمبران و صنعت دروغین دین شان!

چهره‌ واقعی خویش را بنمایش می گذارند

امشب در چشمان مرگ خیره‌ می شوم به‌ همراه‌ تو!

و به‌ خواهش های غریب تو تن خواهم داد

و فردا

قبل از طلوع آفتاب

با تشنج اضطراب

تعریفی دگرگونه‌ از جهان خواهیم داشت.

 

محب شکیب

استکهلم

2009.01.04

Shakib_ML@yahoo.com

 

 

سه‌رچاوه:مالپه رى ئاشتي


+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم دی 1387ساعت 23:40  توسط رحیم بصیری  | 

عکسی از دیار بد بختی

The image “http://www.ashti.nu/roj/09-01-04.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم دی 1387ساعت 23:28  توسط رحیم بصیری  | 

200 کارگر شهرداری سقز 3ماه حقوق نگرفته اند

 دبير اجرايي خانه کارگر استان کردستان گفت: 200 نفر از کارگران شهرداري سقزکه در واحدهاي تنظيف و اجرائيات شهرداري سقز فعاليت دارندوزير نظر شرکت هاي پيمانکاري فعاليت مي‌‏کنند ، سه ماه است که حقوق نگرفته‌‏اند.

«اقبال رضايي» به ایلناگفت: پيمانکاران علت پرداخت نکردن حقوق کارگران را بدحسابي شهرداري و کاهش درآمدهاي شهرداري سقز به دليل کاهش ساخت و ساز مي‌‏دانند.
وي با بيان اينکه به دليل پرداخت نشدن حقوق کارگران، شهرداري سقز تاکنون دو بار در صدد اجراي ضمانت نامه شرکت هاي پيمانکاري بوده است،‌ خاطرنشان کرد: اعضاي شوراي شهر هر بار مانع از اين کار شدند.
رضايي با بيان اينکه پيمانکاران از پرداخت ساير مزاياي قانوني کارگران نيز طفره مي‌‏رود، اظهار داشت: تاکنون تعدادي از کارگران در اين خصوص به اداره کار شکايت کرده و خواستار اعمال قانون شده‌‏اند.
رضايي تصريح کرد: علاوه بر اين در چند روز گذشته حدود 15 کارگر که در بخش اجرائيات فعاليت مي‌‏کردند به دليل تعديل نيرو اخراج شده‌‏اند.
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم دی 1387ساعت 23:18  توسط رحیم بصیری  | 

جنایت حلبچه، هولوكاست صدام عليه كردها بود


Image «هدايت‌الله بهبودي» که خاطرات خود از پنج روز آخر سال 1366  در حلبچه را درکتاب «سفر به حلبچه» نگارش کرده،معتقد است:« فجايع حلبچه، هولوكاست صدام عليه كردها بود.»
فارس نوشت: كتاب «سفر به حلبچه» که گزارشي از سفر بهبودي به حلبچه در پنج روز آخر سال 1366 است از سوی انتشارات سوره مهرمنتشر و توزيع شده است.
بهبودی تایید کرده؛ اين كتاب پيشتر در سال 1368 با عنوان «سفر به قله‌ها» منتشر شده و اكنون بعد از حدود 20 سال براي بار دوم تجديد چاپ شده واوعنوان کتاب راتغییر داده است.
وي در مقدمه كتاب خود نوشته است «در بازخواني اين گزارش تعابير، توصيفات يا واژه‌هايي بود كه دوست داشتم تغييرشان بدهم.»
او می گوید: «هیجده سال فاصله به طور طبيعي،سليقه آدم را آن هم در امور ذوقي و جوششي جابجا مي‌كند. اما نتوانستم.»
وي گفته است «آن سليقه، نگاه و حس متعلق به آن سن و مكان و حادثه است. پس همان طور بماند بهتر است.»
رژيم بعثي عراق، مردم حلبجه را در جريان جنگ هشت‌ ساله‌اش باایران در سال 1988 در عملياتي مرسوم به «عمليات انفال» بمباران شيميايي كرد. حدود پنج هزار نفر در اين بمباران كشته شدند. حلبچه در آن زمان در دست نيروهاي ايراني و همچنين در دست گروه‌هاي كرد بود.
گازهاي سمي به‌ كار رفته در حمله شيميايي رژيم بعثي عراق به حلبچه گاز خردل، سارين، تابون و وي‌اكس بود كه دولت‌هاي غربي آن‌ها را به عراق تحويل داده بودند.
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم دی 1387ساعت 23:15  توسط رحیم بصیری  | 

تحلیل درموردشبکه تلویزیونی کردی زبان ترکیه ازدویچله المان

 از اول ژانویه ۲۰۰۹، این فرستنده پخش برنامه‌های مختلف شامل فیلم، سرگرمی، موزیک و اخبار را برای حداقل چهارده میلیون کرد ساکن در این کشور آغاز کرد.رجب طیب اردوغان، نخست وزیر ترکیه با آرزوی موفقیت و شروعی خوب،را افتتاح کرد. این کانال که TRT6 نام دارد، رقیبی برای فرستنده تلویزیونی کرد زبان Roj-TV خواهد بود.

فرستنده‌ای که در حال حاضر از کشور دانمارک برنامه تلویزیونی به زبان کردی پخش می‌کند. تلاش‌های ترکیه برای بستن این شبکه تلویزیونی ناکام مانده بود.
برنامه افتتاحیه کانال تلویزیونی TRT6 در ابتدا با پخش سرود ترکیه همراه با نشان دادن پرچم این کشور و سپس پخش ترانه‌های کردی همراه بود. ابراهیم ساهین، مدیر شبکه تلویزیونی کردی زبان ترکیه، محور کار این کانال را پخش برنامه‌هایی برای خانواده‌ها خواند که وظیفه‌اش اتحاد شهروندان است. اردوغان، نخست وزیر ترکیه نیز گفت، TRT6 سهم مهمی را در ترویج دموکراسی در ترکیه بازی خواهد کرد. او اضافه کرد، این قدم مهمی برای برداشتن گام‌های بعدی در همین راستاست. روزنامه‌های ترکیه روز جمعه، دوم ژانویه، گزارش دادند، دو دانشگاه در استانبول و آنکارا خود را برای عرضه رشته زبان و ادبیات کردی آماده می‌کنند.
مخالفت‌ها با پخش برنامه به زبان کردیشروع کار کانال تلویزیونی کرد زبان در ترکیه با مخالفت‌های زیادی روبرو بود. در سال ۲۰۰۴ میلادی، با تلاش‌های اردوغان، نخست‌وزیر حزب محافظه کار اسلامی عدالت و توسعه، پخش برنامه نیم ساعته در روز به زبان کردی آغاز شد. پیش از آن تلویزیون رسمی کشور در این مورد به بالاترین مرجع قضایی ترکیه شکایت کرد. در شکایت‌نامه قید شده بود که پخش برنامه به زبان کردی با قانون اساسی ترکیه مغایرت دارد.
خواست آموزش به زبان کردی در مدارس و دانشگاه‌ها در سال ۲۰۰۲ با مخالفت شدید دولت ترکیه روبرو شد. در آوریل ۱۹۹۱ میلادی مجلس ترکیه ممنوعیت صحبت به زبان کردی را لغو کرد. بعد از این تاریخ بود که کردها توانستند حق تکلم به زبان مادری را بیابند اما در زندگی سیاسی استفاده از این زبان همچنان ناممکن بود.
لزوم برداشتن گام‌های دیگر
حال برخی از نمایندگان کرد به اقدام دولت در راه‌اندازی کانال تلویزیونی کردی زبان به دیده تردید می‌نگرند. به نظر آن‌ها شبکه تلویزیونی کرد زبان فقط برای جلب آراء بیشتر در انتخابات محلی ماه مارس برای اردوغان و حزب اوست. ارن کسکین، حقوقدان و مبارز حقوق بشر، که بویژه فعالیت‌های او برای دفاع از حقوق زنان کرد شهرت دارد، معتقد است که با این فرستنده، دولت ترکیه می‌خواهد تصویر بهتری از خود در اتحادیه اروپا نشان دهد. او خواستار برداشتن گام‌ها و اصلاحات بعدی در این راستا شد، از جمله اجازه صحبت به زبان کردی در زندان‌ها و یا اجازه انتخاب نام کردی برای کودکان.
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 23:34  توسط رحیم بصیری  | 

تاریخچه عکاسی سقز

تاریخچه عکاسی سقز

آزاد کریمی

در سال ۱۸۴۴ میلادی کسی فکر نمی کرد که این جعبه ( دوربین عکاسی ) بیرون از دربار قجری تا اقصا نقاط سر حدات کشور با نگاه جادویی و گزارشگرش لحظاتی را ثبت کند که تصاویر مستندی از اوضاع و احوال زمانه ی خود باشند و در دو قرن پس از خود در عصر تکنولوژی هسته ای و اکتشافات فضایی به مثابه ی اسناد غیر قابل انکار و قابل اعتمادی برای اثبات هویت گروههای مردمی در این کشور پهناور به کار آیند .

دو بانوی کلیمی سقزی

دو بانوی کلیمی سقزی

دوربین عکاسی تا پایان قرن نوزدهم میلادی به میان قبایل و عشایر مهجور در کوهستان های یاغی و پربرف و اجتماعات پراکنده در دشت های تب دار و ترک خورده ی مرکز و سواحل دریای شمال و جنوب ایران راه یافت .
خارجی ها آورنده ی این پدیده ی مدرن بودند ، آنها دوربین به دست از شاه و گدا ، ارباب و رعیت ، سران عشایر ، محکومین و … عکس می گرفتند با این حال در ایران مردان هرگز راضی به این امر نبودند که زنان ، مادران ، خواهران و متعلقاتشان جلو دوربین های اجنبی بروندو عکس بگیرند .
دربار سلطنتی دارای دوربین عکاسی و عکاسباشی مخصوص بود ، همانطور که گفته شد اتباع خارجی مقیم ایران و میسیونرهای مسیحی آمریکایی ، آلمانی ، فرانسوی و غیره نیز این امکان را داشتند که از اماکن و ابنیه و مناظر طبیعی و جغرافیایی و همچنین مردان و بعداً زنان تصاویری را ثبت کنند و اولین عکسهای تاریخ عکاسی ایران را پدید آورند که عکاس مشهور روس آنتون سریوگین از ان جمله است .

البته لازم به ذکر است که عکاسی در مناطق غربی و شمال غرب به علت تمرکز اجتماعات اقلیت های دینی مانند یهودی ها ، ارمنی ها و آشوری ها ی مسیحی در ارومیه ، سنندج ،کرمانشاه و تبریز و حضور دفاتر نمایندگان مذهبی مسیحی در این شهرها کمابیش همزمان با پایتخت (تهران) آغاز شده است . گرچه خارجیان هنر عکاسی را به کردها نیاموختند اما هر چه باشد این دیده ی جالب  و عالی مدرن را به مناطق سرد کوهستانی کردستان آوردند و توانستند سران عشایر کرد را که در دو سوی خطوط مرزی ایران – عثمانی برای ادامه ی حیات خانواده ی چند همسری و کثیر الاولاد خود وامرار معاش سایر افراد عشیره به پرورش دام و کشاورزی اشتغال داشتند به جلو دوربین عکاسی بیاورند واز آن ها تصاویری ماندگار ثبت کنند .
به یمن وجود همین عکاسان خارجی ما می توانیم تصاویری از افراد مشهور قرن گذشته را روی میز کار ، آلبوم و کتاب های تاریخی ، آلبوم و کتاب های تاریخی ، و یا مجلات ایرانی و حتی خارجی داشته باشیم برای نمونه عکسی از آقای حسن جوانمردی رئیس ایل “گه ورک ” که در یک مجله ی آمریکایی به نام (Time) است. (۳) مولفین و محققین ایرانی ، عرب ، ترک و اروپایی  و امریکایی  در کتاب های خود که مربوط به تاریخ و فرهنگ کردستان می باشد از این عکسها استفاده ی شایانی کرده اند مثلا ” واسیلی نیکیتین ” محقق شهیر و کرد شناس روس که در سال های جنگ جهانی اول در کردستان اقامت داشته عکس های منحصر به فردی  از کردهای ایران را در کتاب خود آورده  که سوژه  های متعدد و قابل توجهی دارند مثلا کردهای مسیحی “سلیمان خان زرزا ” ” کریم خان هرکی ” ، ” اسماعیل آغای شکاک ” (سمکو ) ، “حزنی ” شاعر معروف و … (۴) این عکس های زیبا و تاریخی علاوه بر قدمت ، فرصتی فراهم می آورد تا در زمینه ی مردم شناسی تحقیقات دقیق تر و به همان اندازه قضاوت صحیح تری صورت پذیرد .نیمه ی دوم قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم دوره ی اقتدار و نفوذ مشایخ و سادات به عنوان رهبر معنوی و تا حدی دنیوی رعایا و جوامع روستایی و نیمه روستایی یا بهتر است بگوئیم نیمه شهری کردستان می باشد .مشایخ و رهبران طریقت قادری و نقشبندی به این پدیده  (عکاسی ) چندان روی خوش نشان ندادند وبه همین سبب تصاویری از مشایخ و سادات قرن نوزده در کردستان _بجز یکی دو مورد _ در دست نیست . قدیمی ترین عکس ها از مشایخ کردستان مربوط به اوایل جنگ جهانی اول (۱۹۱۴ م _۱۲۹۳ش)و تصویری از″ شیخ بابا سعید” از منسوبین وشاگردان “شیخ شمس الدین برهانی ” می باشد که به دست سربازان مهاجم و اشغالگر عثمانی در روستای غوث آباد مکریان کشته شد (۵) عکس دیگری که مربوط به “شیخ احمد قادری ” است که در زمان “کریم خان اختیار الدینی ” حاکم بانه” برداشته  شده است . عکس های دیگر مثلا از ” شیخ حسام الدین نقشبندی ” ، “شیخ محمود برزنجی “و دیگران مربوط به سالهای اولیه قرن بیستم و مخصوصا بعد از جنگ جهانی اول است.در این دوره چهره ی عشایر و سران آنها به تعداد زیادی به تصویر کشیده شده اند برای نمونه از افراد ایل ” فیض الله بیگی” ایل ” دبوکری “(۶) ، ایل گلباغی “(۷)و “منمی “(۸) عکسهای زیادی در دست است .
از سوی دیگر عکاسان زیادی که از دارالحکومه و منسوبین دولتی بودند به مناسبت  های رسمی و به همراه هیات های دولتی به ولایات و بلاد تابعه سفر می کردند ، از محترمین شهری و بازاری و معتمدین حکومتی و حکام عکس می گرفتند . مثلا عکس هایی که در آرشیو کاخ گلستان در تهران نگهداری می شوند و در بر گیرنده ی تصاویر از اقشار بالای حکومتی و صنفی مناطق مختلف کردستان می باشد ، از این دست عکس ها هستند .

جمعی از اعیان و معتمدین سقز

جمعی از اعیان و معتمدین سقز

برای نمونه یک عکس منحصر به فرد از″ مجید خان اردلان ” حاکم سقز و پسر ارشدش” سیف الدین خان “به همراه جمعی از رجال بلند پایه دینی و حکومتی و صنفی در سقز موجود است که حداقل به ۱۵ تا ۲۰ سال قبل از انقلاب مشروطه(۱۹۰۶م_۱۲۸۵ش) تعلق دارد.
پس از اتمام جنگ جهانی اول (۱۹۱۹م_۱۲۹۸ش)و پایان سلطه ی قجری و روی کار آمدن سلسله ی پهلوی (۱۹۲۵م_۱۳۰۴ش) قیامهای عشایر کرد در هم شکسته شدند ، “سمکو “،”اقبال السلطنه ماکویی” ، “حبیب الله خان منمی “،” سردار رشید ” ، ” جافر سلطان ” و “قدم خیر خانم لک” سران این قیام های عشایری بودند ، رضا شاه پهلوی با فارغ شدن از سرکوب این عشایر که با همکاری و مساعدت دیگر عشایر منطقه صورت پذیرفت سیاست ” تخته قاپو ” کردن یا اسکان عشایر در شهرها را اعمال کرد . سران عشایر سر سپرده که عامل سرکوب دیگر عشایر ناراضی در کردستان بودند در شهر ها با کسب عناوین و القاب حکومتی واحکام صادره از سوی دولت مرکزی (تهران) مصدر امور شدند .
همزمان در این دوره فرمان کشف حجاب و پوشش یکدست برای تمام آحاد مردم صادر شد .
سربازگیری از دیگر تحولات این دوره بود ، عکاسان در این دوره با فراغ بال تصاویر متعددی را با مضامینی همچون سفر “رضا شاه” به منطقه ، افتتاح جمعیت شیر و خورشید، افتتاح دخانیات ودیگر اماکن عکاسی کردند .
در این زمان “پرویز خان ارمنی ” از مسیحیان آذربایجان و ساکن شهر سقز عکس های متعددی را با سوژه های مختلف ثبت نمود ، در این عکس ها زنان حضور زیادی دارند ،زنانی که بی حجاب هستند و همراه همسران خود در جلو دوربین ظاهر شده اند ، البته زنان بومی بسیار دیرتر از این دوره در عکس ها دیده می شوند ، عرف اجتماعی، زنان را از حضور بی پروا و آزاد در مقابل دوربین باز می داشت ، زنانی که با سر و روی باز در جلوی دوربین ایشان نشستند و عکس گرفتند کارمندان دولتی غیر بومی بودند و به ندرت بانویی سقزی را در میان آنان می بینیم حتی در زمان کشف حجاب درعکسی که از سقز گرفته شده چند زن کرد را می بینیم که محجبه هستند و از روی  پوشش ظاهری انها می توانیم قضاوت کنیم که از یهودیان هستند .

کاروانسرای اتحاد سقز

کاروانسرای اتحاد سقز

“پرویز خان” از رجال مذهبی و صنفی و حکومتی سقز تصاویر زیادی را برای ما بر جای گذاشته است :عکسی منحصر به فرد از “شیخ رئوف ضیایی” (خزانه دار کل ایران در دهه ی سی شمسی) ومجموعه ی دیگری از عکس های قدیمی سقز با دوربین او برداشته شده اند ، لازم به ذکر است که مسیحیان (ارمنی و نستوری )در کردستان جزو اولین ایرانی هایی بودند که از اتباع خارجی ساکن در کشور هنر عکاسی را آموختند و “پرویز خان یکی از این افراد بود ، مشارالیه در سالهای جنگ جهانی دوم مقیم سقز بود و عکسهایی را  از افسران بلند پایه دولتی و سران عشایر موافق و مخالف دولت به تصویر کشید  و به این دلیل که مورد تائید فرمانده ی پادگان سقز بود توانست در سحرگاه روزی که هفت نفر از سران عشایر سقز را که به اتهام همکاری با جمهوری کردستان که در مهاباد و شهرهای اطراف آن برپا شده بود اعدام کردند،عکسی از اجساد بی جان آنها که از دار اویخته شده بودند تهیه کند که در چندین کتاب تحقیقی و تاریخی مربوط به آن دوره چاپ شده است.(۹)
نامبرده که در محل کنونی عکاسی مهتاب ،عکاسخانه ای دایر نموده بود ، در همان سالها سقز را ترک کرد اما در همان دوره “داوود عکاس″ که از کلیمیان سقز بود در طبقه ی دوم کاروانسرای “تاژه وانچی” (سرای اتحاد ) عکاسخانه داشت.
“داوود “از جوانان سقزی علاقمند به این هنر بود او در فاصله سالهای ۱۳۲۰_۱۳۳۰توانست عکس های منحصر به فردی از عشایر سقز ، مراسم و مناسبت های دولتی مانند رژه پیش آهنگی و مضامین دیگر را تهیه کند . در سال ۱۳۳۰شمسی داوود عکاس از سقز رفت و به اسرائیل مهاجرت کرد . اما دوربین و دیگر وسائل مورد نیاز عکاسی را به اقای “حسین عطایی ” فروخت . اقای عطایی تا سال ۱۳۴۰ در همان جا (طبقه ی دوم سرای اتحاد )مغازه ی عکاسی داشت . در این زمان اقای “اسماعیل خان فرخی “که از بوکان آمده بود در مکان کنونی داروخانه اعتمادپور _میدان انقلاب _ هه لو) عکاسخانه اش را افتتاح نمود اما زیاد دوام نیاورد و کارش به تعطیلی کشید (۱۳۴۳ ش ) بعدها اقای “عباس خان فرخی”که فرزند ایشان بود به مدت محدودی مغازه ی عکاسی اش را دایر نمود اما او هم دوام نیاورد و عکاسی اش را تعطیل کرد . از سال ۱۳۴۲ شمسی دوران طلایی عکاسی سقز آغاز می شود ،”سید امیر تهامی ” آغازگر این دوره ی شکوفاست . او که در دوره ی نوجوانی به عکاسی علاقمند می شود با یک دوربین ابتدایی و ساده با مارک(Box)که در سنندج به قیمت ۱۵ تومان خریداری شده بود به صورت آماتور شروع به تصویر برداری از مناظر طبیعی نمود او به توصیه ی یکی از دوستان تبریزی اش که از خانواده ی هنرمندی بود اقدام به تاسیس عکاسخانه نمود و نام آنرا عکاسی” پریسا ” گذاشت .عکس های “تهامی ” از مضامین متنوع و ناتورالیستی برخوردار است . علاوه بر این عکس های او رنگ و بوی ژورنالیستی هم داشت . ثبت لحظات، فصول ، باغها و بستانهایی که اکنون اثری از آنها باقی نمانده ،افرادی بسیار عادی از اقشار مختلف مردم و حتی فرودستان (گداها) بدون دریافت کمترین مزدی از یادگارهای این دوره از عکاسی سقز است .

حاجی شجیع- عکاس پرویز خان

حاجی شجیع- عکاس پرویز خان

در سال ۱۳۵۴ عکاسی توسط مرحوم “مظفر ضمیران ” خریداری شد و از ان زمان تا سال۱۳۸۴ که قریب به ده سال از مرگ ایشان می گذرد “پریسا “همچنان پابرجاست و امورات ان را به صورت نیمه وقت اقای ” خالد رحیم پور ” انجام می دهد . اقای “تهامی” پس از واگذاری ان به مرحوم”ضمیران” ، دوباره اقدام به برپایی عکاسخانه ی دیگری به نام تهامی که  بعدً به “آروین” تبدیل شد ، در مجاورت حسینیه ی سقز نمود از دیگر اقدامات نامبرده تلاش برای ایجاد سندیکای عکاسان این شهر است . فرماندار وقت (۱۳۶۰شمسی) از این طرح پشتیبانی نمود و در آن سال اتحادیه ی عکاسان در این شهر آغاز به کار کرد، از فعالیتهای دیگر عکاسی می توان به حضور عکاسان سیار در پارکها ، باغها و تفریحگاههای سقز از قدیم تا بحال نام برد ، انها ابتدا با همان دوربین هایی که عکس سیاه و سفید می گرفتند در “سه یرگا” (محل کنونی اداره ی راهنمایی و رانندگی ) پل سقز(پل قدیمی بر روی رودخانه ی سقز که در سال( ۱۳۱۸)  توسط چکسلواکی ساخته شد) پارک کودک(۱۳۴۵) وپارک مولوی (۱۳۵۱) و مخصوصا روزهای تعطیل حضور داشتند و عکاسی می کردند ،با امدن دوربین های ” پلاروید” که عکس های رنگی فوری می گرفتند طرفدارن این نوع عکس ها بیشتر شد اگرچه در عکاسخانه ها تصاویر روتوش شده سیاه و سفید همچنان بازار گرمی داشتند و اصولاً نوع پرسنلی آن که برای امور اداری و تحصیلی کاربرد فراوانی داشتند.
در سال ۱۳۷۴ه ش دو برادر ارمنی که اهل میاندواب بودند در محل کنونی عکاسی “برادران ” مغازه ی خود را با نام ” برادران النیان” افتتاح کردند .   “رازمیک”و “خاچیک” پس از دو سال مغازه ی خود را با دوربین و تجهیزات به اقای ” سید محمد وفاییان” واگذار نمودند. ایشان هم در اوایل دهه ی ۵۰ شمسی مغازه اش را فروخت ، البته عکاسی برادران هنوز هم دایر است که مدیریت ان را اقای “احمد مراد خانی” به عهده دارند .از اواسط دوره ی ۵۰ عکاسی های دیگری اغاز به کار کردند ، پس از انقلاب فیلم های رنگی معمولی به بازار آمدند. بازار این عکس ها هم با توجه به کیفیت عالی و رنگ که عامل اصلی جذابیت این نوع عکس بود در ایران گرم شد . در این دوره فیلم ها و تلوزیون ها هم رنگی شده بودند و به اصطلاح دیدن تصاویر رنگی از هر نوعی که باشد مرسوم شده بود . در سقز هم مردم تصاویر رنگی را کمابیش می دیدند اما برای دیدن عکس رنگی خود باید مدت دو هفته را صبر پیشه می کردند تا عکسی را که مثلا در عکاسی مهتاب گرفته شده پس بگیرند .
ماجرا از این قرار بود که لابراتوارهای چاپ عکس رنگی تنها در شهرهای بزرگی مانند تهران و تبریز وجود داشتند و می بایست نگاتیوها را به تبریز می فرستادند تا عملیات ظهور و چاپ روی آنها انجام شود .با آمدن این سبک عکاسی ، کم کم بازار عکس های سیاه و سفید روتوش خورده و یا عکس های فوری رنگی از رونق افتادند .لزوم ایجاد لابراتوار عکس رنگی احساس می شد تا اینکه اقای ” هیوا زمانه سازی” این اقدام را به عمل اورد و در سال ۱۳۷۶ لابراتوار چاپ عکس رنگی فوجی ( fuji ) را در همان مغازه ای که سالها قبل آقای ” اسماعیل فرخی “  داشت ، دایر نمود.
در سالهای اخیر بر تعداد این لابراتوارها افزوده شده است. تحول دیگری در این حرفه ی هنری ، عکاسی دیجیتالی است ، در این نوع تصویر برداری کار ظهور و چاپ را کامپیوتر انجام می دهد . اکنون اکثر عکاسی ها نه تنها در سقز بلکه در شهرهای دیگر برای چاپ عکس پرسنلی از این تکنیک بهره می برند البته استفاده از “فتوشاپ” برای اصلاح لک ها و معایب احتمالی دیگر نیز در کنار عکاسی باب شده است .
لازم به ذکر است افرادی مانند آقایان ، “عزت بانه ای ” ، ” محمد عطایی ” ، “سفیدگر” ، “مرحوم اراس زمانه سازی ” ،”برادران عبادی” ، “برادران جهان افروز″ ،”برادران باژیان” از عکاسان با سابقه ی سقزی هستند اکنون در هنرستان کار و دانش “دکتر حسابی ” رشته ی عکاسی در مقطع متوسطه توسط اقای “سلیمان محمودی” به صورت آکادمیک بنیانگذاری شده است.
“سلیمان محمودی” فارغ التحصیل کارشناسی ارشد رشته ی عکاسی از دانشگاه تهران ، مدرس عکاسی هیئت علمی دانشگاه های هنر تبریز ، برنده ی جایزه ی دیپلم افتخار و روبان آبی فستیوال عکاسی هنری جیوانی کریسپی ایتالیا در سال ۲۰۰۴ میلادی و برگزیده ی اول جشنواره ی عکس ۲۰۰۶ چین در بخش معماری می باشد . او هم اکنون ریئس انجمن عکاسان سقز می باشد که اخیرا توسط  نامبرده و گروه دیگری از عکاسهای جوان سقزی پایه گذاری شده است و حدود سی نفر عضو دارد . از اعضای اصلی این انجمن می توان به آقایان “شمال مرتضایی” ، “انور رندانی” “اردشیر سعیدی” اشاره نمود.
از شاگردان او (سلیمان محمودی) “بهنام علایی” دانش آموز رشته ی عکاسی در تابستان ۸۴  موفق شد به مقام اول کشوری در مسابقات علمی کاربردی فنی حرفه ای دست یابد و به همین مناسبت بدون کنکور وارد دانشگاه شود .از جوانان علاقمند و مستعد دیگر سقزی که در رشته ی عکاسی در سطح دانشگاهی و یا به صورت تجربی در حال اموختن این هنر مدرن و کاربردی هستند می توانیم ” شمال مرتضایی” و “زانیار بلوری” دانشجوی کارشناسی ارشد عکاسی را نام ببریم .

بهجت خانم سلطانی اردلان- عکاس:تهامی

بهجت خانم سلطانی اردلان- عکاس:تهامی

“هیوا رشیدزاده” و “بهنام رضایی” که علاوه بر داشتن ذوق عکاسی ، نقاشان خوبی هم هستند و مجدانه در راه کسب هنرهای تجسمی گام بر می دارند از دیگر علاقه مندان این هنر هستند .
در خاتمه حیف است از افرادی که عکاس نبوده اما در گذشته های بسیار دور دارای دوربین بوده اند و لحظاتی بیاد ماندنی را ثبت نموده اند ، یادی نکنیم .”سید غفور حسینی”( دارای سابقه ۵۸ سال کار دندانپزشکی تجربی) که اکنون ۷۳سال سن دارند با دوربینی که متعلق به ۶۵ سال پیش بوده از افراد خانواده ی خود عکس های خاطره انگیزی تهیه کرده اند که بسیاری از انها را بی دریغ در اختیار نگارنده قرار داده اند .

متعلقات
۱-    سال ورود عکاسی به ایران
۲-    Photograph-عکس
۳-    عمر فاروقی،نگاهی به تاریخ سقز جلد اول
۴-    واسیلی نیکیتین.کردها.ترجمه ی محمد قاضی ۱۳۶۶ چاپ اول
۵-    تاریخ مکریان جلد اول مرحوم افخم
۶-    Debokri
7-    Gelwaxi
8-    Menmi
9-    بهمن ۱۳۲۵ شمسی در محل اداره آگاهی کنونی

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم دی 1387ساعت 23:1  توسط رحیم بصیری  | 

راه حل ایرانی مسئله کرد




نگاهی توصیفی به کتاب هویت تاریخی و مشکلات کنونی مردم کرد تالیف دکتر عبداله ابریشمی


اگرچه موجودیت "كرد" ریشه در دوران های باستان و پای در اساطیر دارد اما "مسئله كرد" پدیده ای جدید و محدود به دوران معاصر است. تشكیل دولت های مدرن، تغییرات جغرافیای سیاسی منطقه خاورمیانه پس از جنگ جهانی اول ، پیدایش نهضت های ناسیونالیستی و ظهور جنبش های آزادیخواهانه و دمكراسی طلب مهمترین عوامل اثر گذار بر مسئله كرد هستند.
این یك خطای استراتژیك است اگر تصور كنیم به دلیل ایرانی بودن  كردها، ادامه وضع موجود و پافشاری بر سیاست های گذشته همچنان كارساز و مفید خواهد بود. زیرا تحولات منطقه ای، امواج سهمگین جهانی شدن،‌افزایش خودآگاهی كردها و جلب توجه جهانیان به مسائل آنان شرایط جدیدی را به وجود آورده است.
یكی از مهمترین ریشه های مشکلات در مناطق کردنشین انكار هویت كردها از دیربازاست! اگر كردها ایرانی هستند، انكار هویت قومی و سیاست هایی كه آشكارا چنین مسئله ای را دامن می زنند چه توجیهی می تواند داشته باشد؟ سیاست هایی كه زمینه های بروز تبعیض و ستم در ابعاد مختلف فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی را فراهم نموده اند.
در بسیاری مواقع به اشتباه هویت ملی معادل هویت قوم اکثریت کشور ایران در نظر گرفته شده ویا حداقل اینگونه تبلیغ شده است و در یک رابطه غیر تعاملی و با استفاده از الگوهای ادغام مکانیکی تلاش شده است تا ازطریق انکار یا سرکوب  مولفه های تشکیل دهنده هویت اقوم دیگر  نظیر زبان، باورها، مذهب، لباس ،موسیقی و ادبیات با استفاده از ابزار زور، موجبات حل شدن آنها در هویت ملی برساخته فراهم گردد.
 بنظرمی رسد که در کشورهای چند قومی ،هویت ملی می بایست برآیند هویت قومیت های مختلفی باشد که در آن سرزمین زندگی می کنند و چنین ترکیبی جز با به رسمیت شناخته شدن تمامی مولفه های موثر برهویت اقوام و فراهم نمودن زمینه های رشد و بالندگی آنها در یک فضای سرشار از عدالت، رضایت و احترام امکانپذیر نمی گردد.واقعیتی که حداقل در یکصد سال گذشته از سوی حاکمیت های مختلف به عمد ویا از سر غفلت نادیده گرفته شده است و از همین محل آسیب های فراوانی متوجه حس همبستگی ملی شده و ناکامی ها و حتی گاهی حوادث خونباری را  در مسیر تکامل فرآیند مدرنیزاسیون ایران بوجود آورده است و عملا زمینه های امکان زندگی مسالمت آمیز و حصول آرامش روحی و روانی و بروز توسعه همه جانبه را از ملت بزرگ ایران سلب نموده است. زیرا هویت ملی غیرترکیبی بدلیل ناتوانی در تامین انتظارات همه افراد جامعه می تواند در فرآیند توسعه اجتماعی – فرهنگی و حتی دمکراتیزاسیون ایران نقش منفی و بازدارنده داشته باشد. البته با توجه به شرایط دنیای امروز و تجارب  موفقیت آمیز برخی کشورها در مدیریت صحیح مسائل قومی،ظرفیت ایجاد چنین فضایی برای برقراری رابطه تعاملی و سازنده میان هویت اقوام و هویت ملی تنها در نظام های دمکراتیک امکانپذیر است.
سیاست های انكار هویت قومی منجر به بروز تبعیض ها و بی عدالتی های فراوانی شده است و زمینه های ایجاد مشکل پیچده ای به نام "مسئله کرد" را پدید آورده است که می توان به عنوان  نمونه به برخی  از آنها در مناطق كردنشین اشاره كرد:
در بعد مذهبی، جالب است كه بدانید مدیریت امور مذهبی اهل سنت كه اكثریت جمعیت منطقه را تشكیل می دهند با روحانیون اهل تشیع است. به عنوان مثال امام جماعت دورافتاده ترین روستای این مناطق توسط مركزی تعیین می شود كه مسئولیت آن بر عهده یك فرد شیعه است.
در بعد فرهنگی، علیرغم تأكید قانون اساسی بر آموزش زبان كردی در مدارس و مراكز آموزشی این مهم هرگز امكان عملی شدن نیافته است وامكانات لازم برای انتشار نشریات محلی و چاپ كتاب به زبان كردی در حداقل ممكن قرار دارد.
در بعد اقتصادی، مناطق كردنشین براساس شاخص های توسعه ای در رده آخر استان های كشور قرار می گیرند و بیكاری و فقر بیداد می كند.
در بعد سیاسی و مشاركت در ساختار حاكمیت، سهمی نزدیك به هیچ نصیب كردها شده است این در حالی است كه به غیر از رهبری، ریاست جمهوری و ریاست قوه قضاییه، هیچ محدودیت قانونی دیگری برای حضور كردها و "اهل سنت" در سایر سطوح مدیریت ارشد كشور وجود ندارد.
در بعد اجتماعی امكان تحزب و تشكیل جمعیت هایی با محور قومی تقریباً غیرممكن است. همه این تبعیض های آشكار و موارد دیگری كه فرصت طرح آنها در این مجال نیست در حالی اتفاق می افتد كه اصول متعددی از قانون اساسی ناظر بر برابری تمامی ایرانیان در مقابل قانون و نفی هرگونه تبعیض است.
طبیعی است که با این اوصاف در میان افکار عمومی و نخبگان کرد (و حتی فرهیختگان منصف و دلسوز غیر کرد) این سئوال و دغدغه جدی مطرح باشد كه برای رفع تبعیض های غیرقابل انكار فوق که تنها بخشی از مسئله کرد را تشکیل می دهند، چه راه حلی می توان ارائه داد؟
نحوه پاسخ به این سئوال و رویکرد جریان ها و اشخاص مختلف در طول چند دهه گذشته به حل این مسئله متفاوت بوده است و در مقاطعی نیز با افزایش تمایل به روش های خشونت آمیز ، بروز جنگ و درگیری های خونینی را نیز به همراه داشته است که تبعات زیانبار آن همچنان تداوم دارد.
در این میان آقای دکتر عبداله  ابریشمی یکی از اندیشمندان متعهد کرد است که با تدوین کتب و ارائه مقالات متعدد طی سالیان متمادی  در نشریات محلی و سراسری و در سال 85 با انتشار کتاب "هویت تاریخی و مشکلات کنونی مردم کرد" در راستای  یافتن راه حلی مسالمت آمیز و منطبق بر اصول دمکراتیک برای "مسئله کرد" تلاش های عملی و نظری فراوانی را مبذول داشته است.چاپ اول این کتاب سال 1385 در 251 صفحه توسط نشر آنا در تهران به زیور طبع آراسته شده است.
دکترابریشمی  در فصل اول کتاب به بررسی مشکلات مردم کرد در خاورمیانه می پردازد.از دیدگاه وی مشکلات کردها در قرن بیستم ازتحول ساختار سیاسی کشورهای منطقه ناشی می شود. بدین سبب یگانه راه رهایی مردم کرد از مشکلات کنونی را تبدیل اقتدار سیاسی ملت خاص به اقتدار قانونی تمام قومیت های اهل همان کشور می داند که امروزه "شهروند" نامیده می شوند و تصریح می کند درچنین نگرش مثبتی به جای این که دولت، مختص ملتی خاصی باشد به تمام اهالی کشور که مرکب از قومیت های گوناگون است تعلق خواهد داشت و ساختار ملت نه در قالب هویت قومی خاص بلکه در قالب یک ملت مرکب یا شهروند تبلور خواهد یافت.
نویسنده دربررسی عمیق تر مسئله کرد، 3 عامل وقوع انقلاب هایی نظیر انقلاب اکتبر روسیه، بروز استبداد در کشورهایی نظیر ایران و دسیسه های استعماری در تقسیم دولت فرا ملی عثمانی به گروهی از دولت – ملت های ساختگی پس از جنگ جهانی اول را از عوامل اصلی بروز مشکلات کردها معرفی می نماید و بیان می دارد که این مشکلات فقط تحقیر کردها بواسطه ترک کوهی خوانده شدن در ترکیه و یا نفی هویت آنهم به سخیف ترین شکل ممکن مانند عدم صدور شناسنامه برای کردها در سوریه نیست ودربرخی مقاطع تاریخی از ابعاد فاجعه آمیزی  برخوردار بوده است .بعنوان مثال در کشور ترکیه سیاست ملت سازی کاذب با خشونت جنایتکارانه ای همراه بوده و یا صدام در عراق جنایت را در حق کردها به اعلی درجه رساند و در برنامه موسوم به انفال قریب به 182000 کرد را قتل عام کرد.او این مشکلات را ناشی از رویکرد منفی به مدرنیسم و تمدن(و شاید هم درک نادرست) می داند و جنبه های نژادپرستی ، قبیله گری و اعمال شیوه های آپارتایدی را در همین راستا ارزیابی می کند.
درهمان فصل آغازین کتاب که برخی از مهمترین وقایع تلخ و خونبار علیه کردها در قرن بیستم شرح داده می شود نویسنده، مسئله کرد را در ایران متفاوت از مسئله کرد در سوریه، عراق و ترکیه تقسیم بندی می نماید و حتی فراتر از آن نتیجه گیری می نماید که اگر قبل از وقوع جنگ عراق و ایران یک دولت فدرال و همسایگانی با اقتدار کنونی  کردها در نواحی غربی ایران بوجود می آمد شاید می توانست در پیش گیری از تهدید ویرانگری چون جنگ ایران و عراق بسیار موثر باشد.دکتر ابریشمی به صراحت می نویسد : ما در کشور خود مشکل اساسی با کردها نداریم، زیرا در بررسی واقع بینانه مشکلات مردم کرد در ایران در می یابیم که رسیدگی به اعتراض آنان لطمه ای به وحدت و حاکمیت کشور نمی زند اما متاسفانه بدلیل سیاسی شدن عناصر فرهنگی مانند زبان و سایر مولفه های قومی به هر نوع درخواست و و یا جنبش کردها مهر تجزیه طلبی و مرکز گریزی زده شده است.
بنظر می رسد نکته کلیدی کتاب درهمین موضوع نهفته است زیرا دکتر ابریشمی با توجه به تفاوت ماهیتی "مسئله کرد" در ایران با سایر کشورهایی که سرزمین نیاکانی کردها در آنها واقع شده است، اعتقاد دارد که در صورت کنار نهادن داوری های احساسی نسبت به حوادث گذشته، مشکل کرد در ایران را می توان با گفتمان متکی بر عدالت خواهی برطرف کرد.(عدالت درامکان  ورود به قدرت، کسب ثروت و تامین منزلت مانند همه شهروندان ایران)
این در حالی است که  متاسفانه دولت مدرن در مقابله با اعتراض مردم محروم کرد ایران ، در داخل راهکار تضعیف هویت فرهنگی مردم کرد و سرکوب آنان را اتخاذ کرد و در خارج سیاست همکاری با کشورهای نوبنیاد را در پیش گرفت.
در فصل دوم، نویسنده کتاب "هویت تاریخی و مشکلات کنونی مردم کرد" با تشریح مفصل نهادها و ساختارهای موجود در جامعه کردی از دیرباز، تلاش مبسوطی را برای اثبات هویت تاریخی کرد مبذول می دارد. در جای جای کتاب یک نکته مشهود است و آنهم تلاش وافر نویسنده برای اثبات وجود حکومت های محلی کرد است و خلط مبحث تقلیل و منحصر نمودن ساختارحکومتی  جامعه کرد به "ایل و عشیره" را به شدت نقد و رد می نماید.
در فصل سوم با اشاره به ضرورت شفافیت گفتار در مباحث اجتماعی سعی می شود تا مختصات مفاهیم کلیدی در جامعه شناسی جامعه کرد روشن شود.در دیدگاه ابریشمی، اصطلاح های جامعه شناسانه ای  مانند فئودال،بورژوازی و ... که در ادبیات سیاسی معاصر متداول اند در اغلب موارد برای توصیف اوضاع اجتماعی کردستان مناسب نبوده است زیرا اساسا در ساخت اجتماعی، مردم کرد هم سان با موارد اروپایی و حتی مناطق دیگر ایران نیستند.و نتیجه گیری می نماید که با مفاهیم و اصطلاحاتی که معروف تاریخ اروپا هستند نمی توان اوضاع اجتماعی و تاریخی خاورمیانه و کردها را بیان کرد.(اگر این واقع بینی در بسیاری از سیاستمداران کرد وجود داشت-و البته حاکمیت نیز برخورد مدبرانه ای با مسئله کرد می کرد- شاید می شد از بروز وقایع تلخ و خونبار فراوانی پیش گیری نمود )دکتر ابریشمی در جایی از همین کتاب می نویسد برخی مارکسیست ها و متظاهرین به ایدئولوژی چپ در نیم قرن گذشته در برخورد با ساختار اجتماعی و طبقاتی کردستان (بدلیل عدم درک درست از اوضاع اجتماعی منطقه )مرتکب خطاهای تحلیلی زیادی شده اند و ندانسته یا آگاهانه به آشفتگی اوضاع دامن زده اند.
دکتر ابریشمی در فصل چهارم به بررسی جامعه شناسی سیاسی و تاریخی کرد می پردازد و می نویسد:
کردها با وجودکثرت جمعیت،استعداد ایجاد حکومت، توان رزمی کم نظیر،شجاعت بی مانند،آشنایی تاریخی با امپراطوری های بزرگ و تجارب جنگی فراوان درصدد گسترش قلمرو خود و جهان گشایی و یا تشکیل امپراطوری نبودند بلکه به حفظ و پاسداشت حکومت های محدود و محلی خود بسنده کرده اند.(بعنوان صدق مدعا می توان به صلاح الدین ایوبی اشاره کرد)وی همچنین بیان می دارد که کردها پس از فروپاشی دولت ساسانی به مدت بیش از هزارسال دارای حکومت های منطقه ای نیمه مستقل و مستقل بوده اند.
در فصل پنجم نیز نویسنده برای تبیین موارد پیشگفت به بررسی جزئی تر چند نمونه از امارات و حکومت های محلی کرد مانند دیاربکر،بتلیس و بابان می پردازد.
اما فصل ششم کتاب "هویت تاریخی و مشکلات کنونی مردم کرد" را می توان مهمترین بخش آن دانست زیرا به تحلیل و بررسی دیدگاه های جهت داری می پردازد که تلاش می کنند تا مشکلات کنونی مردم کرد را انکار و هویت تاریخی آنان را تحریف نمایند .
محور اصلی این فصل، نقد "کتاب قومیت و قوم گرایی در ایران از افسانه تا واقعیت" نوشته آقای حمید احمدی است.
از دیدگاه دکتر ابریشمی تلاش عامدانه و آگاهانه نویسنده فوق الذکر برای انکار هویت ملی، تاریخی و فرهنگی کردها چیزی جز قلب هویت تاریخی و مسخ جامعه شناسی تاریخی یک ملت نیست.اهتمام به نقد این کتاب احتمالا با ایرانی بودن نویسنده و کشوری که در آن انتشاریافته است، بی ربط   نمی باشد. از نظر ایشان شاید تلاش برای تئوریزه کردن نفی هویت فرهنگی و تاریخی ملت کرد در ترکیه، عراق و یا سوریه د ربرابر ملت عرب یا ترک قابل درک باشد اما چنین کوششی در ایران و توسط یک نویسنده ایرانی جای تعجب است.زیرا کردها اساسا ایرانی اند و از عناصر اولیه و  اصلی تشکیل دهنده ملت ایران هستند.به دیگر بیان می توان گفت دفاع ابریشمی از هویت تاریخی و فرهنگی مردم کرد، پاسداشت کلیت ملت ایران است البته ملتی که مبنای تشکیل آن افراد برابر حقوق و شهروندان این کهن سرزمین و عاری از هرگونه ستم و تبعیض در حق اقوام مختلف باشد.
در پایان می توان گفت گرچه این کتاب برای پاسخگویی و نقد کتابی که هویت کردها را نفی می کند به رشته تحریر درآمده است اما دراصل ادعانامه ای است علیه آنچه که در عالم واقع و درخاورمیانه بر کردها می گذرد و از رهگذر مطالعه آن می توان با شناخت درست مسئله و درک ابعاد آن، استراتژی صحیحی در برخورد با این مشکل قدیمی انتخاب و از استمرارش جلوگیری نمود. در عین حال می بایست  با خودداری از یکسان انگاری "مسئله کرد" در کشورهای مختلف، در ایران راهکار متفاوتی برای حل آن برگزید. دربررسی مشکلات کنونی مردم کرد ایران، علاوه بر پرهیزجدی از نفی هویت قوم کرد، رفتار عادلانه حاکمیت  با مناطق کردنشین در برخورداری از بودجه عمومی کشور و سهیم نمودن آنان در مدیریت سیاسی و فرهنگی در سطح منطقه ای و ملی اولویت دارد . بدیهی است چنین توقعی تنها در راه  حل ایرانی مسئله کرد و با فرض اینکه کردها بخشی بزرگی از عناصر تشکیل دهنده ایران و تاریخ و فرهنگ آن هستند متصور خواهد بود.



+ نوشته شده در  سه شنبه دهم دی 1387ساعت 0:16  توسط رحیم بصیری  | 

«پ.ک.ک» ,.................

Image

سران کرد عراقی هفته گذشته درمناسبت های مختلف صریحا" از «پ.ک.ک» اپوزیسیون دولت ترکیه خواستند که به نبرد چریکی و نظامی پایان دهد و راه حل سیاسی برای چاره مشکلات جامعه کردهای ترکیه درپیش گیرند.

به گزارش کوردنیوز ، اما درسوی دیگر این داستان نوری مالکی نخست وزیر عراق به ترکیه رفت و بر سر قضیه «پ.ک.ک» با رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه به گفت وگو نشست. این نخستین بار است که مالکی درسفرهای خود حضور کردها در بین همراهانش را ممنوع کرده بود.
همکاری مشترک ترکیه و عراق علیه پ.ک.ک
نخست وزیر ترکیه در دیدار همتای عراقی خود با تقدیر از تلاشهای مقامات بغداد در مبارزه با حزب کارگران کردستان (پ.ک.ک) بر مبارزه مشترک دو کشور با این گروه تاکید کرد.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از آسوشیتدپرس، رجب طیب اردوغان در دیدار با نوری المالکی همتای عراقی خود بر اقدام مشترک آنکارا و بغداد برای مبارزه با حزب کارگران کردستان موسوم به پ.ک.ک تاکید کرد.
نخست وزیر ترکیه، تروریسم را نگرانی مشترک ترکیه و عراق عنوان و اعلام پ.ک.ک به عنوان یک گروه تروریستی از سوی بغداد را گام مهمی در نزدیکی بیشتر دو کشور برشمرد.
طالبانی: پ.ک.ک سلاح هایشان را زمین بگذارند
منابع رسانه ای به نقل ازمصاحبه جلال طالبانی در گفت و گو با روزنامه آغشام چاپ ترکیه گزارش کردند: «کردهای عراق مصمم هستند که اجازه استفاده از خاک خود برای حمله به ایران و ترکیه را به شورشیان پ.ک.ک ندهند و در همین راستا به زودی از شورشیان درخواست خواهند کرد سلاح هایشان را زمین بگذارند.»
طالبانی گفت: «جناح های سیاسی کرد در منطقه کردستان عراق به زودی گردهم خواهند آمدند و در این نشست با صدور بیانیه ای مشترک از شورشیان خواهند خواست از درگیری های مسلحانه دست کشیده و به یک فرآیند سیاسی دموکراتیک بپیوندند.»
رئیس جمهور عراق افزود: «ما، کردهای عراقی، دیگر به افراد مسلح از گروه های شورشی کرد اجازه نخواهیم داد که از قلمرومان برای انجام حملات علیه ترکیه یا ایران استفاده کنند. ما تدابیر لازم را به کار خواهیم گرفت.»
طالبانی در عین حال تاکید کرد که کردهای عراقی با شورشیان نخواهند جنگید: «شما شاهد خواهید بود که این مساله بدون درگیری و خونریزی قابل حل است.»
رئیس جمهور عراق همچنین گفت: «روابط با ترکیه از اهمیت راهبردی برای عراق برخوردار است و همه گروه های عراقی از حملات پ.ک.ک علیه ترکیه رنجیده خاطر و بر اهمیت بهبود روابط با آنکارا آگاه هستند.»
وی به آغشام گفت: «پ.ک.ک باید بداند که به انتهای راه و بن بست رسیده است، دولت ترکیه نیز باید به نوبه خود گام هایی را برای ترغیب شبه نظامیان به دست کشیدن از فعالیت های تروریستی بردارد.»
بارزاني: پ ک ک به اقدامات مسلحانه پايان دهد
مسعود بارزاني رييس حکومت اقلیم کردستان ، ( پ ک ک ) را به کنار گذاشتن سلاح فراخواند.
به گزارش واحد مرکزی به نقل ازشبکه خبري سي ان ان ترک ترکيه ، مسعود بارزاني در ديدار با هيئت حزب حق و آزاديهاي ترکيه تاکيد کرد دوران مبارزه مسلحانه سپري شده است . بارزاني تاکيد کرد : پ ک ک بايد به اقدامات مسلحانه پايان دهد.او گفت :‌ کردهاي ترکيه بايد مبارزات خود را تنها از راههاي سياسي و مسالمت آميز ادامه دهند. بارزاني گفت : کردها بايد در کنار يکديگر به تمام کشورهاي منطقه و جهان پيام صلح دهند.
نچيروان بارزاني :‌ با پ ک ک نخواهيم جنگيد
نخست وزير اقلیم کردستان گفت : حکومت اقلیم کردستان اقدام مسلحانه عليه پ ک ک صورت نخواهد داد.
واحدمرکزی خبراز پايگاه اينترنتي روزنامه مليت چاپ ترکيه گزارش کرد نچيروان بارزاني در ديدار با هيئتي از نمايندگان حزب جامعه دمکراتيک ترکيه گفت : براي حل مسئله پ ک ک از راههاي مسالمت آميز آماده هر گونه کمک هستيم.
او گفت : در پي گزينه نظامي عليه پ ک ک نيستيم و بر اين باوريم که مسئله موجود از راه جنگ و درگيري حل نخواهد شد.
وي گفت : دوران جنگ و درگيري ميان کردها سپري شده است و اين موضوع براي ما خط قرمز محسوب مي شود. به گفته او، خواسته هاي دمکراتيک کردها بايد از راههاي مسالمت آميز حل شود.
بارزاني گفت : حل مسالمت آميز اين مسئله به زيان ترکيه نخواهد بود. گفتگو ميان دو طرف براي تعريف صحيح مسئله موجود ضروريست.
وي در پاسخ به اين سوال که آيا طرحي براي خارج کردن عناصر پ ک ک از شمال تهيه شده است ؟ گفت چنين طرحي وجود ندارد.
اتحادیه اروپا اقدامات علیه پ.ک.ک را افزایش می دهد
به نوشته یک روزنامه ترک، اتحادیه اروپا در نظر دارد اقدامات خود در برخورد با کارگران کردستان ترکیه موسوم به پ.ک.ک را افزایش دهد.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روزنامه "تودی زمان"، پس از دیدار مقامات اطلاعاتی ترکیه با "گیلس دکرچوف" هماهنگ کننده بخش مبارزه با تروریسم اتحادیه اروپا در آنکارا، اتحادیه اروپا از تصمیم خود برای افزایش برخورد با پ.ک.ک خبرداد.
بر اساس این گزارش، طرفهای ترک در این دیدار آخرین تحولات مربوط به ترکیه و حزب کارگران کردستان را به اطلاع مقام اروپایی رسانده و کرچوف نیز از افزایش اقدامات برای پایان دادن به اقدامات تروریستی پ.ک.ک حمایت کرد.
پروژه حل مسئله کرد مقام اطلاعاتی ترکیه
از سوی دیگر «ایمره تانر» مشاور سازمانهای اطلاعاتی ترکیه فاش کرده که قبل از پایان سال 2009 وپیش از آنکه بازنشسته شود استراتژی حل مسئله کرد در ترکیه را به دولت ارایه می کند.
برنامه «ایمره تانر»دردوبندتنظیم شده است. اول آنکه ترکیه برای تمامی اعضای پ.ک.ک که درعملیات های نظامی شرکت نداشته اند وحدوسه هزارو500 نفرند عفو عمومی صادرکند.
دوم کادرهای قدیمی پ.ک.ک به مدت پنج سال درکردستان عراق ماندگار شود وازپس آن بتوانند به ترکیه بازگردند. درعوض ترکیه ازحکومت اقلیم کردستان پشتیبانی مالی کند.
اوگفت:به این نکته رسیده ایم که دوران مبارزه مسلحانه به سرآمده وکردها باید از راههای دمکراتیک مبارزه کنند.
سفر مخفی مقام آمریکایی به ترکیه
همچنین رسانه های ترکیه گفته اند که «علی باباجان» وزیرامورخارجه ترکیه در دیدار با «دان فرید»مشاور وزیرامورخارجه آمریکا که محرمانه به آنکارا سفر کرد،خواستارهمکاری نظامی آمریکابرای مقابله با «پ.ک.ک» شد.رسانه های ترکیه مدعی اند دراین دیدار برسر یک عملیات مشترک آمریکایی -ترکیه ای علیه پ.ک.ک مذاکره شده است. گفته می شود آمریکایی ها وعده داده اند که به ترک ها بسته اطلاعاتی درباره پ.ک.ک ارایه کنند.
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم دی 1387ساعت 0:13  توسط رحیم بصیری  | 

نویسنده انگلیسی« زمانی‌ چیا» درگذشت


Imagespacer.png, 0 kB

 «هارولد پینتر» نویسنده انگلیسی و دارنده جایزه نوبل که کتابی درباره ممنوعیت زبان کردی نگارش کرده است، در سن 78 سالگی زندگی را بدرود گفت.
به گزارش کوردنیوز به نقل از سامانه خبری «چاودیر» ، او دوست کردها بوده و کتابی درباره ممنوعیت استفاده از زبان کردی با عنوان«زبان کوهستانی» به رشته نگارش درآورده است.
هارولدپینتر متولد 1930میلادی است. او سال 1985 کتاب زبان کوهستانی را درباره چرایی ممنوعیت زبان کردی نگارش کرد. پینتر سال 2005 جایزه ادبی نوبل را دریافت کرد.
.
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم دی 1387ساعت 0:2  توسط رحیم بصیری  | 

توقف انتشارماهنامه راسان


دفتر ماهنامه راسان در شهر سقز روز شنبه ۷/۱۰/۸۷ تعطیل شد.
ثریا عزیزپناه در گفتگویی با خبرنگار شارنیوز ضمن تایید تعطیل شدن موقت دفتر ماهنامه راسان در سقز در مورد دلایل این اقدام گفت” در چند سال گذشته تلاش های زیادی برای تهیه امکانات لازم جهت تداوم کار و انتشار ماهنامه راسان بعنوان نشریه ای مستقل در استان کردستان انجام دادم،چون معتقدم سقز شهری فرهنگی و تاریخی است و وجود نشریه مستقل که بتواند دیدگاه روشنفکران و فعالان را منعکس نماید ضروری است و به همین دلیل نهایت توان و تلاش خود را برای تداوم کار راسان در سقز به کار گرفته ام؛اما در چند ماه گذشته و بعد از چاپ مطلبی در نشریه مشکلاتی برای بنده بوجود آمد و باعث نگرانی هایی در بین شورای نویسندگان شد”.
وی افزود” اصل مسئله در تصمیم بنده برای تعطیلی موقت راسان بخاطر برخی فشارهای وارده بر مطبوعات مستقل است و از سوی دیگر نیز شورای نویسندگان راسان از ادامه کار و این وضعیت نگران بودند.به همین دلیل تصمیم گرفته شد بطور موقت انتشار راسان معلق شود تا تصمیمات لازم در مورد ادامه کار و انتخاب شورای سردبیری و نویسندگان اتخاذ گردد”.

ب
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم دی 1387ساعت 22:43  توسط رحیم بصیری  | 

خبراتی در مورد شیر یارانه ای توزیعی در سقز


http://www.adblogarabia.com/wp-content/MilkBone.jpg



ریگای ئاشتی-به خاطر داریم که کارخانه شیر خلیفه زاده که در سقز است است به علت عدم رعایت بهداشت تعطیل شده وبرای تامین شیر یارانه ای سقز با کارخانه شیر روزگار میاندوآب قرارداد بسته شده وخبرات وبه گفته ای شایعات باعث کم رونقی این ماده حیاتی درشهر شده ولی راست ودروغش را ما نمی دانیم که امیدوارم دروغ باشد چون اگر درست باشد.......................

+ نوشته شده در  جمعه ششم دی 1387ساعت 23:34  توسط رحیم بصیری  | 

واکنش فخرالدين حيدري به طرح انسداد مرزهای کردستان

spacer.png, 0 kB

ا
Image درحالی که مقامات عالی انتظامی کشور می گویند که انسداد مرزهای کردستان «احیای بخش‌هاي كشاورزي و كارخانه‌هاي در معرض تعطيلي استان و همچنین توسعه و شكوفايي اقتصادي كشور و جلوگيري از تهاجم فرهنگي و حفظ فرهنگ ايراني اسلامي و بهبود وضعيت مرزنشينان» را به همراه داشته و دارد ، نماینده شهرستانهای مرزی سقز و بانه توصیه می‌کند که مسئولان در این طرح ، «به بحث اشتغال مرزنشينان به عنوان طرح مكمل براي طرح انسداد مرزها» توجه جدی کنند.
به گزارش كوردنيوز ، فخرالدين حيدري درسخنانی که خبرگزاری دولتی ایران منتشرکرد می گوید:«مشاركت مردم،موفقيت هر طرحي را به ويژه در حوزه اجتماعي و اقتصاد مي تواند تضمين كند مشروط به آن كه اهداف طرح با منافع مشروع جامعه هدف در تضاد نباشد .»به گفته او،«: موفقيت طرح انسداد مرزها مستلزم ساماندهي بازارچه هاي مرزي و مقوله معيشت مرزنشينان است.»
اواز دولت خواسته است برای نتیجه بخش بودن این طرح ،« ساماندهي بازارچه هاي مرزي، تسهيل درامر صادرات و واردات و تقويت سرمايه گذاري هاي مولد و اشتغالزا دراين مناطق در دستور كارقرارگیرد» وگفته:« دولت و دستگاهاي ذيربط با عنايت به وضعيت مناطق مرزي و وابستگي اقتصادي و معيتشي برخي از مرزنشينان با تجارت مرزي بايد ساماندهي بازارچه هاي مرزي، تسهيل در امر صادرات و واردات و تقويت سرمايه گذاري هاي مولد و اشتغالزا را در اين مناطق در دستور كار قرار دهند.»
به نظرنماینده بانه وسقز موافقت دولت با ایجاد منطقه «ویژه اقتصادی بانه وسقز» که به دولت ارایه شده می تواند درموفقیت اجرای این طرح موثرباشد.مریوانی ها هم خواستار ایجاد منطقه ویژه اقتصادی مریوانند. مطالعات این طرح دردولت اصلاحات صورت گرفت ومسئولان استانی تلاش های رابرای اجرای آن صورت دادند ولی تاکنون منجر به موافقت دولت نشده است.
استان كردستان در حدود 240 كيلومتر مرز مشترك با كشورعراق دارد و بازارچه هاي مرزي سيف در سقز و سيرانبند در بانه به علاوه مرز رسمي باشماق مريوان در امر مبادلات تجاري در اين استان فعال هستند.
«سرتيپ پاسدار احمد رضا رادان» جانشين فرمانده نيروي انتظامي که پیشتر و سالهای سال در سمت مقامات سپاه درشهرستانها و فرماندهی نیروی انتظامی درکردستان حضور داشته، اخیرا"درسنندج بعد از بازديد از مرزهاي استان كردستان به نمايندگان رسانه هاي خبري گفت : بر اساس طرح انسداد مرزهای کردستان، مرزهاي با مشكلات بيشتر چه از نوع آبي يا خاكي به وسيله جاده مرزي، برجك سازي، كانال، سيم خاردار، ديوار كشي، وسايل الكترونيكي و دوربين هاي حرارتي به منظور جلوگيري از قاچاق كالا مسدود خواهند شد.
طرح بسته شدن مرزهاي کردستان در دو مرحله 20 و 15 روزه برنامه ریزی شده بود.مرحله اول اين طرح در 25 روز گذشته در شهرستان مرزي مريوان اجرا شد مرحله دوم طرح انسداد مرزها 15 روزه است واکنون در شهرستان بانه دردست اجراست.
+ نوشته شده در  جمعه ششم دی 1387ساعت 23:20  توسط رحیم بصیری  | 

وێنه‌ی‌ سه‌دام ریكلامه‌ بۆ چێشتخانه‌یه‌كی‌ چین



هه‌ڵواسینی‌ ریكلامێك بۆ وێنه‌ی‌ سه‌دام حسینی‌ سه‌رۆكی‌ پێشووی‌ عیراق، چێشتخانه‌یه‌كی‌ وڵاتی‌ چین زۆرترین میوانی‌ به‌لای‌ خۆیدا راكێشاوه‌ بۆ ئه‌و خوارده‌مه‌نییه‌ تونانه‌ی‌ كه‌پێشكه‌شی ده‌كات.

له‌ناوچه‌ی‌ (شین یانجی‌) وڵاتی‌ چین، یه‌كێ له‌چێشتخانه‌كان توانیویه‌تی‌ سه‌رنجی‌ خه‌ڵكێكی‌ زۆر به‌لای‌ چێشتخانه‌كه‌یدا رابكێشێت، به‌قۆستنه‌وه‌ی‌ ئه‌و هه‌له‌ی‌ كه‌وێنه‌ی‌ سه‌دامی‌ سه‌رۆكی‌ عیراقی پێشووی‌ به‌گه‌وره‌یی هه‌ڵواسیوه‌ به‌چێشتخانه‌كه‌یداو ئه‌م هه‌له‌ش وای‌ كردووه‌ كه‌ میوانانی‌ ئه‌م چێشتخانه‌یه‌ ده‌ قات زیاد بكات.

كاتێك له‌خاوه‌نی‌ چێشتخانه‌كه‌شیان پرسی وێنه‌ی‌ سه‌دام بۆ؟ ئه‌ویش وتی‌: " سه‌دام سه‌ركرده‌یه‌كی‌ سه‌رسه‌خت‌و ته‌حه‌داكار بووه‌، به‌رامبه‌ر به‌وڵاته‌ یه‌كگرتوه‌كانی‌ ئه‌مریكاو به‌ریتانیا، ئێمه‌ش خواردنی‌ (باڵی مریشكی‌ تون به‌بیبه‌ری‌ ره‌ش) لێره‌ پێشكه‌ش ده‌كه‌ین، ئه‌و كه‌سه‌شی دێت لێره‌ نان بخوات، ده‌بێت وه‌كو سه‌دام سه‌رسه‌ختانه‌و جه‌سورانه‌ ڕووبه‌ڕووی‌ ئه‌و خواردنه‌ توونه‌ ببێته‌وه‌، له‌به‌رئه‌وه‌ خه‌ڵكیش ته‌عبیری ئه‌و وێنه‌یه‌یان له‌گه‌ڵ یاسای چێشتخانه‌كه‌دا پێ جوانه‌، به‌تایبه‌تیش كه‌تا ئێستاكه‌ سه‌دام حسین كه‌سایه‌تی‌و ناوبانگێكی به‌رزی‌ هه‌یه‌ له‌لای‌ چینییه‌كان ".

radionawa

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت 23:30  توسط رحیم بصیری  | 

بارش برف سنگین در انتظارسقز

ریگای ئاشتی-طبق گزارشات هواشناسی کشور در زمستان امسال برف سنگین در راه خواهد بود وامروز شرکت گاز اکیپ های امداد رسانی و ویژه را سازماندهی نمود البته خوشحالی مردم شهر زودتر از برف رسیده ودرانتظار بارش برفند

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت 22:33  توسط رحیم بصیری  | 

مهاجم كُرد تيم ملي فوتبال عراق به تيم ستارگان جهان گل زد

 Hawar_Mulla_Mohammed "هاوار ملا محمد" مهاجم كُرد تيم ملي فوتبال عراق در ديدارخيريه تيم هاي ستارگان فوتبال جهان و تيم ملي فوتبال عراق كه با نتيجه 2 بر يک به نفع ستارگان جهان به پايان رسيد ، موفق شد در دقيقه 40 تک گل تيمش را به ثمر برساند. به گزارش كوردنيوز به نقل از الكره ،‌ اين ديدار خيريه در ورزشگاه سن سيرو شهر ميلان با تلاش سازمان صلح جهاني ، شهرداري ميلان و دو باشگاه آث ميلان و اينترميلان با نام "گل براي زندگي" برگزار شد و در خلال مراسم امضاي توافق نامه موسوم به "فوتبال براي صلح " ، سي درصد از درآمد اين بازي به کودکان عراقي مبتلا به سرطان اختصاص يافت.
رونالدينيو برزيلي، الساندر دل پيرو ايتاليايي، رائول گونزالس اسپانيايي، لوئيس فيگو پرتغالي، ديويد بکام انگليسي، ساموئل اتئو کامروني ، کريستيانو رونالدو پرتغالي ، لئونل مسي آرژانتيني ، کاکا برزيلي و سعود الکريري عربستاني با مربيگري جوزپه گوارديولا سرمربي بارسلونا در تيم منتخب ستارگان جهان بازي کردند
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم دی 1387ساعت 23:21  توسط رحیم بصیری  | 

پیام برای کردها

spacer.png, 0 kB



spacer.png, 0 kB


Shaho_Dargiriنوشته: طارق الحمید - ترجمه: توفیق رفیعی
عربهای سنی مذهب از انجمن های «ایسناد»به دفاع برخاسته اند،نیروهای شبه نظامی که نخست وزیر عراق درپی تشکیل آنست،این اقدام بصورت کلی برای عراق وبرای کردان بصورت ویژه زنگ خطر است.
یک کارشناس آگاه عراقی به من گفت: « مدتی است طایفه گری رنگ باخته،احساسات قومی هویدا شده است».اینجاست که «نوری مالکی» می کوشد عرب های سنی را به حضوردر خطوط تماس با کردان درموصل،کرکوک،دیاله وصلاح الدین تشویق کند.
هدف مالکی از تشکیل انجمن های«ایسناد»، سازمان دادن نیروهای مختلف برای مقابله با کردان درآینده است.برای همین است که امروز می کوشد «سحوه»هایانیروهای شبه نظامی موسوم به جنبش «بیداری» را به حمایت از انجمن های «ایسناد» ترغیب کند.
دولت مالکی آگاه است عربهای سنی احساس می کنند به جهت موضع گیری های سرسختانه کردان علیه آنان، تحت ستم اند.پیداست آنچه مالکی نیازدارد عملی کند درگیر کردن عربهای سنی مذهب وکردان دردوجبهه مخالفش است.بدین گونه عربهای سنی درکنارمالکی علیه کردان به جنگ می آیند، فرجام این طرح خروج گروه پیروز با خستگی وفرتوتی است،چرا که درگیری،هردوگروه را ازنفس می اندازد.
اما این پرسش پیش می آِید«دراین گیر ودارچه فرجامی درانتظار عراق است؟»درحقیقت عراق نخستین قربانی این سیاست غیر عقلانی است، احساسات نژادی رادرکشوری تحریک می کند که بنیادین از طایفه گری وبی اعتمادی میان گروههای قومی تشکیل دهنده عراق می نالد.
آنچه وظیفه عرب های سنی مذهب وبه ویژه جنبش «بیداری» است یادآوری آنست که اگر مالکی نگران حقوق آنان است،او با جنبش «بیداری» - که باالقاعده مبارزه کرد وفرزندانشان رادراین راه قربانی کردند - به عدالت رفتار می کرد .
اگرمالکی خواهان سرافرازی عراق وعراقی ها بود،می کوشید آتش طایفه گری شعله نکشد. نیز،اجازه نمی داد آنهایی که بی دلیل متهم شدند که وابستگان رژیم سابق اند واکنون درکشورهای سوریه، یمن ودیگر کشورها دربه دراند، تحقیر شوند.
بر عرب های سنی است از پیامدهای روبه شدن با رقیب آتشینی که نخست وزیر خواستار آنست آگاه شوند و آن عبارت است از «جنگ یک رقیب با رقیبی دیگر». طرف پیروز طعمه سهلی برای مالکی وحزب الدعوه خواهد بود، متاسفانه ،این واقعیت این مسئله است.
برکردان است که این پیام روشن را دریافت دارند؛نیز،لازم است امروز، کردان راه گسترش فزآینده آتش آینده رابگیرند.گام اول همراه کردن عرب های سنی است که از سوی مالکی با تشکیل انجمن های ایسناد وتحریک جنبش«بیداری» علیه کردان بسیج شده اندو احساس می کنند علیه آنان ظلم می شود .
برکردان است که با عرب های سنی ایجابی تعامل کنند،همه مناقشاتشان را همه جانبه کنار بگذارند،حتی اگر مناقشه برسر اخراج کردهااز سوی عرب های سنی ازخانه وکاشانه اشان دررژیم پیشین ویا هرچیزی دیگرکه سبب قطع ارتباطات میان کردها وعرب های سنی باشد.
همین طور برکردان است همواره وتا ابد به یاد داشته باشند که بیم از دست رفت دستاوردهایشان بعد از نابودی رژیم صدام حسین ، صرفا" ازداخل عراق نیست بلکه چندین کشورنیز درمنطقه هستند زیان نمی کنند که نظارگر از دست رفت دستآوردهای کردان باشند.
پیشترمسعود بارزانی هشدارداده بود که انجمن های ایسناد بازی باآتش است، به همین دلیل برکردان است از برپاشدن آتش درآینده پرهیز وحتی درخاموش کردن آن تلاش کنند، اگرعقلای کرد آتش را فروننشانند شاعرعرب می گوید؛جسد وسرگردانی ازآن می ماند.
* این یادداشت در روزنامه شرق الاوسط منتشر شد و سایت سبه‌ی ازعربی به کردی برگردانده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم دی 1387ساعت 0:14  توسط رحیم بصیری  | 

كیمیابارانكه‌ری‌ هه‌ڵه‌بجه‌ رایکردوه


Halabjeh_Havapima محه‌مه‌د عوره‌یبی‌ دادوه‌ری‌ دادگای‌ تاوانه‌كانی‌ عێراق رایگه‌یاند: ئه‌و فڕۆكه‌وانه‌ی‌ ده‌ستی‌ هه‌بو له‌ كیمیابارانكردنی‌ شاری‌ هه‌ڵه‌بجه‌دا و بڕیار بو له‌ پرۆسه‌ی‌ دادگاییكردنی‌ تاوانبارانی‌ ئه‌و دۆسیه‌یه‌دا وه‌ك شایه‌تحاڵێك ئاماده‌بێت، هه‌ڵهاتوه‌.
دادوه‌ر محه‌مه‌د عوره‌یبی‌ رایگه‌یاند: له‌ رێكه‌وتی‌ 25/10/2008 ئاسایشی‌ گشتی‌ (سلێمانی‌) نوسراوێكیان ئاراسته‌ی‌ دادگای‌ باڵای‌ تاوانه‌كان له‌ عێراق كردوه‌ و تێیدا ئه‌وه‌یان خستۆته‌ رو كه‌ ئه‌و فڕۆكه‌وانه‌ی‌ به‌ ناوی‌ «تارق ره‌مه‌زان» پێش ساڵێك له‌مه‌وبه‌ر له‌لایه‌ن ئاسایشی‌ سلێمانییه‌وه‌ ده‌ستگیركراوه‌، له‌ كاتی‌ چاره‌سه‌ركردنیدا له‌ نه‌خۆشخانه‌ له‌ ده‌ست هێزه‌كانیان هه‌ڵهاتوه‌، بۆیه‌ دوێنێ‌ ئاماده‌ی‌ دادگاییكردنه‌كه‌ نه‌بو.
هه‌ر له‌وباره‌یه‌وه‌ سه‌رچاوه‌یه‌ك له‌ ناو هۆڵی‌ دادگاییكردنه‌كه‌ به‌ «رۆژنامه»‌ی‌ راگه‌یاند: بڕیار بو ئه‌و فڕۆكه‌وانه‌ شاهیدی‌ له‌سه‌ر روداوه‌كه‌ بدات، چونكه‌ پێشتر دانی‌ به‌وه‌دا ناوه‌ كه‌ به‌ فڕۆكه‌ كیمیابارانی‌ شاری‌ هه‌ڵه‌بجه‌ی‌ كردوه‌، به‌ڵام له‌ناكاو دادوه‌ر نوسراوه‌كه‌ی‌ ئاسایشی‌ سلێمانی‌ خوێنده‌وه‌ و وتی‌: «ئاماده‌بونی‌ ئه‌و فڕۆكه‌وانه‌ زۆر گرنگ بو، چونكه‌ عه‌لی‌ حه‌سه‌ن مه‌جید نكۆڵی‌ له‌ تاوانه‌كه‌ ده‌كرد و ده‌یویست تاوانه‌كه‌ به‌سه‌ر ئێراندا بسه‌پێنێت»
به‌ڵام مامۆستا سه‌یفه‌دین عه‌لی‌ به‌ڕێوه‌به‌ری‌ گشتی‌ ئاسایشی‌ هه‌رێم - سلێمانی‌، وێڕای‌ پشتڕاستكردنه‌وه‌ی‌ هه‌واڵه‌كه‌، ئاماده‌ نه‌بو هیچ لێدوانێكی‌ تر بدات له‌وباره‌یه‌وه‌.
له‌لایه‌كی‌ دیكه‌وه‌ به‌رپرسێكی‌ باڵای‌ وه‌زاره‌تی‌ شه‌هیدان و ئه‌نفالكراوه‌كانی‌ كوردستان، كه‌ له‌به‌ر هه‌ستیاری‌ كێشه‌كه‌ نه‌یویست ناوی‌ ئاشكرا بكرێت، سه‌رسوڕمانی‌ خۆی‌ پیشاندا له‌وه‌ی‌ ئاسایشی‌ سلێمانی‌ پێشتر ئه‌وانی‌ ئاگادار نه‌كردۆته‌وه‌ كه‌ ئه‌و فڕۆكه‌وانه‌ هه‌ڵهاتوه‌ و وتی‌: «توشی‌ شۆك بوین كاتێك دادوه‌ر ئه‌و نوسراوه‌ی‌ خوێنده‌وه‌، چونكه‌ ئاماده‌بونی‌ ئه‌و كه‌سه‌ پاڵپشتێكی‌ به‌هێز بو بۆ كه‌یسی‌ هه‌ڵه‌بجه‌ و به‌وه‌ش زۆر راستی‌ ون ده‌بێت».
دوێنێ‌ یه‌ك شه‌ممه‌ یه‌كه‌م دانیشتنی‌ پرۆسه‌ی‌ دادگاییكردنی‌ تاوانبارانی‌ هه‌ڵه‌بجه‌ ده‌ستی‌ پێكرد و ته‌نها وته‌ی‌ شایه‌تحاڵێكی‌ كوردی‌ شاری‌ هه‌ڵه‌بجه‌ وه‌رگیرا و دواتر به‌هۆی‌ نه‌شاره‌زایی‌ وه‌رگێڕه‌كه‌ له‌ وه‌رگێڕانی‌ وته‌ی‌ شایه‌تحاڵه‌كه‌، ئه‌و دادگاییكردنه‌ بۆ رۆژی‌ سێشه‌ممه‌ دواخرا.
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم دی 1387ساعت 0:4  توسط رحیم بصیری  | 


Tasadof_Kurdistanكوردنيوز :: آژانس خبري مناطق كردنشين طي 48 ساعت گذشته براثر دو سانحه رانندگي در محورهاي مريوان و قروه ، 10 نفر كشته و 3 نفر زخمي شدند.
به گزارش كوردنيوز به نقل از ايسنا ، در 15 كيلومتري محور مريوان به باشماق ، براثر برخورد سه دستگاه خودروي سواري پرايد، پيكان و زانتيا با يك دستگاه كاميون سوخت رسان در ساعت 15:10 روز پنج شنبه 28 آذرماه ، 8 نفر كشته و سه نفر زخمي شدند.
کارشناسان راهنمايي و رانندگي علت اين حادثه را اعلام نکرده اند.
همچنين در حادثه‌ ديگري كه در کيلومتر 10 جاده قروه به همدان بر اثر برخورد 3دستگاه خودرو سواري رخ داد ، دو نفر كشته شدند.چراغي فرمانده انتظامي قروه انحراف به چپ راننده پيکان را علت حادثه معرفي کرده است.
هرچند کارشناسان بيشترين عامل تصادفات جاده‌اي را عامل انساني مي دانند اما نبود حداقل استاندارد جاده‌اي در جاده‌هاي كردستان ، نقش موثري در وقوع سوانح رانندگي در اين استان داشته است.
سال گذشته در استان كردستان ‪ ۳۶۶‬كشته و چهار هزار و ‪ ۱۷۷ نفر ‬زخمي شدند.
+ نوشته شده در  یکشنبه یکم دی 1387ساعت 0:12  توسط رحیم بصیری  | 

پرچم ایران

پرچم ایران


 


 
خیلی بد است که ندانیم پرچم کشورمان چه جوری به وجود آمده است. مخصوصا حالا که پرچم جدید عراق هم رونمایی شده است ما باید اطلاعاتمان را در این زمینه کامل کنیم که کلاهمان یک روز سر از پس معرکه در نیاورد. این تاریخچه به اولین پرچمهای ایران تا امروز می پردازد!

iran_flag01.jpg

derafsh.gifبر خلاف اکثر عموم اولین پرچم ایران درفش کاویانی نبود بلکه اثر ذوق کورش کبیر بود. درفش کاویان زمانی درست شد که کاوه آهنگنر  نیای بزرگ کردها مغز یک    آهو  قاطی کرد و دودمان هر چی آدم خونخوار که اول اسمش ضحاک بود را بر باد داد. کاوه فریدون را بر تخت شاهی نشاد و فریدون هم که خیلی از برچیده شدن حکومت ضحاک خوشحال بود دستور داد پیش بند کاوه آهنگنر  نیای بزرگ کردها را که بر سر نیزه زده بودند تا مردم را تحریک به قیام کنند طلاکاری کنند . از این به بعد شد درفش کاویانی!. کثرا فکر می کنند این پرچم اولین پرچم ایران بوده است.  حالا جالب است که درفش کاویانی را که با لباس آن بنده خدا درست نکردند. آن فقط یک نماد بود. درفشی که از روی آن ساخته شد وبه عنوان پرچم قرار گرفت از دوختن پوست پلنگ به عرض 5 متر و طول 7 متر درست شد!

تا زمانی که مسلمان ها ایران را گرفتند این پرچم ایران بود ولی مسلمان ها اجازه طرح پردازی را بر روی پرچم ندادند و ایران عملا بدون پرچم شد. پرچم سیاه جامگان و سرخ جامگان فقط یک رنگ داشت که هر چند پرچم الان لیبی هم فقط یک رنگ دارد ولی قبول کنید این دیگر اسمش پرچم نیست. برای همین سلطان محمود که به پادشاهی رسید توی پرچم سیاه سیاه جامگان که طرح ذوق ابومسلم بود یک ماه طلا دوزی کنند. پسرش مسعود که آمد از این سوسول بازی ها خوشش نیامد و دید ماه خیلی رمانتیک است و به دردش نمی خورد رفت سراغ علاقه اصلیش. شکار شیر!

سلطان مسعود که دید خیلی شیر دوست دارد سریعا یک شیر را به جای ماه به پرچم دوخت و از آن زمان تا قبل از انقلاب شیر شد نماد ایران. اگر می خواهید بدانید چطوری به فرانسه نگاه کنید که نشانش خروس است. آن زمان نشان ما شیر بوده است!

coin.jpgدر زمان خوارزمشاهیان سکه هایی زده شد که عکس خورشید بر پشت شیر بود. به شخصه فکر می کنم که این به دلیل آیین مهرپرستی ایرانیان آن موقع بوده است که در این آیین خورشید بسیار مقدس بوده است. ولی هنوز تا زمان شاه خورشید باید صبر کنید.

iran_flag-tahmasb.jpgشاه طهماسب هم یک خورده در این واقعه اختلال ایجاد کرد و چون فکر می کرد که ماه حمل با نشان گوسفند خیلی پربرکت بوده است ( چون خودش متولد ماه حمل بوده است ) گوسفند را جایگزین شیر کرد. در بقیه آن دوران پرچم ایران یک پارچه سبز با مشان شیر و خورشید بود که شیر و خورشید انواع و اقسام حالات مختلف را در این دوران داشته اند. تا این که نادر ، شاه شد!

نادر شاه چند تا پرچم داشت ولی پرچم ایران را پرچمی سه رنگ قرار داد که از رنگهای پرچم فعلی تشکیل شده بود. در این پرچم که هنوز هم 4 گوش نشده بود و مثلثی بود یک شیر بود که خورشید از پشتش طلوع می کرد و در وسط خورشید عبارت الله الملک به چشم می خورد. این پرچم مادر پرچمهای جدید ایران شد!

iran_flag-aghamihamadkhan.jpgآقا محمد خان که آمد یک سری کارهای اساسی توی پرچم کرد. مثلا پرچم را 4 گوش کرد و به دست شیر ایران یک شمشیر هم داد. به خاطر این که با نادر هم مخالف بود رنگ پرچم را واحدی کرد که در شکل می بینید.

اما امیر کبیر. وقتی صحبت از امیر کبیر می شود باید بسیار با احترام صحبت کرد. این ایران امروز ساخته دست همان مرد است. هر چی خوبی توی ایران می بینیم یک نقشی در آن به عهده امیر کبیر بوده است.

امیرکبیر دلبستگی ویژه‌ای به نادرشاه داشت و به همین خاطر  پیوسته به ناصرالدین شاه توصیه می‌کرد شرح زندگی نادر را بخواند. امیرکبیر همان رنگ‌های پرچم نادر را قبول کرد ، اما دستور داد شکل پرچم مستطیل باشد (بر خلاف شکل سه گوشه در عهد نادرشاه. اگر این اتفاق نمی افتاد پرچم الان ما غیر استاندارد حساب می شد) و سراسر زمینه پرچم سفید، با یک نوار سبز به عرض تقریبی ۱۰ سانتی متر در گوشه بالایی و نواری سرخ رنگ به همان اندازه در قسمت پایین پرچم دوخته شود و نشان شیر و خورشید و شمشیر در میانه پرچم قرار گیرد، بدون آنکه تاجی بر بالای خورشید گذاشته شود. بدین ترتیب پرچم ایران تقریباً به شکل و فرم پرچم امروزی ایران درآمد. در آخر درباره رنگهای بیشتر صحبت می کنیم.

بعد از انقلاب مشروطه در مجلس برای مخالفت با روحانیون که اسفاده از عکس را حرام می دانستند نمایندگان شیر را نماد حضرت علی اعلام کردند. مشخص است که دیگر هیچ ایرانی جرئت نداشت با نشان حضرت علی مخالفت کند. حضرت علی هم که  یک شمشیر داشت به اسم ذوالفقار پس به دست شیر یک شمشیر هم داده شد. در همان زمانها هم بود که توسط پهلوی ها تاج به پرچم اضافه و برداشته می شد.
250px-lionflag_svg.png

این بود تا زمان پیروزی انقلاب ایران که پرچم این جوری شد.این پرچم را هم که می دانید توسط طولش یک و نیم برابر عرضش است. 22 بار الله اکبر در حاشیه ها دارد. یک هیئت 18 نفره این طرح را که توسط حمید ندیمی طراحی شده است تائید کرده اند.

250px-flag_of_iran_svg.png

 

رنگ پرچم

درباره رنگ پرچم هم که می شود هر برداشتی کرد ولی کلا این ترتیب زیر از همه معتبرتر است:

  • سبز - نشانه خرمی و دوستی
  • سپید - صلح و دوستی (بر گرفته از نشانه زرتشتیان)
  • سرخ - نشان خون از دست رفتگان در راه ایران (شهیدان)

ahuraflag.png
البته می توانید برای این که بفهمید این سه رنگ در پرچم ایران چقدر قدمت دارند به عکس روی این دیوار که از هخامنشی مانده است و به عنوان پرچم اهورا ( فروهر) الان در موزه لوور نگهداری می شود توجه کنید.

frouharflag.png

این سه رنگ امروز جزئی از هویت امروز ماست. در حقیقت پرچم ایران اگر هر احساسی به ایران داشته باشیم باز هم با وجود ما آمیخته شده است و همه ما را با این پرچم می شناسند. یک روز پرچم  شیر و خورشید و امروز این پرچم در وجود ماست.

                                     "ای ایران دوستت داریم" 


داریوش در سال 521 قبل از میلاد فرمان داد :

 ***من عدالت را دوست دارم ، از گناه متنفرم و از ظلم طبقات بالا به طبقات پایین اجتماع خشنود نیستم ***

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 20:42  توسط رحیم بصیری  | 

مردي كه برای دل مردم کردستان شمشال می‌زند

اسم من قادر عبدالله زاده است. اهل روستای "کولیجه"، از توابع شهرستان "بوکان" هستم. ۹۳، ۹۴ سالی سن دارم. "شیخ محمد"، شیخ منطقه بُرهان لقب "قاله مه‌ره" (قادر آرام) را به من داد. از ۱۱ سالگی "شمشال" نواختم، و هرگز این ساز فلزی زرد رنگ را از خودم دور نکرده‌ام.»



«شمشال» همان نی‌لبک فلزی است، که در سطح آن شش سوراخ وجود دارد و یکی از ساز‌های اصیل و قدیمی در منطقه «کردستان» است. شمشال، در شمار ساز‌های بادی فلزی برنجی قرار می‌گیرد و از لحاظ نوع صدا و وسعت در زمره ساز‌های بَم با طنین خاص خود است. این ساز از « مِسوار» که آلیاژی زرد رنگ است و از آن برای ساخت سماور‌های قدیمی زغالی استفاده می‌شده، ساخته می شود.

Qalal_Mara5شیوه نوازندگی این ساز هم کاملاً تحت تاثیر وضعیت جغرافیایی منطقه «کردستان» است که طبیعتی کوهستانی و پستی- بلندی‌های بسیار دارد. نوع نوازندگی این ساز کاملاً پرشور و هیجان با صداهای قوی و ضعیف مکرر و تکرارهای متوالی است.

«قاله مه‌ره»، با قدی حدود ۱۶۵ سانتی متر، دست‌های پینه بسته، مو‌های سفید، چهره‌ای آرام و صبور دارد. چهره ای که کمتر از سنش نشان می ‌دهد. او سازش را که بیش از ۱۳۰ تا ۱۴۰ سال قدمت دارد از یک «سیّد» خریده است. سازی که روزها آن را زیر آستین لباس کردیش می‌گذارد و شب‌ها آن را زیر بالشش.

او می‌ گوید: «عاشق شِمشال سید شده بودم. چند بار رفتم پیشش و بهش پیشنهاد خرید شِمشالش را دادم ولی قبول نکرد. پس از مدتی مریض شد و مرد. من هم شِمشالش را از پسرش با یک رأس گوسفند که آن زمان ۵ قِران قیمت داشته معاوضه کردم.»

پدر، پدربزرگ و برادران قاله مه‌ره هم از نوازندگان برجسته و مشهور شِمشال بوده اند؛ ولی او می‌گوید که هیچ‌کس استاد او نبوده و ساز زدن را به او یاد نداده است. قاله مه‌ره خدا را استاد خود می ‌داند. آهی می ‌کشد و درحالی که اشک در چشمانش جاری شده، می‌ گوید:«همه چیز از یک خواب شروع شد. فصل پاییز بود. بچه بودم، مهمانی یکی از فامیل ‌هایم دعوت شده بودیم. برادرم و دو نفر دیگر از بستگانم شِمشال می ‌زدند. می ‌خواستم شِمشال بزنم، ولی مثل آن ها نمی ‌توانستم. آن ها هم مرا بیرون کردند و من هم گریه کنان به سمت یه خونه گِلی دویدم و تا اون جایی که ‌تونستم گریه کردم و همون جا خوابم برد. یک نفر اومد تو خوابم و بهم گفت: «عبدالقادر، عبدالقادر، پاشو، از بس گریه کردی حوصله خدا رو هم سر بردی، برو و شِمشال بزن.»

او ادامه می‌دهد: «وقتی از خواب بیدار شدم، شروع کردم به نواختن شِمشال. دیگه قادر دیروز نبودم و کسی حریف من نبود.»

خانه یک طبقه قاله مه‌ره، در کوچه‌ای بُن بست و خاکی، در حاشیه شهر قرار دارد. او هر روز صبح از ساعت ۹، با عصایی که در دست دارد به خیابان «کهنه»، شهر «بوکان»، که جنوبی ‌ترین شهر استان «آذربایجان غربی» است می ‌رود و تا ظهر به گشت زنی در خیابان ‌های اطراف خانه‌اش می‌پردازد و شِمشال می ‌زند.

عصر‌ها نیز به قهوه خانه‌های «ملا عباس»، «ره‌حمانه چوُر» و «حاجی محمد» که در میدان کوچکی که در آن گندم و جو خرید و فروش می ‌کنند، می ‌رود و برای مردمی که اکثر آن ها بیشتر از ۵۰ سال سن دارند ساز می ‌زند.

Qalal_Mara4
«محمد اَمین»، پیرمرد ۶۷ ساله که در قهوه خانه نشسته، از طرفداران پر و پاقرص قاله مه‌ره است. او در حالی که چای می‌ خورد‏‏‏، می ‌گوید:«هم قاله مه‌ره را دوست دارم و هم سازش را. آدم خیلی مهربانی است؛ هر نوع ترانه‌ای اَزش درخواست کنی جواب رد نمی‌دهد و آن را با مهربانی هر چه تمام ‌تر می ‌زند.»

شاگرد قهوه‌خانه «ملا عباس» هم می‌گوید: «با این که آدم ساکتیه ولی هنوز از شوخ طبعی نیفتاده. تو این قهوه خونه‌ها ساز می ‌زنه و مردم برایش پول جمع می‌ کنند. هر دفعه که میاد این جا ۵، ۶ هزار تومان بهش کمک می‌ کنند. البته گاهی وقت‌ها آدم‌های دست و دل بازی پیدا می‌شن که ۱۰ تا ۲۰ هزار تومان براش جمع می ‌کنند.»

قاله مه‌ره دوران نوجوانی و جوانی چوپان بوده ولی بقیه عمرش را برای مردم کوچه و بازار شِمشال زده است و تنها راه کسب درآمدش هم نی زنی است و از این راه امرار معاش می‌کند. او حتی روز‌های جمعه به غار «سهولان» که در فاصله ۳۵ کیلومتری «بوکان» و در نزدیکی «مهاباد» است می‌رود تا ساز بزند و پول دربیاورد.

او بعضی از روز‌های هفته هم برای ساز زدن و کسب درآمد سری به شهرهای اطراف می‌زند. مثلاً با طی کردن مسیر ۵۵ کیلومتری خود را به «مهاباد» می‌رساند و یا مسیری ۳۵ کیلومتری را طی می‌کند تا به «سقز» برسد و در خیابان‌ های اصلی ساز بزند و پول جمع می‌کند.

قاله مه‌ره در بسیاری از مناطق کردنشین از شهرت بسیار برخوردار است و بسیاری مثل خانم «علوی» ازاهالی «سقز» که ۴۵ سال دارد « عاشق سازش» هستند و یا مثل «کاروان» ۱۹ ساله نَفَس او را با این سن و سال «معجزه» می دانند.

«عابد» ۳۰ ساله هم که صاحب استریو «ژینو» در «بوکان» است و ۱۱ کلیپ تصویری از او دارد معتقد است هیچ کس قدر قاله مه‌ره را نمی داند.
او می‌گوید: «ما مرده پرستیم. بعد از مردنش براش سالگرد مرگ و کنگره یادبود برگزار می‌کنند که فایده‌ای ندارد.»

البته در بین کردها کسانی هم هستند مثل «صبا» ۱۸ ساله و یا «مینا» ۲۶ ساله از اهالی «کرمانشاه» که اسم قاله مه‌ره به گوششان نخورده است و یا کسانی هم هستند مثل زینب ۴۰ ساله که ساکن «مهاباد» است و تصور می‌کند قاله مه‌ره مرده است. او با تعجب می‌گوید: «خدا رحمتش کند‏، مگه نمرده؟»

سازی که پررو شده
قاله مه‌ره تنها همدم و دوست خود را «شمشالش» معرفی می‌کند و به شوخی می ‌گوید: «همیشه با هم خوابیدیم. از بچگی با هم بزرگ شدیم. گاهی وقت‌ها با هم صحبت می ‌کنیم و گپ می‌ زنیم. هر چی از دهنش در بیاد می ‌گه. یه حرف‌هایی می ‌زنه که آدم تعجب می‌ کنه. خیلی هم پررو شده.»

البته قاله مه‌ره، ۱۷ سال است که ازدواج کرده و حاصل ازدواجش دو پسر دوقلوی ۱۶ ساله به نام ‌های «احمد» و «محمد» است. پسرهایی که هر دو ترک تحصیل کرده و در بازار مشغول کار هستند. کار محمد تعمیر دوچرخه‌ است و احمد نیز در مغازه دکوراسیون وسایل منزل مشغول است. پسرهایی که هیچ کدام راه پدرشان را ادامه نداده ‌اند. محمد می ‌گوید: «نه من و نه برادرم هیچ‌وقت دوست نداشتیم که شمشال یاد بگیریم.»
Qalal_Mara3احمد هم به همین جمله بسنده می ‌کند و در حالی که با عجله به سر کار می‌رود، می ‌گوید: «هر چقدر ساز بزنیم مثل پدرمون که استاد نمی‌شیم.»

قاله مه‌ره، با آن که سواد خواندن و نوشتن ندارد ولی دریایی از موسیقی غنی کردستان را در سینه‌‌اش حفظ کرده است. او، بیشتر آهنگ ‌های ترانه‌هایش را خودش درست می ‌کند. داستان ‌های عاشقانه و منظومه ‌های حماسی کردستان خمیر مایه آهنگ ‌های او هستند. او می ‌گوید که بیش از ۱۷۰ «مقام» را حفظ کرده‌ام. گرچه تعداد بیشتری را می ‌دانستم ولی الان نمی ‌توانم بزنم.

مقام یا ترانه، از انواع شیوه‌های موسیقی کردی است. مهم‌ ترین ویژگی این آواز کردی، توجه به سوز درون، شکایت و زاری است و با موسیقی مقامی عرب، ایرانی و ترک (خاورمیانه) تفاوت زیادی دارد.

قاله مه‌ره در بین ترانه هایی که می‌زند خود ترانه «کانبی خواز» را خیلی دوست دارد. کانبی خواز، اسم مردی به نام «کانبی فَقِه وَیسه» بوده که در یک نبرد رویارو با «احمد خان نامی» ، از ارباب ‌های «مراغه» هر دو به دست یکدیگر کشته می ‌شوند. گفته می ‌شود که این بیت را زنی به نام «خواز» که خواهر کانبی بوده، سروده است.

موزه اربیل
آوازه و شهرت زیاد قاله مه‌ره باعث شده هر از چند گاهی به مناسبت‌ های گوناگون و برای اجرای برنامه‌های مختلف از جمله یادواره بمباران شیمیایی «سردشت» و «حلبچه»، یادبود قرباینان «اَنفال» (کشتار بیش از ۱۵۰ هزار کرد به دست رژیم بعث در کردستان عراق)، بزرگداشت هفته معلم، اجرای ساز‌های محلی در کردستان ایران و عراق به مراسم‌ های مختلف دعوت شود و سفر‌هایی را به نقاط مختلف ایران داشته باشد.

سفرهایی که لوح‌ های تقدیر زیادی هم برایش به همراه داشته است. لوح‌ هایی که با ۸ تا از آن ‌ها که حاشیه ‌های فلزی و چوبی دارند دیوار اتاق خوابش را تزئین کرده است.

قاله مه‌ره حتی چهار سال پیش، به گفته خود به دعوت «جلال طالبانی» رئیس جمهور کنونی عراق، ۲۰ روز به کردستان عراق رفته بود تا در آن جا ساز بزند. او یک بار هم برای اجرای برنامه‌ای به مناسبت یادبود سال‌مرگ «حسن زیرک»، خواننده مشهور بوکانی، از طرف کرد‌های ایرانی به کشور «آلمان» دعوت شده بود که به گفته خود، دولت وقت ایران اجازه خروج از کشور را به او نداد و در غیاب او، جایزه بهترین نوازنده ساز سنتی را به او هدیه دادند.

او با اشاره به تابلو‌های روی دیوار خانه‌اش از جمله تابلویی که امضای رئیس «دانشگاه ایلام» زیر آن است و به مناسبت اولین یادمان بمباران شیمیایی «حلبچه» در سال ۷۹ به او داده شده و یا کسب عنوان برتر در اجرای ساز‌های محلی در جشنواره‌ های مختلف از جمله «صدا و سیمای مهاباد» و جایزه ویژه «اَنفال» در «سلیمانیه» عراق، می‌گوید: «تمام اجراهای من موفقیت آمیز بوده و همیشه اول شدم. الان هم با این که پیر هستم، دندان هایم افتاده است و توانایی سابق را ندارم، ولی دست از نوازندگی برنداشتم.»

او که مرتب می ‌گوید توانایی گذشته را ندارد با هیجان خاصی خاطره‌ای را از سال های دورش که قرآن را با سازش میزده و با خیلی از ملاها سر همین مساله در افتاده تعریف می‌کند.

Qalal_Mara2«جلسه‌ای با حضور ۴۴ ملّای تازه کار که اجازه ملا بودن رو از «ملا کریم شهریکندی»، «ملا جلال شفیعی»، «ملا سید وهاب حاجی گه‌ره»، «ملا کریم حاجی ره‌خایه»، «ملا محمد هه‌به‌کی» و «ملا احمد»، می‌گرفتن برگزار می‌شد و در آن قرآن و مولود نامه می‌خوندن، من هم کلمه به کلمه‌‌ی قرآن رو بدون اشتباه با شِمشالم می‌نواختم.»

او ادامه می‌دهد: «خدا، ملّا جلال شفیعی را بیامرزد؛ او همیشه از من تعریف می‌کرد و می‌گفت "سبحان الله، عجب توانایی داری. تعجب می‌کنم که چطور بدون راهنمایی هیچ استادی، کلمات قرآن را با شِمشالت می‌نوازی."»
لحن صدایش آرام‌تر می‌شود و می‌گوید: «من اینطور بودم. الانم توانایی گذشته را ندارم و بی ‌طاقت هستم؛ از خدا می‌ خوام که ذلیل و بیمار نشم تا همیشه بتوانم شمشال بزنم.»

قاله مه‌ره، وصیت کرده است که بعد از مرگش شِمشالش را که بیش از ۸۰ سال است با او زندگی کرده، به موزه شهر «اَربیل» در کردستان عراق هدیه دهند.

بیماری سِل و خیابان کهنه
قاله مه‌ره در خیابان «کهنه» بوکان کنار دو دستفروش نشسته و ساز می‌زند. صدای سازش در هیاهوی بازار شلوغ خیابان «کهنه»، کمتر به گوش می‌رسد. نگاه‌ های مردم هم زودگذر و آنی است و کسی به صدای سازش گوش نمی ‌دهد. مردم به نشانه کمک و همدردی پولی به او می‌ دهند و زود رد می‌ شوند.

او می‌ گوید: «فقط زمانی که عاشق بودم و حال و هوای جوانی در سر داشتم در خلوت، حرف ‌های عاشقانه‌ای که در دل داشتم را با شِمشالم بیان می ‌کردم و فقط برای خودم شِمشال می‌زدم؛ وگرنه همیشه برای مردم شِمشال نواخته ام.»

قاله مه‌ره حدود ۲ هزار تومان پولی را که به قول خودش از راه حلال بدست آورده جمع می ‌کند. سیگار وینستونش را روشن می‌کند و حرف‌ هایش را ادامه می دهد: «یک روز مریض شدم و در بیمارستان شهرستان مراغه در ۲۰۰ کیلومتری بوکان بستری شدم. دکتر بهم گفت که بیماری "سِل" داری و دیگه نباید ساز بزنی؛ من هم حرف دکتر رو گوش ندادم و از اون موقع هیچ‌ وقت سازم رو از خودم دور نکردم.»

او معتقد است که با مرگش صدای شِمشال نیز با او دفن می ‌شود و می ‌میرد.

«عزیز شاهرخ»، خواننده مشهور کردستان، که یکبار قاله مه‌ره را به خانه‌اش دعوت کرده و برنامه‌ای دو نفره را اجرا کرده‌اند، حرف قاله مه‌ره را قبول دارد. او می ‌گوید: «تکنوازیش عالی است. کسی مثل او نمی ‌تواند شمشال بنوازد و در کار خود استادی تمام عیار است.»

Qalal_Mara1
شاهرخ، ترانه‌ای که با قاله مه‌ره اجرا کرده است را لابلای صد‌ها نواری که در استریو خودش (استریو شاهرخ) دارد، پیدا می‌کند و آن را پخش می‌کند. او قاله مه‌ره را آدم رنج دیده‌ای می ‌داند که در زندگی با کمبود‌های زیادی مواجه بوده است.

«سالار ماملی» هم که از دف نوازان مشهور مهاباد است درباره قاله مه‌ره می‌گوید: «هیچ سازمان هنری نیست که از او حمایت کند. مردم عادی هم ارزش بالای این ساز رو درک نمی ‌کنند.»

او که بی‌سوادی قاله‌ مه‌ره را هم بی‌تاثیر نمی‌ داند، می‌ گوید: «اگر سواد داشت حداقل خودش می ‌توانست کتابی در مورد شمشال بنویسد و آن را جاودانه کند تا از بین نرود.»

قاله مه‌ره در حالی که سازش را در پارچه‌ای گلدار تیره می ‌پیچاند و آن را زیر بغلش می ‌گذارد، از کنار دستفروش‌ هایی رد می‌شود که عکس او را به قیمت ۵۰۰ تومان می‌ فروشند. او می ‌گوید: «این جا رو ترک می ‌کنم و می‌ رم یه جای دیگه ساز بزنم تا حرف ‌هایی که در دل دارم رو برای مردمم بزنم.»
سالار اشعری - پايگاه زيگ‌زاگ

دريافت قطعاتي از آثار قاله‌مه‌ڕه
نام آهنگ حجم آهنگدانلود
نخستين آهنگ2,73 مگابايتLiesen_Music
آهنگ دوم۲,۲7 مگابايتLiesen_Music
ترانه «کانبی خواز» 87,6 كيلوبايتLiesen_Music







+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 23:9  توسط رحیم بصیری  | 

واکنش تند علمای مهاباد به مصوبه دولت در مورد حوزه های اهل سنت

علمای شهرستان مهاباد در نامه ای سرگشاده که برای رییس جمهوری ارسال کردند، اقدام شورای عالی انقلاب فرهنگی در«تصویب اساسنامه ی شورای برنامه ریزی مدارس علوم دینی اهل سنت کشور وتشکیل دبیرخانه برای اجرایی نمودن آن»را ناقض «حقوق شهروندی ،قانون اساسی کشور واعلامیه های جهانی حقوق بشر»وهمچنین«از بین بردن استقلال مدارس علوم دینی اهل سنت» خواندند.
دراین نامه که علاوه بر احمدی نژاد،برای دفترمقام معظم رهبری،رییس مجلس،رییس قوه قضاییه،رییس کمیسیون اصل نود مجلس ومجمع نمایندگان اهل سنت نیز ارسال شده است، تاکید شده:«کلیه ی اسناد بین المللی از جمله منشور ملل متحد، میثاق های بین المللی پذیرفته شده و اعلامیه ی جهانی حقوق بشر، حقوق و آزادی دینی و مذهبی را مورد تاکید قرار داده و دول عضو را به رعایت این حقوق برای همه ی شهروندان تحت حاکمیت خود ملزم کرده اند.»
علمای مهاباد دراین نامه ضمن رد اساسنامه مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی، صریحا"خواهان لغو این مصوبه و«احترام به استقلال مدارس علوم دینی اهل سنت»شده اند.
آنان به تصریح گفته اند:«اجرای این مصوبه،عملاً مدارس دینی اهل سنت را از استقلال ذاتی مورد نیاز خودمحروم کرده و مقدرات آنها را به دستگاه های دولتی می سپارد.» درحالی که «حوزه های دینی اهل سنت، مستلزم مشارکت و تصمیم جمعی علما و مدرسان اهل سنت، به دور از هرگونه فشار بیرونی است.»
دراین نامه که نسخه ای از آن برای دوهفته نامه روژهه لات ارسال شده،گفته شده ؛این مصوبه به صورت مستقیم و غیرمستقیم در اداره ی حوزه های دینی اهل سنت، نقش تعیین کننده را به نهادهای دولتی خواهد داد واستقلال آنها را از حاکمیت به مخاطره می افکند.
مشروح متن نامه علمای مهاباد به ريیس جمهوری و رئیس شورای عالی انقلاب فرهنگی به این شرح است:
به نام خدا
رياست محترم جمهور و رئیس شورای عالی انقلاب فرهنگی
سلام علیکم!
اعلام مصوبه ی شماره ی 613 آن شورا به تاریخ 8/8/86 دایر برتصویب اساسنامه ی شورای برنامه ریزی مدارس علوم دینی اهل سنت کشور وتشکیل دبیرخانه، برای اجرایی نمودن آن، ما را بر آن داشت که به عنوان بخشی از مخاطبان مصوبه ی مذکور مواردی از نگرانی های ناشی از عملی شدن آن را به اطلاع شورای محترم، مسئولان کشور و سازمان های مدافع حقوق بشر برسانیم.
بدون تردید ساماندهی و به روزشدن مدارس علوم دینی اهل سنت، ضرورتی ملموس می باشد و هرگونه تلاش در این راستا، خواه به صورت کمک های دولتی یا مشارکت خود جوش مردم، کمک به ارتقای فرهنگی و دینی کشور است.اما از آنجا که مصوبه ی مذکور به صورت مستقیم و غیرمستقیم در اداره ی حوزه های دینی اهل سنت، نقش تعیین کننده را به نهادهای دولتی خواهد داد و بنابراین استقلال آنها را از حاکمیت به مخاطره می افکند، خوشبینی نسبت به آثار مثبت این مصوبه را، به نگرانی از عوارض نامطلوب آن مبدل می کند، لذا با عنایت به موارد زیر، مراتب نگرانی عمیق خود را نسبت به این مصوبه اعلام می داریم:
1-حوزه های دینی (اعم از شیعی و سنی) در دوره ی گذشته نیز، به لحاظ برنامه ریزی آموزشی و اداری، مستقل از حکومت بوده که همواره به عنوان نقطه ی مثبت حوزه ها از آن یاد شده است. با این وصف، اجرای مصوبه ی مذکور، عملاً مدارس دینی اهل سنت را از استقلال ذاتی مورد نیاز خود، محروم کرده و مقدرات آنها را به دستگاه های دولتی می سپارد. حتی از محتوای فرم شناسنامه مدارس دینی اهل سنت که توسط دبیرخانه ی شورای برنامه ریزی طراحی شده است، برمی آید که بوروکراسی گسترده و نامعلومی نیز به مدارس دینی تحمیل می شود.
2- ساماندهی مدارس دینی در زمینه ی ضوابط تحصیلی، آموزشی و فراغت از تحصیل در حوزه های دینی اهل سنت، مستلزم مشارکت و تصمیم جمعی علما و مدرسان اهل سنت، به دور از هرگونه فشار بیرونی است در صورتی که مصوبه ی یاد شده، اختیار تصویب برنامه، مقررات و منابع آموزشی، پژوهشی و فرهنگی، نظارت بر نحوه ی آموزشی و اعطای مدارک علمی و ...، را از دست علما و مدرسان اهل سنت خارج نموده و به شورای برنامه ریزی فرا می سپارد.
3- مصوبه ی شورای عالی انقلاب فرهنگی، از نقطه نظر حقوقی نیز، در مغایرت آشکار با قوانین ملی و بین المللی می باشد، که اجمالاً به نمونه های زیر اشاره می شود:
الف) کلیه ی اسناد بین المللی از جمله منشور ملل متحد، میثاق های بین المللی پذیرفته شده و اعلامیه ی جهانی حقوق بشر، حقوق و آزادی دینی و مذهبی را مورد تاکید قرار داده و دول عضو را به رعایت این حقوق برای همه ی شهروندان تحت حاکمیت خود ملزم کرده اند.
ب) قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز در فصل حقوق ملت و به ویژه در ماده ی 12 به صراحت آزادی مذاهب اسلامی (غیر از مذهب رسمی کشور) را مورد تاکید قرار داده و اعلام نموده که در مناطقی که اکثریت با اهل سنت است، پیروان آن می توانند در حدود مقررات و ضوابط مذهب خود، آزادانه عمل نمایند.
4) تصویب چنین آیین نامه ی در سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی، امری به راستی شگفت آور بود و موجب کمرنگ شدن شعار مزبور در میان شهروندان اهل سنت شد که انتظار داشتند تلاشهای جدی در راستای احقاق حقوق، جهت تحقق هر چه بیشتر شعار اتحاد ملی و انسجام اسلامی صورت پذیرد.
لذا با عنایت به نگرانی های اعلام شده و موارد فوق، اذعان می داریم که مصوبه ی شورای عالی انقلاب فرهنگی، با از بین بردن استقلال مدارس علوم دینی اهل سنت و به دلیل نادیده گرفتن حقوق شهروندی بخش کثیری از ایرانیان، مغایر با قانون اساسی کشور و ناقض اعلامیه های جهانی حقوق بشر است. بنابراین موضع خود را در قبال مصوبه ی مورد نظر، بدین گونه اعلام می داریم.
1.خواهان لغو صریح مصوبه ی شورای عالی انقلاب فرهنگی هستیم.
2.خواستار احترام به استقلال مدارس علوم دینی اهل سنت، بوده و انتظار داریم که اداره امور مدارس مذکور به صورت مشارکت داوطلبانه ی علمای اهل سنت در هر استان و شهرستان به هیئتی منتخب از آنها در قالب نهادی مدنی و غیر دولتی، سپرده شود.
3.برخورداری مدارس علوم دینی اهل سنت، از حمایتهای مالی دولت، البته با کیفیتی منطقی و مطلوب به گونه ای که موجب وهن روحانیت اهل سنت نباشد، را حق مسلم خود و وظیفه ای برای حاکمیت می دانیم.
4.ضمن تشکر از اقدام بجای مجمح نمایندگان اهل سنت مجلس شورای اسلامی که به نیابت از موکلان خود، طی نامه شماره 1326 مورخه 87/4/17 به رییس جمهور، اعتراض خود را، از آنان مصرانه می-خواهیم که موضوع به صورت جدی تا حصول نتیجه مطلوب پیگیری نمایند.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت 22:7  توسط رحیم بصیری  | 

تاملی در گفتار برخی از گروه های افراطی ترک آذری در مورد ارومیه




با نگاهی به‌ پاره‌ای از مقالات کینه‌توزانه گروههای افراطی پان ترک که‌ درلابه‌لای سایتها، وبلاگها و روزنامه های محلی در قالب دفاع از منافع ملت دوست و همسایه‌ آذربایجان مطرح میشود، تهدیدی که‌ میتواند سایه‌ای تیره‌‌ بر روابط آینده‌ی دو ملت کرد و آذربایجانی بیفکند نمایان میشود گو اینکه چندان هم دور نیست. اینگونه‌ برخورد غیر مسئولانه‌ در مورد ارومیه و دیگرشهرهای نواحی شمال شرقی کردستان بزرگ ایران که‌ به‌ دستور رضاخان در تقسیمات کشوری دوره‌ پهلوی به‌ آذربایجان غربی ملقب شد، ما را به یاد گفتار نژادپرستانه‌ سه دهه پیشتر افراطیون ترکیه درمورد ملت کرد و بالاخص کردستان شمالی (کردستان ترکیه) می اندازد که نام کرد برایشان وحشت آور و غیر قابل تحمل بود. سردارسپاه ترکیه و رهبرکودتاچی ها، کنعان اورن قصد داشت حتی هویت کردی را از بین ببرد و زبان مردم کردستان را از حلقوم بیرون بکشد تا از باقیمانده‌ مردم ترک اتاتورکی بسازد، ولی با تمام قدرت و شقاوتی که‌ بخرج داد نتوانست به‌ چنین هدف پلیدی برسد. حال بعد از 30 سال پیشقدمان ترکتازی و طراحان برنامه‌ نسل کشی در کردستان به‌ اشتباه خود پی برده‌ و در تلاش جبران گذشته‌ای هستند که‌ با تهاجم اجداد مغول و تاتارشان طاعون آسا، کردستان سرزمین آتروپاتکان یا ئاگرپارێزان (محافظان آتش) را در بر گرفت، اسامی مکانها، شهرها، روستاها و حتی مراتع و جلگه‌ها را هم تتریک کرد. متاسفانه کسانی هستند که‌ از این اشتباهات پند نمیگیرند و به‌ ساز گروه های خودباخته‌ و وطن فروش، رهبران بعضی از گروهای آذری را تحریک می کنند تا علیه مردم ستم دیده‌ شرق کردستان وارد عمل شوند. آنها در نوشته های خود کردهای ساکن شهر ارومیه، نقده، سلماس، ماکو و خوی را مهاجر می نامند و به‌ شیوه‌ علنی به‌ دشمنی با مردم کردستان میپردازند. غافل از آنکه‌ اگر روزی چنین حسابی پیش آید بازنده‌ واقعی همان کسانی خواهند بود که‌ بر طبل این خیال نابجا میکوبند. چرا که‌ مهاجران واقعی در این سرزمین گروههای مهاجمی هستند که‌ در اوایل هزاره‌ دوم میلادی آتروپاتکان رااشغال کردند و مردم بومی آن را به‌ دم تیغ کشاندند. این سر زمین، سرزمین پدری کردهای ماد نصب و آریایی الاصل است که‌ زردشت بزرگ را به‌ تاریخ تحویل دادند. اگر تنها شهرهای ارومیه، سلماس یا دیلمان،  خوی و مادکوه را در نظر بگیریم ،زمانی که‌ کردها در این شهرها ساکن بودند خبری از ترک و ترک زبان در صدها فرسخی این مناطق هم نبود.اما ما کردها هیچ وقت نسل امروزی ترک و آذری را مسئول تاریخی سرشار از غدر و قصاوت نمیدانیم که‌ نسلهای گذشته‌ آنها در برابر اجداد ما کردند. ما در جهان امروز زندگی میکنیم، منافع مشترک داریم و به‌ آینده‌ای فکر میکنیم که‌ در آن کرد، فارس، عرب و آذری همه‌ ملتهای خاورمیانه‌ با حقوقی برابر در صلح و صفا زندگی کنند. الان هم مجبوریم با هم باشیم و باهم زندگی کنیم ، ولی نه‌ بافشار و تحقیر بلکه ‌با دیالوگ و قبول کردن همدیگر و به‌ شیوی درست و منطقی که‌ ‌باپرنسیپهای جهان امروزهمخوانی داشته‌ باشد. اگر کسانی بنام دفاع از آذری و آذری زبان و غیره تصور میکنند باریکه‌ ارومیه تا مادکوه از سرزمین ایران یا کردستان جداست، شاید تنها آن زاویه باریک کردستان ایران را ببینند و سرزمین وسیع فلات ایران را فراموش کنند، و به‌ قول معروف با دیدن درخت جنگل را نبینند. کردستان در بین سه کشور اشغالگر تقسیم شده‌ است و در آینده‌ی که‌ به‌ آزادی برسد و به آغوش میهن اصلی بازگردد دیگر ارومیه و دیگر شهرهای خود را به‌ نحوی در آغوش میکشد که‌ دیگر جدایی ممکن نباشد.به هر حال اگر از تاریخ وجغرافیا و .... بگذریم و به امر واقع بپردازیم سالهاست ملتهای ما با هم زندگی می کنند و تاریخی مملو از درد و رنج و چه بسا همدردی و همپیمانی تاریخی دارند. ما باید از گذشته‌ بیاموزیم و بدانیم که‌ در هر مقطع چه باید کرد و چه‌ نباید کرد. انسان عاقل و منطقی با درک واقعیتها باید کار و برنامه‌ ریزی کند، نه‌ به‌ خیال اینکه‌ فلانی مهاجر و فلانی غیر خودی است تخم تفرقه‌ بیفکند. بگذار این سئوال اساسی را برای همه ملیتهای که‌ در این قسمت از خاک کردستان زندگی می کنند مطرح کنیم ، آیا کدام یک از این ملیتها می توانند آن یکی را از این سرزمین بیرون براند وادعای مالکیت مطلق این سرزمین را مطرح کند؟؟به نظر من جواب خیلی واضح است، هیچ یک از این ملتها نه‌ قادرند و نه‌باید این خیال را در سر بپرورانند. دنیای امروز دنیای عقل و منطق است و اجازه‌ این کار را به‌ هیچ کس وگروهی نمی دهد، حتی اگرقدرت آن را هم داشته‌ باشد.پس چه باید کرد؟آیا بساط جنگ و نزاع و کشتار بیاندازیم. نه‌، چرا که‌ سر انجام هر جنگ و نزاعی باز صلح و آشتی است. اگر اسرائیل وفلسطین توانسته‌ اند بعد از نیم قرن همدیگر را شکست بدهند، بیایید ما هم این راه ویرانگر و دل خراش را انتخاب کنیم. اگر آنها نتوانسته‌اند به‌ چاره‌ای برسند، پس چرا ما یک بار دیگرآن را امتحان کنیم. آزموده‌ را آزمودند خطاست. اگر بعد از این همه‌ جنگ و خون ریزی تازه‌ می خواهند با هم بشینند راه چاره‌ ای بیابند، باید دیگران هم درسی از آن بگیرند. آن کودکی که‌ در موقع شروع جنگ بین این دو ملت به دنیا آمده. الان دیگر پیر شده‌ است. یعنی آن مردم بیچاره‌ از دو سو در تمام طول زندگی خود در جنگ و کشت و کشتار بوده‌اند‌، مگر سرزمین برای زندگی کردن و انسانها نیست؟پس بیایید ما از روز اول برادرانه باهم بسازیم، بدون اینکه‌ مردم این منطقه‌ی زیبای فلات ایران دچار دردسر، آوارگی و کشت وکشتار شوند. از اینرو بهتر است این آشوب طلبان دست از نوشته‌های تحریک آمیز بردارند. چرا که‌ نمونه این اختلافهای مرزی زیاد است و هیچ کدام با زور و انکار حل نشده‌ است. من احساس مسئولیت ومنطق ودیالوگ رابیشتر در احزاب کردی وکردها می بینم‌، اما دربین احزاب و تشکلهای آذری این احساسات خیلی کم به چشم میخورد. با مروری بر نوشته‌ ها وگفتار هر دو طرف در مطبوعات داخلی وخارجی به وضوح این موضع نمایان است(شاید شما نیز تا کنون محتوای وبلاگها و وب سایتهای کردی و آذری را مقایسه کرده باشید). این آگاهی ورشد سیاسی واحساس مسئولیت کردها به‌ قیمت خون هزاران مرد و زن دلیراین سرزمین جاویدان و قهرمان وبا مبارزه ی بدون وقفه‌، با ویران شدن صدها شهرو روستا وهزاران مصیبت به دست آمده‌ است تا باقی ایراننید آسوده خاطر باشند که مرزهای غربیشان از دست دشمنان ایرانی دور است. زمانیکه‌ کردها برای بدست اوردن حقوق قومی خود بپا خواستند این آذری ها بودند که سینه سپر کرده ما را تجزیه طلب خواندند وکاسه داغ تر از آش شدند. آنوقت خبری آنچنانی از مبارزه علیه‌ حکومت و فارس وفارس ستیزی در بین آنها نبود. بدون تردید کسان ‌ و قدرتهای دیگری پشت مسئله‌ هستند و این نفاق را به‌ آنها دیکته‌ می کنند. برای مثال، مدتی پیش یک خانم کرد به نام خدیجه منصوری که شورای شهر ارومیه‌‌ است، بنا به گفته ی برادران آذری در یکی ازمسجدهای ارومیه‌ سخنرانی کرده‌ و چنین گفته است. این نوشته‌ زیرازسایت ‌آنها گرفته‌ شده‌.ایجنا نیوز/ خبرگزاری جوانان آزادیخواه ایران: یکی از دو زن کرد انتخاب شده در شورای شهر و روستای ارومیه مرکز آذربایجان غربی جمعه گذشته در مسجد اهل تسنن واقع در میدان قیام ارومیه گفت: ترک های ارومیه مهمانان ما هستند وی که برای اولین بار بعد از انتخاب شدن در شورای شهر و روستای ارومیه برای تعدادی از کردهای مقیم این شهر سخنرانی می کرد در ادامه گفت بایستی تلاش کنیم تعداد نمایندگان خود را از 3 نفر به 8 نفر برسانیم. خوب در گفته‌ خانم خدیجه‌ منصوری چه‌ چیز غیر قانونی و نامنطقی دور از حقیقت می بینید؟ که گفته‌ برادران آذری مهمان ما هستند، کردها همیشه‌ مهمان نواز بوده‌ و هستتند، هیچ وقت حاضر نیستندکه‌حتی مهمانان ناخوانده‌را هم از خانه‌ی خود بیرون کنند. این نوشته هم‌ یکی از دستور عملهای است که‌ از طرف این گروهای افراطی به‌ مردم آذری داده‌ شده‌ است که تا‌ بر علیه‌ کردها اجرا کنند ، همانطوری می دانید تمام ادارات حکومتی درشهرهای ارومیه‌، نقده، سلماس ، خوی، ماکو...در دست آذریها می باشد، در این رابطه‌ کردها همیشه‌ در خارج از‌ محدوده ی‌ سیاسی و اداری و غیر در شهرهای خود بوده‌اند.این نوشته را در حالی می نویسم که هر روزی که وارد شهر و دیار خودم با عده ای مواجه می شوم که با یکدیگر مثل همیشه در قبال چندین گروه کوچک و بزرگ در مکانی تجمع کرده و مشغول کشیدن سیگار و یا با زبانی که نمی دانم چرا نام ان را زبان گذاشته اند چون زبان ان ها طوری است که اگر فارسی را کمی اینور و اونور کنی زبانی به دست می اید که زبان کردی نام دارد حال شما خودتان حساب کنید فارسی که خود لهجه ی عربی می باشد حالا کردی هم لهجه ای از فارسی می باشد (حال خودتان قضاوت کنید که ایا می توان نام ان را زبان گذاشت؟) اری این قبیله ای که هر روز تعدادشان در شهر ما رشد می کند کردها هستند.آیا ای دوستانی که این مطلب را می خوانید تا حالا با خودتان فکر کرده اید که چرا این افراد هر روز تعدادشان در دیار اذربایجان زیاد می شود و ان ها شهر زیبای اورمو را هدف خود قرار داده اند؟؟؟دوستان عزیز مشکلاتی که در سر راه اذربایجان عزیز قرار دارد در این شهر یعنی اورمیه ی عزیز دو برابر می باشد چون شهر اورمو علاوه بر مشکلاتی که در سر راه حرکت ملی اذربایجان وجود دارد با مشکل مهاجرت اکراد نیز روبرو می باشد و این مورد کار فعالان اذربایجانی و به طور کل کار ملت تورک این شهر را بسیار سخت کرده و چون این قوم مورد حمایت دولت نیز واقع است و در واقع این قوم ابزاری می باشد که دولت از ان برای سخت تر کردن حرکت ملی اذربایجان و ایجاد دیواری حایل بین اذربایجان و ملت تورکیه قرار داده تا مبادا این دو ملت تورک با یکدیگر همکاری و اتحاد داشته باشند.اما چه راهکار هایی برای مقابله با تروریسم کورد وجود دارد و چگونه می توان برای بیرون راندن این قوم از دیار اذربایجان اقدامی کرد:

1-     آگاهی دادن و مطلع کردن دوستان و یا فامیل و یا هر کسی که به این موضوع اگاهی ندارد.

2-       بیداری فرزندان و کودکان اذربایجان و پرورش حس میهن دوستی به ان ها و اشنا کردن ان ها با ملت های تورک جهان.

3-      (اکراد که اکثرا دارای شغل های ازاد می باشند و به صورت دست فروش مشغول هستند) قطع هر گونه رابطه و یا خرید و فروش با ان ها.

4-      هیچ تورکی نباید معامله ای با کردی داشته باشد که اکثر قاچاقچیان کرد با پیشنهاد های کلان خیلی راحت زمین و یا ملک تورک های غافل را به دست می اورند.

5-      در ادرات دولتی هیچ گونه استخدامی از این گونه افراد صورت نگیرد و هیچ گونه مجوزی برای تاسیس اماکن و یا مکان اموزشی به ان ها داده نشود.

6-      در مرزها به هیچ وجه اجازه ورود یا خروج قاچاق به این افراد داده نشود (البته بعضی از تورک های غافل می باشند که خیلی زود خود را می فروشند)

7-      تروریست های پ.ک.ک با نفوذ در روستا های اطراف دختران و پسران کرد را فریب داده و ان ها را در گروهک خود می پذیرند که باید نظارت بر این روستا ها خیلی بیشتر از این باشد (عملا هیچ گونه نظارتی بر این روستا ها صورت نمی گیرد)

8-       از اجاره دادن خانه و مسکن خود به این افراد شدیدا خودداری نمایید.

9-      هیچ کردی اجازه اعتراض در دانشگاه ها و مدارس اذربایجان را ندارد و هر گونه تجمعی در شهر های اذربایجان توسط این افراد باید سریعا سرکوب شود.

 

و خیلی نکات دیگر که اگر مردم اذربایجان اولین مورد را انجام دهند خیلی نکات دیگر بسیار راحت می باشد و هر فرد تورک اذربایجانی با دیدن این افراد خواهد فهمید که جای این افراد در اینجا نمی باشد و مخصوصا شهر اورمیه که مهد تمدن تورک ها بوده و خواهد بود و هیچ کردی به هیچ وجه اجازه سکونت دراین شهر را ندارد و من مطمئنم که روزی همین ملت تورک اورمو این افراد را از زیباترین شهر اذربایجان بیرون خواهند راند... GALACAK BIZIMDI سال 2008 سال بيداري ملت تورك اذربايجان

سلیمان کلشی

www.urmiye.eu

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت 21:26  توسط رحیم بصیری  | 

بازپرس ویژه گارد ریاست جمهوری عراق افشا کرد

 
بمباران شیمیایی سردشت و حلبچه تصویربرداری هوایی شده است!
Naghesheh_Hawahi منابع خبری گزارش دادند بازپرس ویژه گارد ریاست جمهوری عراق در بازجویی های خود اعتراف کرد: نیروی هوایی عراق در زمان جنگ علیه ایران،از بمباران های شیمیایی شهرهای سردشت و حلبچه وهمچنین علیه رزمندگان ایرانی فیلمبرداری وعکسبرداری هوایی کرده بود.
اوگفت:سیستم های عکسبرداری هوایی توسط کارشناسان فرانسوی بر روی هواپیماهای جنگی نصب وتصاویر بعداز هربمباران دراختیار صدام قرارمی گرفت.
او می گوید: فیلم ها، ابتدای نصب، توجیه خلبانان و بمباران ها را نشان می داد.سرهنگ عبدالرشید تایید می کند خود این فیلم رادیده و صدام پس از دیدن فیلم های بمباران جبهه های ایران در خلال عملیات خیبر و همچنین بمباران شیمیایی حلبچه با خنده بسیار از تصاویر لذت می برد و به صراحت گفته بود اگر می توانستیم این سلاح را در تمام شهرها و جبهه های ایران و مخالفانمان بکار ببریم پرچمدار بزرگ منطقه می شديم.
اوگفت:پس از عملیات بمباران های شیمیایی نیز از حلبچه و سردشت هم عکس و فیلم هوایی گرفته شد.
به گفته او، طارق عزیز تصاویر ماهواره ای بمباران های شیمیایی منطقه عملیاتی خیبر را که هزاران رزمنده ایرانی را به شهادت رسانده و یا آلوده کرده بود را نیز در اختیار صدام و ارتش بعث قرار داد.
مقامات عراقی تصریح می کنند بسیاری از این فیلم ها و تصاویر و اسناد مهم جنایات صدام به خارج از عراق منتقل شده است.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387ساعت 23:45  توسط رحیم بصیری  | 

مسافرت بين سنندج- سليمانيه رسمي و روزانه شد

مسافرت بين سنندج- سليمانيه رسمي و روزانه شد
 
Sulaymaniyah یک مقام سازمان حمل و نقل و پايانه‌هاي كردستان تاییدکرددفتر یک شرکت مسافربري بين‌المللي در سنندج گشایش یافته تا امكان تردد مسافران، بين سنندج و سليمانيه به صورت رسمي وروزانه ازطريق پايانه مسافربري فراهم شود.
هدف ازراه اندازي دفتراين شركت، بالابردن ضريب اطمينان حمل و نقل مسافران از طريق مرز رسمي باشماق مريوان به مقصد سلیمانیه اعلام شد.
رييس سازمان حمل و نقل و پايانه‌هاي استان كردستان می گوید:«با راه اندازي اين شركت معطلي‌هاي هشت روزه مسافرين كردستاني در مرز براي خودرو رفع شده و مسافرين مي‌توانند با برنامه ريزي كامل به مسافرت بروند.»
وي به ایرنا گفت: مسافرين ايراني با داشتن گذرنامه با حداقل هزينه و دراوج آسايش و آرامش مي‌توانند از سنندج به مقصد سليمانيه وبالعكس هرروز حركت داشته باشند.
مديرعامل شركت بين‌المللي ديدار سيرگيتي كه کار انتقال مسافران بین سلیمانیه وسنندج را انجام می دهد،گفت: اين شركت درسنندج داراي دو دفتر يكي در مركز شهر و ديگري در پايانه مسافربري شهر است و به شكل اينترنتي نيز بليط مسافرتي را رزور مي كند.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387ساعت 23:23  توسط رحیم بصیری  | 

به اتهام خیانت در انجام وعده؛ اوجالان از یونان به دادگاه شکایت برد

 
abdullahocalan یک وکیل عبدالله اوجالان گفته است که رهبر زندانی «پ.ک.ک» به دلیل آنچه که خیانت وکوتاهی دولت یونان درحفظ جانش خوانده، به دادگاه شکایت برده است.
«یانینیس راهیواتیس » وکیل اوجالان گفت که او شکایت را به دادگاه ارایه داده ولی نگفت که او این شکایت را درکدام دادگاه طرح کرده است.
آژانش«فرات» نوشت وکیل اوجالان درشکایت خودرخواست 25 هزار یورغرامت کرده است. به گفته وکیل اوجالان، دراین شکایت گفته شده که دولت یونان به وعده خود درحفظ جان اوجالان عمل نکرده وبه آنچه تعهد داده بود ،خیانت کرده است.
اوجالان سال 1999 درنایروبی پایتخت کینا دستگیر وبه ترکیه انتقال داده شد واکنون درزندانی درجزیره ایمرالی ترکیه نگهداری می شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعت 23:34  توسط رحیم بصیری  | 

ازوبلاگhttp://sn2s-kurdi.blogfa.com/

تقدیم ............  

همه ي نوشته هايم تقديم به :

کرد و کردستانی

تقدیم به ایرانی بودنم  تقدیم به ........................

 ۶ ميليون يهودي كشته شده در هولوكاست

 ۱ ميليون ارمني كشته شده به دست امپراتوري عثماني

۱۸۲۰۰۰ كرد زنده بگور شده ي انفال توسط صدام

۱۰۰۰ كودكي كه در لوله گاز عثماني ها خفه شدند

5000 هزار روستای به آتش کشیده ی  کردستان ترکیه توسط  ارتش وحشی گر عثمانی

 

 

چقدر سرم زائده ي مسخره ايست

چقدر دلم براي انفال تنگ است

چقدر به ديوار نوشته هاي زندان ميخندم

 چقدر دلم براي آَشويتس تنگ است

دارند خفه ات مي كنندو باز ديوار ها را شعري ميكني

چقدر دلم براي ارمني ها تنگ است  

و خنده ام ميگيرد وقتي بچه هاي خفه شده در لوله گاز عثماني ها

دارند خانه بازي ميكنند

و ما چقدر فكر كرديم

آنها دارند نقش مرده ها را در مي آورند

چقدر بيجا ميشوم وقتي

همه را فراموش ميكنم

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آذر 1387ساعت 22:48  توسط رحیم بصیری  | 

چند خبر ازشهر سقز

امروز جمعه در ساعت ۱۰ صبح یکدستگاه خودرو زانتیا در مسیر بوکان سقز از جاده منحرف

وتنها سرنشین آن فواد آمان اللهی فرزند یکی از کارمندان دانشگاه پیام نور سقز در دام جان

سپرد و وفات نمودند

ریگا فوت آن مرحوم را به خانواده ان عزیز تسلیت عرض می کند

فوت یک حاجی در مکه مکرمه

روز چهار شنبه گذشته حاج رسول حسینی از حاجیان اعزامی سقز به مکه مکرمه در مکه

وفات نمودهاند وجنازه آن مرحوم در مکه به خاک سپرده شد.

ریگا فوت آن مرحوم را به خانواده وهمشهریان عزیز تسلیت عرض می کند

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت 21:10  توسط رحیم بصیری  | 

فزونی آمار ایدزی ها در کردستان: 376 ایدزی در کردستان وجود دارد

دوهزار و800 نفر بيمار مبتلا به ايدز در کردستان فوت شده‌اند
Aids_Kurdistanكوردنيوز :: آژانس خبري مناطق كردنشين یک مقام دانشگاه علوم پزشكي استان كردستان تایید کرد تاکنون درکردستان 376 مورد بيمار مبتلا به ايدز شناسايي شده اند. اوگفت:310 نفر در سنندج،24نفر در كامياران،18 نفر در شهرستان سقز،14 نفر درقروه، هفت نفر در بيجار، دو نفر در بانه و يك مورد نيز در مريوان شناسايي شده‌اند.
«فرزام بيدارپور» معاون بهداشتي دانشگاه علوم پزشكي استان كردستان که در روز جهاني ايدز با خبرنگاران سخن می گفت، تایید کرد تاکنون دوهزار و800 نفر بيمار مبتلا به ايدز در کردستان فوت شده‌اند.
آمارهای رسمی حاکیست هم‌اكنون در كل كشور 18هزار و320نفر بيمار مبتلا به ايدز شناسايي شده‌اند كه يك هزار و592 مورد آنها به طور كامل مبتلا به ايدز شده‌اند.
يازده تا هفدهم آذرماه هرسال هفته ايدز نامگذاري شده است.اول دسامبر روز جهاني ايدز است.
به گزارش فارس، بيشترين مبتلايان به بيماري ايدز در کردستان بين 25 تا 30 سال سن دارند و93/7 درصد آنان مرد و6/3 درصد نیز زن هستند.
از نواختن زنگ ایدز درمدارس کردستان جلوگیری شد
معاون بهداشتي دانشگاه علوم پزشكي كردستان گفت: امسال سازمان آموزش و پرورش استان ازبه صدا درآوردن زنگ ايدز درمدارس خودداري كرده است.
فرزام بيدارپور، دلايل اين خودداري را نمي‌دانست ولی گفت:تاثير اين زنگ را به استناد مدارك و شواهد سنوات گذشته درمدارس مثبت است. وی افزود: وقتي زنگ ايدز در مدارس استان به صدا درمي آمد، دانش آموزان مي‌توانستند درميان خانواده و همسالان خود اطلاع رساني كنند و با بازگو كردن اين اتفاق در مدرسه خود براي والدين و بستگان را نيز در جريان بيماري ايدز قراردهند.
بيدارپور گفت: دراغلب مدارس كشور اين زنگ به صدا درآمده است و اگر دراستان كردستان نيز به صدا در مي‌آمد تاثير خوبي مي‌توانست داشته باشد.
بی اطلاعی آقای رییس!
رييس سازمان آموزش و پرورش استان كردستان در اين مورد به خبرنگار ايرنا گفت: ازنظر ما اطلاع رساني و ارتقاي آگاهي دانش آموزان در زمينه پيشگيري از رفتارهاي پرخطر كه منجر به بروز بيماري و يا ناهنجاريهاي رفتاري و اجتماعي شود، امري بسيار لازم و ضروري است.
ساكي، البته به علت عدم حضورش دراستان، نسبت به دلايل اصلي عدم نواخته شدن اين زنگ در مدارس استان ابراز بي‌اطلاعي كرد و تنها به پيگيري موضوع از ساكت‌ترين اداره اين سازمان يعني حراست، اكتفا كرد. وي گفت: آن چه كه خبر دارم، حراست اين سازمان به دلايل قانوني كه دارد اجراي اين طرح را به صلاح ندانسته است.
بخشنامه داریم!
يكي ازمسوولان حراست سازمان آموزش و پرورش استان كردستان درپاسخ به پيگيري خبرنگار ايرنا مبني بر ممانعت حراست از به صدا درآمدن زنگ ايدز در مدارس استان گفت: اين مساله طي يك بخشنامه از سوي وزارت آموزش و پرورش به استانها ابلاغ و اعلام شده است. وي كه نخواست نامش فاش شود، افزود: ممانعت از به صدا درآوردن زنگ ايدز توسط مسوولان وزارت آموزش و پرورش از مركز به استانها اعلام شده است.
البته اخبار منتشره بر روي سايتهاي خبري نشان مي‌دهد كه بخشنامه پيش گفته به دست اغلب سازمانهاي آموزش و پرورش ساير استانها نرسيده است، زيرا در بيشتر استانها اين زنگ به صدا درآمده است.
به اعتقاد يكي ازمسوولان دانشگاه علوم پزشكي كردستان نواخته نشدن زنگ ايدز درمدارس استان اگر از روي فراموشي يا ناهماهنگي باشد، چيز مهمي نيست، اما اگر نشانگر غفلت از خطرات يا خنثي شدن نسبت به ضرورت اطلاع رساني و مقابله با ايدز باشد، خطرناك است.
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آذر 1387ساعت 20:35  توسط رحیم بصیری  | 

مطالب جدیدتر
مطالب قدیمی‌تر